حافظهـ
*تصویر شهادت*
📌بعد مدتها شمارهاش را پیدا کرده بودم. هفته پیش تماس گرفتم و برای امروز بعداز نماز ظهر قرار گذاشتیم. جلوی سالن سینا و صدرا که رسیدم، با درِ بسته مواجه شدم. از همان مسیری که آمده بودم، چندمتری برگشتم. درِ پایینی هم بسته بود. به خودش زنگ زدم.
-سلام آقای دکتر. وقت بخیر. شریفی هستم.
-سلام. کدوم شریفی؟ کارت چیه؟
-هفته پیش تماس گرفتم. گفتم دارم روایت شهدای ترور دهه ۶٠ رو جمع میکنم. فرمودید امروز برسم خدمتتون. الان درِ مجموعه بستهس.
- شما از درِ پارکینگ برو داخل. منم دارم میام.
درِ پارکینگ را پیدا کردم و رفتم تو. وارد ساختمان مرکز مطالعات و توسعه و آموزش دانشگاه علوم پزشکی شدم. همانجا روی یکی از صندلیهای روبروی آسانسور نشستم تا دکتر برسد. عکسش را توی اینترنت دیده بودم؛ عکس شهید را هم. آقای دکتر رسید؛ با قدی رشید و هیکلی ورزشکاری. وارد که شد، شناختمش. شال و کلاهی پوشیده و عینکی به چشم زده بود. سلامی کردم و بلند شدم. جواب داد و با هم سوار آسانسور شدیم. یک لحظه از پشت عینک، به چشمهایش دقت کردم. خیلی به پدرش رفته بود. انقدری که اگر توی خیابان هم او را میدیدم، احتمالا میتوانستم حدس بزنم کیست.
آسانسور طبقه ٢ ایستاد. پشت سرش راه افتادم. متوجه شدم غیر از ریشهایش، موهای سرش هم سفید شده. به خودم نهیب زدم: «طبیعیه کسی که توی ٧-٨ سالگی لحظه شهادت پدرش رو از نزدیک دیده، اینطوری مو سفید کنه.» و یاد روضهای افتادم.
به اتاقش که رسیدیم، نشستیم و مصاحبه را شروع کردم. دکتر به درخواست من، کمی از خودش گفت. خاطراتی را تعریف کرد که از دوستان و همکاران پدرش شنیده بود. راویها را هم معرفی کرد و گفت هرکدام میتواند کدام قسمت پازل زندگی شهید را کامل کند. وقتی پرسیدم: «اولین تصویری که از پدر دارید، کدومه؟» گفت: «کاملترین تصویری که تو ذهنمه، تصویر شهادت بابا هست.» و جزئیات آن روز را توضیح داد. از لحظات بعد مجروحیت پدرش گفت: « بابا وقتی چندتا تیر خورد، یا اباالفضلی گفت و خورد زمین.» روضهای دیگر جلوی چشمانم مجسم شد.
دکتر از کینه عمیق ضدانقلاب و خصوصا منافقین از پدرش- دکتر سیدمحمدابراهیم فقیهی- میگفت. همان کسانی که برای جلوگیری از مداوای مجروحین، بانک خون بیمارستان سعدی را اشغال کرده بودند. آقاسیدمحمدابراهیم هم طاقت نیاورده و با کمک کادر بیمارستان، آنها را بیرون انداخته بود.
گفتنیهای دکتر سید علیاکبر فقیهی تمامی نداشت. ساعتی حرف زدیم و قرار شد باز هم قراری هماهنگ کنیم. با همان لهجهی شیرازی خداحافظی گرمی کرد، عینک آفتابیاش را به چشم زد و راه افتاد.
📝حاشیه نگاری مصاحبه با دکتر سید علیاکبر فقیهی فرزند شهید دکتر سیدمحمدابراهیم فقیهی
✏️محمدصادق شریفی
۲۱ آذر ۱۴۰۱
تاریخ را به حافظه بسپارید:
@hafezeh_shz
43.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*قهرمان جهان*
🎥روایتی از شهید علیاصغر لری گوئینی
🎞️تهیه شده در واحد تاریخ شفاهی حسینیه هنر شیراز
لینک آپارات:
https://aparat.com/v/EfmMk
تاریخ را به حافظه بسپارید:
@hafezeh_shz
روایتی از حادثه تروریستی شاهچراغ
برنامه تلویزیونی *بیجرم و بی جنایت*
📌 شنبه تا پنج شنبه ۳ تا ۸ دی ماه
| ساعت ۱۸:۳۰ |
تهیه شده در
حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس
واحد تاریخ شفاهی حسینیه هنر شیراز
📺پخش از شبکه افق
@hafezeh_shz
10.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*شیخ جهادگر*
🎥روایتی از حضور حجتالاسلام شهید محمد مویدی در مناطق زلزلهزده بم
📆انتشار به مناسبت سالگرد زلزله بم و چهلم شهید مویدی
🎞️تهیه شده در واحد تاریخ شفاهی حسینیه هنر شیراز
تاریخ را به حافظه بسپارید:
@hafezeh_shz
10.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| #آنونس |
این حادثه یک شب بود؛
اما باید شبها و ماهها و سالها روایت بشه...
#بی_جرم_و_بی_جنایت
خرده روایت های حادثه تروریستی حرم مطهر شاهچراغ ع شیراز
📌هر شب ساعت ۱۸:۳۰
📺شبکه افق
@hafezeh_shz
هدایت شده از جشنواره مردمی فیلم عمار | استان فارس
11.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیزر اطلاعرسانی آیین افتتاحیه
«سیزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار»
شیراز، سومین حرم اهلبیت،
آستان مقـدس حضرت شـاهچـراغ (ع)
شبستان امام خمینی (ره)
چهارشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۱ | ساعت ۱۸
#سیزدهمین_جشنواره_فیلم_عمار
#عمارفیلم_فارس
@ammarfilm_fars
هدایت شده از جشنواره مردمی فیلم عمار | استان فارس
پوستر اطلاعرسانی آیین افتتاحیه
«سیزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار»
شیراز، سومین حرم اهلبیت،
آستان مقـدس حضرت شـاهچـراغ (ع)
شبستان امام خمینی (ره)
چهارشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۱ | ساعت ۱۸
#سیزدهمین_جشنواره_فیلم_عمار
#عمارفیلم_فارس
@ammarfilm_fars
13.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*چکمه و چادر*
🎥روایتهای مردمی از کشف اجباریِ حجاب
*استغاثه*
روایتی از روستای پشتباغ شهرستان بیضاء
🎞️تهیه شده در واحد تاریخ شفاهی حسینیه هنر شیراز
تاریخ را به حافظهـ بسپارید:
@hafezeh_shz
هدایت شده از جشنواره مردمی فیلم عمار | استان فارس
🎥 فراخوان اکران آثار سیزدهین جشنواره مردمی فيلم عمار در #استان_فارس
☎️ برای هماهنگی اکران فیلم ها با شماره 09020113508 تماس حاصل نماید.
📌ستاد اکران مردمی فیلم عمار در استان فارس
#اکران_مردمی_عمار
#سیزدهمین_جشنواره_مردمی_فیلم_عمار
@ammarfilm_fars
حافظهـ
*آخرین قاب عکس*
شروع مراسم عمار ساعت 18 بود. نزدیک های اذان شد. شبستان حرم حضرت شاهچراغ مردم بیشتری را در خود دید. 6 قسمت روایت حادثه تروریستی شاهچراغ را روی استند های فلزی چیده بودیم. به ترتیب از لحظه ورود تروریست بود تا لحظه دستگیری اش. برای مردم جذاب بود. تقریبا کسی را ندیدم که بی تفاوت رد بشود. نگاه می کردند و اگر دو یا چند نفر بودند با اشاره به عکسها به هم توضیح می دادند.
قرار شد عین همین روایت را سمت دیگر شبستان هم کار کنیم. یکی از استندهای چوبی را برداشتم. بچه ها هرکدامشان در گیر اجرائیات مراسم بودند. دست تنها بودم. قاب عکس را برداشتم و سعی کردم روی استند تنظیم کنم. دوتا پسر بچه ی 8 یا 9 ساله آنجا ایستاده بودند. به عکسها نگاه می کردند و با اشاره به قسمت های مختلف با هم حرف می زدند. گفتم:
-یکیتون کمک بده، زیر این چوبو بگیره
هردویشان دستشان را دراز کردند و زیر تکیه گاه گذاشتند تا من بتوانم عکس را تنظیم و محکم کنم.
- آقا دم شما گرم
-عمو بازم هست؟ بگین ما کمک کنیم
-آره بیاین این قاب ها رو بیارین. فقط مراقب باشینا.
منم استندها را برداشتم و رفتیم سمت دیگر شبستان. با هم مشغول نصب قابها شدیم.
-دیگه یاد گرفتیم، خودمون میتونیم
-باشه، بیا مهره این رو بازش کن بعد ببرش پایین
-یکم سفته انگاررر
-بزار ببینم، بیا شل شد
-عمو دیگه بلد شدیم. این یکی رو خودمون درست میکنیم.
آخرین قاب عکس را خودشان دو نفری روی استند نصب کردند. من فقط بعدش چک کردم محکم باشد.
برای محل چینش استندها با یکی از رفقا مشورت کردم. هنگام چینش دونفری داشتند وارسی می کردند.
-این دومیه این دومیه اینو بزارین اینجا.
استند هارا چیدیم. آمدند نزدیک. هردو جمله مشترکی داشتند:
-اگه بازم کاری بود بگین به ما. ما اینجاییم. دوست داریم کمک کنیم.
تشکر کردم و باهاشان دست دادم. برایم جالب بود. برای برگزاری جشنواره عمار همه میزبانند، حتی بچه ها.
پویان حسن نیا؛ حاشیه افتتاحیه سیزدهمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار.
شبستان امام خمینی حرم حضرت شاهچراغ، ١۴ دیماه ١۴٠١.
تاریخ را به حافظهـ بسپارید:
@hafezeh_shz