فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 در این روزهای سخت و تاریک و بحرانی وناامن جامعه خیلی برای ظهورامام زمان عجل الله دعا کنیم...
#صاحب_الزمان
#لبیک_یا_مهدی
💠حضرت إمام باقر علیه السّلام فرمود ؛
♦️ای شیعیان آل محمّد یقیناً مورد آزمایش سخت قرار میگیرید ، همچون پاک شدن سرمه در چشم ، انسان میفهمد چه موقع سرمه وارد چشمش گردید ، ولی خارج شدنش از چشم را متوجّه نمیشود ،
🔹️ به همین شکل انسان بامداد إعتقاد به إمامت ما دارد ولی شامگاه بی إعتقاد میشود ، و يا شامگاه إعتقاد به إمامت ما دارد ولی بامداد عقیده خود را از دست میدهد ، بدون آنکه خود بفهمد چطور إعتقادش دگرگون گردید.
📚غیبت نعمانی باب۱۲ / حدیث۱۲.
@hamechydon
#چلو_گوشت
چلو گوشت خونگی پنبه ای تو دهن آب شو 🥩🍋🫑
دستور پخت این غذا : سه عدد پیاز را با روغن تفت میدهیم و تکه های گوشت را به آن اضافه میکنیم و با آن تفت میدهم و فلفل و زردچوبه وبرگ بو و چند حبه سیر ، فلفل دلمه به آن اضافه میکنیم و بعد شش لیوان آب ،به مدت چهار ساعت روی شعله ملایم قرار دهید .و در انتها زعفران و لیمو ترش و نمک را به آن اضافه میکنیم.
@hamechydon
وقتی موبایلتون سیگنال آنتن دهیش ضعیفه ازش استفاده نکنید. چون داره انرژی زیادی برای ارتباط مصرف میکنه که خیلی برای سلامتیتون خطرناکه. اینجور مواقع با تلفن ثابت زنگ بزنید.
@hamechydon
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#ترفند
ساخت یه دفترچه یادداشت کوچیک و شیک
@hamechydon
💢ترازو
زن كره 1كیلوی اماده میكرد و مرد ان را به بقالی میبرد بجای ان مایحتاج خود را فراهم میكرد
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت:دیگر از تو كره نمیخرم كره 900 گرم بود
مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم ...
@hamechydon
💢به عالمیان نمیخوری
شخصی نزد طبیبی رفت و گفت: دردی دارم آن را علاج کن.
طبیب پرسید: چه دردی داری؟
مریض گفت: چند روز است که موی ریش من درد میکند!
طبیب پرسید: امروز چه خورده ای؟
مریض گفت: نان سوخته و یخ!
طبیب گفت: برو بمیر که نه دردت به درد آدمیان میماند و نه غذایت به غذای عالمیان!😁😁
@hamechydon
💢پیرمرد باهوش
سلطان محمود پیرمردی ضعیف را دید، که پشتواره ای خار می کشد. بر او رحمش آمد؛ گفت: ای پیرمرد دو ، سه دینار زر می خواهی؟ یا دراز گوش(خر)؟ یا دو سه گوسفند؟ یا باغی که به تو دهم تا از این زحمت خلاصی یابی؟
پیرمرد گفت: زر بده، تا در میان بندم و بر دراز گوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو(کمک تو) در باقی عمر آنجا بیاسایم. سلطان را خوش آمد و فرمود: چنان کنند.
#عبید_زاکانی
@hamechydon
💢جاودانگی
پادشاهی روزی به وزیر خویش گفت :
چه خوبست اگر پادشاهی جاودانه باشد
وزیر گفت : اگر جاودانه بود،
نوبت به تو نمیرسید!
#شیخ_بهائی
@hamechydon
خانه بوی نارنگی می دهد...
نارنگی های نارس روزهای اول پاییز...
نوستالژی سال های کودکی در من بیدار می شود...
هوا بوی پاییزهای کودکی ام را می دهد...
پاییزهایی که هر روزش باران می آمد
و زمین پر می شد از برگ های نارنجی
و خرمالوهای نارسی که زیر پا له می شدند...!
@hamechydon