بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه هشتم ونهم مهدویت توسط استاد محترم خانم علیزاده:
جلسات قبل درباره معرفت اسمی و معرفت به وصف از قبیل طبیب دوّار بودن٬علم مصبوب داشتن امام(علم سرازیر شده)بحث شدحتی اشاره گردیدکه در آیه۳۰سوره ملک ٬ماء معین به امام گفته میشود و این از القاب حضرت است یعنی آب ظاهرجاری بر روی زمین.
درباره آیه۳۰ سوره ملک از امام باقر(ع)سوال شد که خداوندفرموده است:(بگو به من خبر دهید که اگر آب های سرزمین شما در زمین فرو رود٬پس چه کسی میتواند برای شما اب روان بیاورد)امام فرمودند:این آیه درباره امام عصر(عج) نازل شده است وخداوند میفرماید اگر امامتان از میان شما غایب شد که نمیدانیدکجاست پس کیست که برای شما امام ظاهری بیاوردکه برای شما اخبار آسمان وزمین و حلال وحرام خدا را بیان کند.⬅️منظور از ماء معین همان امام عصر(عج) میباشد.
✴️برای اینکه در معرض نور های علم و هدایت امام عصر(عج)قرار بگیریم باید وظایف خویش را در قبال ایشان به طور کامل ادا کنیم٬ازجمله:نسبت به سخنان آن حضرت تسلیم بوده و همه مسائل ومشکلات علمی٬فکری وقلبی خود را به امام عصر(عج)ارجاع دهیم.
روایتی از امام صادق(ع)است که در آنجا جنبه عملی معرفت را تسلیم محض نسبت به امام زمان(عج)(استفاده از انوار علم امام) و ارجاع همه امور به امام زمان(عج) میداند.ایشان همتای پیامبر(ص)است مگر در نبوت و وارث آن حضرت میباشد.
✴️معرفت داشتن به وصف علم مصبوب بودن امام به هر درجه ای که برای انسان حاصل شود٬حتما باید شکر به جا آورد و شکر قلبی نیز در قبال این نعمت٬معتقد بودن به اینکه علم به طور کامل در وجود امام(ع)یافت میشود٬میباشد.
عمق این ارتباط از آن جهت که این عمل(شکر)اختیاری است٬لذا اختیاری بوده اما به طور کامل بستگی به عمق معرفت به علم امام دارد.
🔆کسانی مانند مرحوم شیخ انصاری در مقام اعتقاد قلبی خود به امام عصر(عج)بهتر وعمیق تر میتوانندشکر گذار علم آن حضرت باشند.چون اینها عملا علم امام راچشیده اند.
✳️سومین وصف از اوصاف امام عصر(عج)٬سفینه نجات بودن آنهاست.
حضرت علی(ع)در معرفی خود وفرزندان گرامی خودشان به عنوان امام بعدی فرمودند:«نحن سُفُنُ النجاة»؛(ما سفینه های نجات هستیم.)کشتی نجات همانطور که در دریا به دنبال غریق میگردند تا کسانی که در دریا درحال غرق شدن هستند٬نجات دهد و امامان ما و به خصوص در زمان ما٬امام عصر(عج) کشتی نجات هستندبدین معنا که برای کسانی که در حال غرق شدن در این دنیا هستند و در میان گناهان غرق شده اند٬میگردند و آنها را نجات میدهند و اگر کسی به آن حضرت پناه ببرند٬از آنها دستگیری میکند اما علاوه بر آن خودشان هم مابین مردم میگردندو به دنبال کسانی هستندکه نیاز به کمک دارند ٬امام عصر(عج)نیز اینچنین است.کسانی که از جهت جسمی و روحی در معرض غرق شدن هستند٬آنها را نجات میدهد چنانچه در زیارت روز جمعه نیز میخوانیم:«السلام علیک یا سَفینَة النَجاة»در این میان لازم است به داستان مشمول اشاره شود که امام حسین(ع)میفرمایند:«من و پدرم(حضرت علی(ع))برای طواف خانه خدا رفته بودیم شب بسیار تاریک بودزائران به خواب رفته بودندو ما در همین بین صدایی را شنیدیم که کسی با صدای غمناک استغاثه میکندوبه دنبال پناه میگردد٬طلب رحمت میکند ومشکلاتش را بیان میکند.امام حسین(ع) میفرمایند:حضرت علی(ع)به من فرمودندکه شما صدای کسی که داشت به گناهانش اقرار میکرد و از خدا طلب رحمت و آمرزش میکرد٬ شنیدی؟امام حسین فرمودند:بله بعد حضرت علی(ع)فرمودند:پس برو جستجو کن او را شاید ببینی میفرمایدمن رفتم و در میان زائرانی که در خواب بودندمیگشتم تااینکه رسبدم به مابین رکن ومقام(حجرالأسود)دیدم شخصی ایستاده واستغاثه میکند٬به او گفتم چه اتفاقی افتاده است دیدم ایشان در حال نماز است وسخنی نگفت تااینکه نزدیکترشدم وگفتم آن کسی که صدای مناجاتش میآمدشمابودید؟اگرمشکلی دارید٬بیان کنید میفرماید:پرسیدم از کدتم قبیله هستی؟گفت: عرب هستم ومشکل اصلی من این است که عاق والدین شدم و این مرا به مصیبتی دچار کرده است حضرت فرمودند که چرا اینطور شده است؟جوان گفت که من قمار باز بودم و دنبال عیش و نوش٬از خدا اصلا نمیترسیدم منتها پدری دلسوز و مهربان داشتم که مرا نصیحت میکرد و از آتش جهنم میترسانیدو...ومیگفت که فرشتگان از دست تو به ستوه آمدند پس کیمیخواهی دست از این اعمالت برداری؟میگوید:پدرم وقتی مرا نصیحت میکرد من عصبانی شده حتی گاهی او را کتک میزدم تااینکه یک بار به سراغ پولهایم رفتم تا بردارم و به قماربازی بروم پدرم مانع کارم شد و من نیز او را کتک زده و دستش را پیچاندم و بعد به دنبال کار خودم رفتم.قبل از خارج شدن از منزل دیدم پدرم دست روی زانوهایش گذاشت تا بلند شود اما از شدت درد نتوانست بلند شود و بعد حرف هایش را به خدا گفت و گفت وقتی مردم از خدا طلب باران میکردند٬من از خدا طلب پسر کردم👈👈👈
(ادامه دارد)
👈👈👈بهترین غذاها را به او خوراندم و...اکنون که بزرگ شده اموال مرا به زور میگیرد و دستم را پیچاند بعدپدرم به خدا قسم خورد که به کعبه رفته و شکایتش را به نزد خدا خواهد برد.اوهفته ها نماز خواند و روزه گرفت وبعد به طرف خانه خدا رفت و بعد از پرده کعبه آویزان شد و از خدا خواست تا حق او را از فرزندش بگیرد همین را که گفت یک طرف از بدن من فلج شد و من ناراحت شدم واینجا آمدم تا از خدا طلب مغفرت کنم.امام حسین(ع)فرمود:وقتی جامه خود را این جوان بالا زد دیدم یک طرف از بدنش فلج شده است بعد جوان گفت من از سه سال پیش از پدرم خواستم تا بیاید همین جا که مرا نفرین کرده برایم دعاکند تا شفا پیدا کنم اما پدرم نپذیرفت اما امسال که شد پذیرفت و قبول کرد تا بیاید اما وقتی داشت با شتر میآمد تا برای سلامتی من دعا کند٬شب بود وپرنده ای آمد و پیچید دور آن شتر وپدر از بالای دره افتاد و همانجا فوت شدند ومن ناامید شدم و در میان همه معروف شده بودم به اینکه من موردنفرین خدا واقع شدم و بد هستم.امام حسین(ع)همه ماجرا را به حضرت علی(ع) بیان کردند حضرت فرمودند:فریادرس به سوی تو آمد(امام زمانش) میخواهی به تو دعایی بیاموزم که رسول خدا(ص) به من یاد دادند و در آنجا اسم اکبر و اعظم خداست؟هر کس آن را بخواند خداوند دعایش را استجابت میکند٬ناراحتی اش را برطرف میکند٬فقر به وسیله این دعا از بین میرود٬چشم زخم برطرف میشود و....درواقع حضرت دعای مشمول را میگفتند.این دعا٬دعایی است که بر هر مرده ای بخوانند٬زنده میشود٬اگر بر روی آب بخوانند٬میتواند بر روی آب قدم بگذارد.بعد امام علی(ع) این دعا را میخوانند و امام حسین(ع) آن را مینویسند وبه دست جوان می دهند وشفا پیدا میکند.ایشان شب این دعا را ۱۰ بار میخوانند.امام حسین(ع)میفرمایندمن آن را نوشتم و به آن جوان دادم و دیدم فردا صبح با سلامتی کامل در حالیکه نوشته دستش بود آمد و قسم میخورد که این اسم اعظم خداوند است.قَسَمت میدهم به پروردگار کعبه که دعایم مستجاب شد.مکرر خواندم که صدایی به گوشم رسید که بس است خدا را به اسم اعظم خواندی و بعد درخواب نیز پیامبر اکرم(ص)دستشان را به بدنم کشسدند وفرمودند از اسم اعظم حداوند محافظت کن که تو را در مسیر خوبی قرار خواهد داد پس من شفا پیدا کردم⬅️با تامل در این روایت به اوصاف امام پی میبریم.
‼️امام حسین وامام علی(علیهما السلام)سفینه نجات بودند٬امام زمان(عج)نیز سفینه نجات هستند.در این داستان نه تنها وصف سفینه نجات بودن امام بلکه طبیب دوّار بودن امام نیز مشخص گردید.
🔆اهلبیت أُذُن الله هستند بدین معنا که صدای فریاد رسان را شنیده وبه یاری آنان میشتابند.اهلبیت الغوث والرحمة الواسعه هستند که در زیارت آل یس نیز آمده است.
✳️وصف دیگر امام٬داعیا إلی الله بودن است.
شخص فلج٬درخواست شفای جسمی کرد و حضرت علی(ع) به عنوان ید الله٬دستشان را بر او کشیدند و جوان شفا یافتند ولی اصلی ترین فردی که در این داستان به دنبال او(شخص فلج) گشتند٬حضرت علی(ع)بودند.حضرت رحمت واسعه الهی بودند که او را با خدا آشنا کردند(شفای روحی)دعایی به او یاد دادند که مملو از یاد الهی بود.
❇️رسالت اصلی پیامبر واهلبیت(علیهم السلام) این است که به مردم متذکر شوند و آنها را به سوی خدا دعوت کنندچنانچه خداوند در آیات قرآن میفرماید:«یاأیها النبی إنّا أَرسلْناک شاهِدا ومُبشِّرا ونَذیرا»و نیز«داعیا إلی الله بِإذنِه»
در زیارت جامعه کبیره نیز میخوانیم:«السلام علی الدُعاة إلی الله»
🌐لذا تمامی اهلبیت داعیا إلی الله یعنی دعوت کننده به سوی خداوند هستند.پس هرکسی در هر مشکلی درباره خداشناسی٬نبوت٬معاد و...باید به امام زمان خویش رجوع کند ونسبت به این اوصاف امام معرفت داشته و شکر گذار این نعمت لایزال الهی گردد.
اللهم عجل لولیک الفرج.
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه دهم مهدویت توسط استاد محترم خانم علیزاده:
✳️یکی دیگر از صفات امام عصر(عج)٬فریادرس بودن بیچارگان است.امام سجاد(ع)در صلوات شعبانیه صفات پیامبراکرم(ص) و اهلبیت(علیهم السلام)را بیان میکند که یک قسمت از آن اینگونه است:«اللهم صل علی محمد و آل محمد الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین و ملجأ الهاربینومنجی الخائفین وعصمة المعتصمین؛خدایا بر محمد و آل محمد»؛(خدایا بر محمد وآل محمد درود بفرست که ایشان غار محکم و نفوذ ناپذیر و فریادرس بیچارگان وپناهگاه....ونجات دهندگان افراد ناامن وحفظ کننده افرادی هستندکه به دامان ایشان چنگ میزنند)ویا در زیارت آل یس:«الغوث والرحمة الواسعه»پس طبق معرفی امام سجاد(ع)کهف حصین(غار محکم و نفوذناپذیر)⬅️امام عصر(عج)است که البته پیامبر(ص)واهلبیت(علیهم السلام)را نیز شامل میشود.
غار٬جای پناه آوردن است از شر حیوانات درنده و خطراتی که ممکن است ما را تهدید کند مخصوصا غاری که از استحکام کافی برخوردار است.امام(ع)نیز از هرکسی که به ایشان پناه آورد٬محافظت میکند⬅️بنابراین محل پناه آورندگان است.امام٬غاری است محکم از طرف دیگر به فریاد هر فریادرسی میرسد و خود به یاری آنها میشتابد.(چه از جهت روحی و چه از جهت جسمی)
❗️انسان زمانی غَوْث بودن امام عصر(عج)را درک میکند که واقعا به حال اضطراب افتاده باشد و امام نیز تنها کسی است که میتواند از او دستگیری کند لذا حقیقت استغاثه این است که:
فرد در نهایت سختی٬از همه جا قطع امید کند و بیچاره و مضطر شده باشد و در این حال فریادخواهی کند پس از کسی که از او فریادرسی کرده است٬به دادش میرسد.
⁉️لازمه اضطرار:این است که از هر موجود دیگر به غیر امام٬بریده باشد ٬ دستگیری امام در چنین صورتی مستلزم چشیدن وصف(غوث)خواهدشد.
*فردی به نام شیخ ابراهیم ترک روضه خوان و باتقوا بوده٬سالها پناهنده زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(عج)در شهر سامرا بود.رابطه خاصی باامام زمان(عج)داشت وبه همین دلیل به شیخ ابراهیم صاحب الزمانی معروف بود.ایشان میگوید من هرروز برای امام گریه میکردم.یک سفری به مشهد داشتیم که معجزه ای که باتوسل به امام عصر(عج) صورت گرفته بود را تعریف میکنندکه:به هنگام برگشت از مشهد٬یکی از سادات همراه من بود٬از رشت عبور کردیم وبه سمت ارکستان حرکت نمودیم. آن سید مقدازی ابریشم همراه داشت٬در کنار رود ارس همه آن ابریشم ها را به دست من سپرد و خودش از یک جای خاص برگشت تااینکه ما وارد خاک روس شدیم روس ها هرکسی را که ابریشم داشته باشند٬دستگیر میکنند و۱۰سال به زندان محکوم میکنند و برایش جریمه نقدی در نظر میگیرند اما شیخ ابراهیم از این قانون روس ها باخبر نبود تالینکه نقل میکند همین که ایریشم ها پیشم بود یک دفعه ای دیدم چهار نفر از روس ها که سلاحی با خود همراع داشتند٬ما را محاصره کردند موکاری(کسی که چهارپایان را کرایه میدهد) که هم مومن بود وهم ترک گفت شیخ ابراهیم آخوند بوده وچیزی همراه ندارد پس بگذارید تا ما برویم.سربازان روس٬یک چوبی به پای موکاری زدند و موکاری در حالی که پایش شکسته بود٬روی زمین نشست.سربازان روس تمام وسایلی که همراه من با خانواده ام بود را گشتند تا ببینند چه داریم؟!تازه فهمیدم که قصد آنها ابریشم است کنار رفتم ویقین پیدا کردم که آنها ابریشم ها را می بینند.اشک از چشمم سرازیر شد و امیدم از همه جا قطع شد.قرآن را به دست گرفتم و متوسل به امام عصر(عج)شدم و گفتم اینجا محلی است که من به جز شما هیچ ملجأ و پناهی ندارم.کنار ایستادم و نگاه کردم تا ببینم سربازان چکار میکنند٬همه را گشتند تااینکه به ابریشم ها رسیدندابریشم ها بااینکه کامل دیده میشدند اما روس ها هرکدام را که نگاه میکردند٬کنار میانداختندو متوجه نشدند که همه آنها ابریشم است٬کنار رفتند وگفتند آخوند تو میتوانی وسایلت را جمع کرده و بروی٬باعنایات حضرت متوجه ابریشم ها نشدند و وسایلم را جمع کردم و کنار موکاری رفتم٬دیدم از درد دارد میمیردو پاهایش باد کرده است به حدی که امکان برخاستن وجود نداشت تااینکه دستش را گرفتم و گفتم بگو یا صاحب الزمان و بلندشوهمچنانم اشک از چشمانم جاری میشد٬آرام آرام بلندشد و به طرف اسب خویش رفت بعد از مدتی پایش هم خوب شد و از حالم جویا شدم که گفت ابدا نشانه ای از شکستگی وجود ندارد و ایشان در نهایت صحت وسلامتی راه خودشان را طی کردند بعد از مدتی از خاک روس خارج شدیم وبه خاکایران رسیدیم و ایرانیان با دیدن ابریشم ها که چطور به این طرف خاک آورده اند٬تعجب کردند.⬅️این داستان مربوط به کسی است که عمیق ترین ارتباط روحی را با حضرت داشته و در سختی ها نقطه امید و پناهگاه و فریادرس به غیر امام عصر(عج)کس دیکری را نمیخواند.
*توسل به امام عصر(عج) به حال درماندگی و از کار افتادن وسایل عادی و طبیعی ندارد بلکه انسان باید در هرحال امیدش به دستگیری امام عصر(عج)باشد.👈👈👈
(ادامه دارد)
👈👈👈امام زمان(عج) در توقیع شریف خویش خطاب به شیخ مفید میفرمایند:«ما در توجه و رسیدگی به شما از چیزی فرو گذار نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نمیبریم و اگر غیر از این بود نابود میشدید و....»⬅️یعنی در همه حال از چیزی در حق انسانها فرو گذار نمیکنند و این عنایت امام عصر(عج)به شیعیان است.
علی أی حال کسی که یقین دارد امام عصر(عج)٬غیاث المضطر المستکین است٬بت قاطعیت به او متوسل میشود و این قاطعیت برخاسته از اعتقاد او نسبت به امام است.
اللهم عجل لولیک الفرج
️حقیقت واصل
بیانات جلسه یازدهم استادمحترم٬خانم علیزاده پیرامون مباحث مهدویت: مبحث درموردمعرفت امام که مربوط به
جلسه یازدهم تا ۳۷ هم از اینجا میتونید دنبال کنید
️حقیقت واصل
بسم الله الرحمن الرحیم بیانات جلسه سی وهفتم استاد علیزاده پیرامون آسیب شناسی مباحث مهدویت: سوال:حکمت
تا جلسه ۳۷ فعلا در دسترس داریم.
مطالب بر روی هم ریپلای شده با دقت بخونید
️حقیقت واصل
بسم الله الرحمن الرحیم بیانات جلسه سی وهفتم استاد علیزاده پیرامون آسیب شناسی مباحث مهدویت: سوال:حکمت
جلسه ۳۸ و ۳۹ درباره آسیب شناسی مباحث مهدویت هست که خلاصه اش را در کانال قرار میدیم .