همدردِمن🌱
مادرم بگو از شلوغیه شب جمعه های حرم بگو مادرم بگو به حسینت این شبا از چشای ترم بگو ...
ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است
بامت بلند باد که دلتنگیت مرا
از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است
چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است:)))^
#یهلقمهشعر
به آن چشمهای درشتِ جانداری که همیشه، تا زندهام،
الهامبخش شعر و زندگی من خواهند بود، بگو که من آنها را شاد و جرقهافکن میخواستهام؛
به آنها بگو که چهقدر دوستشان دارم؛ بگو که آنها آفتاباند و من آفتابگردان و هنگامی که از من غایباند ، چهطور سرگشته و بیچاره و پریشان میشوم.
#جنابِشاملو
#دومشخصمفرد
همدردِمن🌱
به آن چشمهای درشتِ جانداری که همیشه، تا زندهام، الهامبخش شعر و زندگی من خواهند بود، بگو که من آ
اینجاست که می گه و چشم هایش:)))^