.
«أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ ۗ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ
آنها غیر از خداوند، چیزى را مى پرستند که او هیچ گونه دلیلى بر آن نازل نکرده است، و چیزى را که علم و آگاهى به آن ندارند.
و براى ستمکاران، یاورى نیست.
(حج/71)
*
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ ۖ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا ۗ قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكُمُ ۗ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
و هنگامى که آیات روشنِ ما بر آنان خوانده مى شود، در چهره هاى کافران آثار انکار مشاهده مى کنى، آنچنان که نزدیک است (برخیزند و) به کسانى که آیات ما را بر آنها مى خوانند حمله کنند! بگو: «آیا شما را به بدتر از این خبر دهم؟ که همان آتش سوزنده است که خدا به کافران وعده داده.
و بدسرانجامى است!»
(حج/72)
*
يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ
اى مردم! مَثَلى زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانى را که غیر از خدا مى خوانید (و پرستش مى کنید)، هرگزنمى توانند مگسى بیافرینند، هر چند براى این کار دست به دست هم دهند. و هرگاه مگس چیزى از آنها برباید، نمى توانند آن را بازپس گیرند. هم طلب کننده ناتوان است، و هم طلب شونده (هم عابدان، و هم معبودان).
(حج/73)
***
مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
خدا را آن گونه که باید بشناسند نشناختند. خداوند توانا و شکست ناپذیر است.
(حج/74)
📝تفسیر سوره مبارکه حج آیات ۷۱ الی ۷۴
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
↩️ معبودانى ضعیف تر از یک مگس!
در این آیات ـ به تناسب بحث هائى که قبلاً پیرامون توحید و شرک بود ـ باز سخن از مشرکان و برنامه هاى غلط آنها مى گوید:
و از آنجا که یکى از روشن ترین دلائل بطلان شرک و بت پرستى این است که هیچگونه دلیل عقلى و نقلى بر جواز این عمل دلالت نمى کند، در آیه نخست مى فرماید: آنها غیر از خدا چیزهائى را مى پرستند که هیچگونه دلیلى خداوند براى آن نازل نکرده است (وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً).
در واقع این ابطال اعتقاد بت پرستان است که معتقد بودند: خدا اجازه بت پرستى را به آنها داده، و این بت ها شفیعان در گاه او مى باشند.
آن گاه اضافه مى کند: آنها معبودهائى را مى پرستند که علم و دانشى به حقانیت آنها ندارند (وَ ما لَیْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ).
یعنى نه از طریق دستور الهى، و نه از طریق دلیل عقل، هیچ حجت و برهانى براى کار خود مطلقاً ندارند.
بدیهى است کسى که در اعتقاد و اعمال خود متکى به دلیل روشنى نیست، ستمگر است، هم به خویش ستم کرده، و هم به دیگران، و به هنگام گرفتار شدن در چنگال مجازات الهى، هیچ کس قدرت دفاع از او را ندارد، لذا در پایان آیه مى گوید: براى ستمکاران یاور و راهنمائى نیست (وَ ما لِلظّالِمِینَ مِنْ نَصِیر).
بعضى از مفسران گفته اند: نصیر در اینجا به معنى دلیل و برهان است; چرا که یارى کننده حقیقى همان مى باشد.(۱)
این احتمال نیز وجود دارد که: مراد از نصیر ، راهنما است و مکملى است براى بحث گذشته، یعنى نه حجت الهى دارند، نه دلیل عقلى که خود به آن رسیده باشند، و نه رهبر و راهنما و استادى که آنها را در این مسیر یارى کند; چرا که آنها ستمگرند و در برابر حق تسلیم نیستند.
این تفسیرهاى سه گانه، با هم منافاتى ندارند هر چند تفسیر اول روشن تر به نظر مى رسد.
* * *
پس از آن به عکس العمل بت پرستان در برابر آیات خدا، و شدت لجاجت و تعصب آنها در یک جمله کوتاه، اشاره کرده مى گوید: هنگامى که آیات روشن ما ـ که بهره گیرى از آن براى هر صاحب عقلى آسان است ـ بر آنها خوانده مى شود، در چهره کافران آثار انکار را به خوبى مشاهده مى کنى (وَ إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّنات تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَرَ).(۲)
در حقیقت، هنگام شنیدن این آیات بینات، تضادى در میان منطق زنده قرآن و تعصبات جاهلانه آنها پیدا مى شود، و چون حاضر به تسلیم در برابر حق نیستند، بى اختیار آثار آن در چهره هاشان به صورت علامت انکار، نقش مى بندد.
نه تنها اثر انکار و ناراحتى در چهره هاشان نمایان مى شود، که بر اثر شدت تعصب و لجاج نزدیک است برخیزند و با مشت هاى گره کرده خود، به کسانى که آیات ما را بر آنها مى خوانند حمله کنند ! (یَکادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیاتِنا).
یَسْطُون از ماده سطوت به معنى بلند کردن دست، و حمله کردن به طرف مقابل است، و در اصل ـ به گفته راغب در مفردات ـ به معنى بلند شدن اسب، بر سر پاها و بلند کردن دست ها است، سپس به معنى بالا اطلاق شده.
در حالى که انسان اگر منطقى فکر کند، هر گاه سخن خلافى بشنود، نه چهره در هم مى کشد و نه پاسخ آن را با مشت گره کرده مى دهد، بلکه با بیان منطقى آن را رد مى کند.
این عکس العمل هاى نادرست کافران، خود دلیل روشنى است بر این که آنها تابع هیچ دلیل و منطقى نیستند، تنها جهل و عصبیت بر وجودشان حاکم است.
قابل توجه این که: جمله یَکادُونَ یَسْطُونَ با توجه به این که از دو فعل مضارع تشکیل شده، دلیل بر استمرار حالت حمله و پرخاشگرى در وجود آنها است که گاه شرائط ایجاب مى کرد، عملاً آن را ظاهر کنند، و گاه که شرائط اجازه نمى داد، حالت آمادگى حمله در آنها پیدا مى شد، و به تعبیر ما به خود مى پیچیدند که: چرا قادر بر حمله و ضرب نیستند.
✍ پی نوشت:
۱ ـ المیزان و تفسیر فخر رازى ، جلد ۲۳، صفحه ۶۶، ذیل آیه مورد بحث.
۲ ـ کلمه منکر مصدر میمى و به معنى انکار است، و از آنجا که انکار، یک حالت درونى است و قابل مشاهده نمى باشد، بنابراین، منظور آثار و علائم انکار است.
↩️ ادامه دارد...
🎙 تفسیر صوتی آیات ۷۰ الی ۷۶ سوره مبارکه حج
📝 مفسّر : حجتالاسلاموالمسلمین قرائتی
📝 شرح و تفسیر حکمت ۴۱۶
🔸نهی از جمع مال برای دیگران
❓براى چه کسى باقى مى گذارى؟
↩️ سؤال ديگر اينکه فقها در بحث اعانت بر گناه نيت را لازم مى دانند و مى دانيم شخصى که اموالى را گردآورى کرده نيتش اين نيست که فرزند ناصالحش آن را حتماً در طريق گناه مصرف کند بنابراين چگونه امام عليه السلام مى فرمايد: اعانت بر گناه کرده است؟
پاسخ اين است که در بحث اعانت بر اثم گفته ايم که اگر انسان يقين داشته باشد مثلًا انگورى که به کارخانه شرابسازى مى فروشد حتماً براى ساخت شراب مورد استفاده واقع مى شود آن را نيز مصداق اعانت بر اثم مى دانيم و اى بسا حريصانى که اموالى را جمع آورى کرده اند بدانند فرزندان آنها از آن در کارهاى ناشايست استفاده مى کنند بنابراين مصداق اعانت بر اثم مى شود.
مرحوم سيد رضى بعد از پايان اين گفتار حکمت آميز مى گويد: «اين سخن به گونه ديگرى نيز نقل شده است و آن چنين است»؛ (قَالَ الرَّضِى وَيرْوَى هَذَا الْکَلامُ عَلَى وَجْهٍ آخَرَ وَهُوَ). اين قسمت، که مرحوم سيد رضى نقل مى کند از نظر معنا تفاوتى با بخش گذشته ندارد و روشن است که نقل به معنا شده است يا آن بخش نقل به معناى اين بخش بود. ولى اين تفاوت در آن ديده مى شود که بخش گذشته به صورت وصيتى به امام حسن مجتبى عليه السلام بود اما اين بخش به صورت خطبه ايراد شده است چون در آغازش «اما بعد» آمده که معمولًا در آغاز خطبه ها مى آيد. به هر حال مى فرمايد: «اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، آنچه از دنيا هم اکنون در اختيار توست پيش از اين در دست ديگران بوده است و بعد از تو نيز به ديگران مى رسد»؛ ( أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الَّذِي فِي يَدِکَ مِنَ الدُّنْيَا قَدْ کَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَکَ، وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى أَهْلٍ بَعْدَکَ).
آنگاه مى افزايد: «تو اموال را براى يکى از دو کس گردآورى مى کنى: يکى آنکس که آن را در راه طاعت الهى صرف مى کند و با آن سعادتمند مى شود در حالى که تو از آن محروم مانده اى يا کسى که آن را در راه معصيت خداوند صرف مىکند و تو به سبب آنچه براى او گردآورى کرده اى شقاوتمند خواهى شد (چراکه کمک به گناه کرده اى)»؛ (وَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ: رَجُلٍ عَمِلَ فِيَما جَمَعْتَهُ بِطَاعَةِ اللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ؛ أوْ رَجُلٍ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ، فَشَقِيتَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ). و در پايان مى فرمايد: «هيچيک از اين دو، شايستگى اين را ندارد که تو او (شخص صالح) را بر خود مقدم دارى و يا بار (گناه) او (شخص ناصالح) را بر دوش کشى»؛ ( وَلَيْسَ أَحَدُ هذَيْنِ أَهْلًا أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِکَ، وَلَا أَنْ تَحْمِلَ لَهُ عَلَى ظَهْرِکَ). آنگاه نتيجه مى گيرد و مى فرمايد: «بنابراين براى گذشتگان، رحمت خدا و براى بازماندگان، رزق پروردگار را طلب کن (و به فکر آخرت و آينده خويش باش)»؛ (فَارْجُ لِمَنْ مَضَى رَحْمَةَ اللَّهِ، وَ لِمَنْ بَقِيَ رِزْقَ اللَّهِ ).
↩️ ادامه دارد...
#در_محضر_اهل_بیت
🔺 کـمـک از دشـمـن!
☀️ امام علی علیه السلام :
✓ «آن كه براى انجام يافتن خواسته خود از دشمن خويش، كمك خواهد، از آن دورتر مىشود».
⁙ «مَنِ استَعانَ بِعَدُوِّهِ عَلى حاجَتِهِ ازدادَ بُعداً مِنها».
📚 غرر الحكم : ح٨٩٨٤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#موعظه
💚 حقیقت حضور قلب
🎥 حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد
💬 دیروز، سالروز شهادت طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی بود، از مشاهیر آرمیده در آستان مقدس سید عبدالعظیم حسنی علیه السلام
🔹کسی جرأت این رو نداشت که با شاه مملکت ایران سر یک میز غذا بخوره، اما طیب مینشست. گندهلات تهران بود، شاه هر وقت میخواست مجلسی خراب شه، میگفت: "طیب..."
🔹یک روز شاه به طیب گفت: "این دفعه پول زیادی بهت میدم، برو یه مجلس رو خراب کن." طیب پرسید: "کجا؟... طرف کیه؟..." شاه گفت: "فلان جا، سید روحالله خمینی." طیب جا خورد و گفت: "کی!؟... گفتی سید هست؟" شاه گفت: "آره..." طیب گفت: "نه ما نیستیم، ما با فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها در نمیافتیم!" شاه گفت: "دستور میدم شکنجهات کنند، میکشمت." طیب گفت: "هر کاری میکنی بکن، من با فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها در نمیافتم."
🔹آنقدر شکنجهاش کردند که طیب هیکلی، لاغرِ لاغر شد. وقتی خواستند او را اعدام کنند، یکی گفت: "طیب پیامی برای امام نداری؟..." طیب گفت: "من سید روحالله رو نمیشناسم، فقط بهش بگین طیب گفت اون دنیا شفاعتم کن..."
🔹وقتی پیام طیب رو پیش امام بردند، امام گفت: "طیب نیازی به شفاعت من و امثال من نداره، او در قیامت امت رو شفاعت میکنه..."
🔹این شد که طیبی که ۶۰ سال نه نماز خواند و نه روزه گرفت، فقط ادب کرد در مقابل حضرت زهرا سلام الله علیها، لیاقت پیدا کرد که طلبههای قم جمع شدند و نماز و روزه ۶۰ سالش رو ﻗﻀﺎﺀ ﮐﺮﺩﻧﺪ...
📚 کتاب شهدا و اهل بیت، ناصر کاوه
برشی از زندگی شهید طیب حاج رضایی.
18.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماشاالله چی خوند حسین طاهری در محضر آقا
چه شوری چه حالی... 😍✊💪
نه جای شتاب است نه هنگام درنگ است
سید علی خامنه ای فاتح جنگ است
6.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپو حتما دانلود کنید،با دقت تمام ببینید، در گالری خودتون ذخیره کنید،تو گروه ها و به مخاطبینتون ارسال کنید،هر روز ،روزی چندی بار ببینید و حتما بخاطر بسپارید...
لطفا از نا امیدی در هیچ موردی حرف نزنید
حجت بر همه تمامممممم
#امید