👈💥باز هم محرمانههای #بودجه توسط #دولت_روحانی: تفریغ سرّی!
👌«محمدکاظم انبارلویی» نوشت: رئیس دیوان محاسبات در گزارش #تفریغ_بودجه سال 1397 آورده است؛ «تفریغ نفت و صندوق توسعه ملی به صورت #سرّی تدوین و به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است»
علت این کار را مصوبات سرّی شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه دانسته است؛ لذا تفریغ بودجه سال 97 فاقد گزارش عملکرد دولت درخصوص اجرای تبصره یک قانون بودجه که درخصوص عملکرد دولت در مورد نفت است!
👌 در تفریغ سال 97 و گزارش دیوان محاسبات با پدیده جدید «تفریغ سرّی» روبهرو هستیم، این رویکرد هم طبق اصول 54 و 55 قانون اساسی، خلاف قانون اساسی است.
👈 تفریغ بودجه نهتنها باید در اختیار نمایندگان مردم باشد، حتی در اختیار مردم عادی هم باشد و این حق مردم است بدانند دولت با بیتالمال چه کرده است بهویژه در حوزه نفت! اقدام دیوان محاسبات در ارائه تفریغ سرّی نفت یک بدعت است که با نص صریح اصل 55 قانون اساسی انطباق ندارد.
♦️نمایندگان مجلس باید در جریان تفریغ بندها و جزءهای تبصره یک همین سال قرار گیرند... همچنین نمایندگان منتخب مردم در مجلس یازدهم هم باید در جریان آن باشند تا بتوانند در حوزه اقتصاد کشور تصمیم درست بگیرند.
@SchoolofEconomics
دو هفته پیش، بیش از صفحات غرب گراها، رفقای حزب اللهی تصاویر لیسنده های حرم رو منتشر کردن و گفتن ما نبودیم، ما نبودیم و اینقدر تو تنورش دمیدند که حرم ها بسته شد...
☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘
https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
امیرالمؤمنین عليه السلام:
اى مردم! در راه راست، به دليل شمارِ اندك رهروان آن، احساس تنهايى و ترس نكنيد؛ زيرا مردم بر سفره اى گِرد آمده اند كه سيرى آن، كوتاه و گرسنگى اش طولانى است
أيُّها النّاسُ! لا تَستَوحِشوا في طَريقِ الهُدى لِقلّةِ أهلِهِ ؛ فَإنّ النّاسَ اجتَمَعوا عَلى مائدةٍ شِبَعُها قَصيرٌ ، وَجوعُها طَويلٌ
نهج البلاغه، از خطبه 201
♨️رسانه مستقل خبرحوزه
🔻🔻🔻
http://eitaa.com/joinchat/3516137473Cc9d671e336
#تاملات_کرونایی
1️⃣
🖍حسین مهدیزاده-طلبه
1- حضور جهادی در پشت سر طبیبان و پرستاران، ماموریت فرعی بلکه فرعی فرعی حوزه است.
2- حوزه باید طرحش از سلامت و بیماری که آن را متناسب با جهانگری است که از انبیاء گرفته است پیدا کند. طب قدیم ما به نحوی طب بابل و مصر و یونان است.
کتاب العین می گوید الطب: السحر. یعنی طب قدیم علم نسخه نویسی بر اساس یک جهان نگری خاص بود که از بابل و مصر تا یونان آمده بود و نمی دانم در چه دورانی(شاید هلنیسم اسکندر مقدونی)، تقریبا جهانی شد. در این مدل بدن در جبر مزاجهایش اسیر است و تنها نقطه اختیار انسان تعادل این مزاجهاست و این نقطه سلامتی، این نقطه اخلاق است، این نقطه عدل است. در رسیدن به این تعادل هم طبیعت بیرون از بدن، ابزار و تکنولوژی رسیدن به سلامتی است. پس باید به کمک خود طببعت، از مدخل تغذیه، تنفس(مثل غلیان)، روغن مالی، دارو(سم طبیعی)، ورزش و.... این تعادل را به درون بدنمان راهنمایی کنیم.
چینی ها اما درک دیگری از جهان داشتند و همان را هم به طب تبدیل کردند. آنها در عالم جریان انرژی های حیات را دنبال می کردند و در بدن نیز کارشان با همین انرژی هاست. مثلا طب سوزنی نوعی خاص از اثرگذاری بر روی گذرگاه های انرژی حیات بود که منتهی به اثراتی در بدن می شد. یا ورزش هایی (که امروز به آن ورزش رزمی میگوییم) در اصل نحوه از رشد فاعلیت بر اساس این انرژِی را هم دنبال می کردند و توسعه اختیار را به نحوی با توسعه انرژِی هایی که در تصرف بدن شان است جستجو می کردند
طب جدید هم که «کمیت» را در عالم اصل می داند و اندازه کمیت های مادی را عامل تحولات کیفی عالم میداند. همین مساله را در فهم زیربنایی از سلامت هم بکار می برد. تعداد کرومزوم ها را می شمارد. تعداد ویروس ها را اندازه می گیرد، تکثیر آنها را دنبال میکند. با کم و زیاد کردن سلول ها، باکتریها، ریز مغزی ها و... از بدن تا روان انسان را کنترل و بهینه می کند.
3- اما طرح ما حوزه های علمیه که می خواهیم بگوییم جهان معنایی انبیاء نه جهان معنایی سحره بابل و مصر است و نه دنیای انرژِ چینی های یاجوج و ماجوج، چیست؟ آیا همه جهان بینی ها طرحی دارند برای فهم عالم و بدن اما طرح انبیاء که می گفتند ما واسطه حقیقی عالم بالا با زمین هستیم هیچ معنایی برای سلامت و تعادل و... ارائه نمی کرد؟ یعنی انبیاء طرح دیگران را به کار می گرفتند؟ طب نسخه نویسی بر اساس فهمی است که از جهان داریم. ما اصلا هیچ فهمی از جهان و بعد سلامت و تعادل در جهان نداریم که برای خودمان باشد و بگوییم بر اساس آن می خواهیم دست به گزینش از طب موجود، سنتی، چینی، روایات طبی و... بزنیم؟ حالا تاسیس طب که پیشکشمان!
4- بلکه اصلا مساله انسان شناسی را رها کردیم. کار ما شده است نسبت دادن مطالعات دیگران به اسلام و بعد اثبات اینکه اسلام هم همین را می گوید! ایا واقعا قابل قبول است که جهان معنایی انبیاء، سلامت را به نحوی جبر طبایع یا انرژی ها یا کمیت مادی عناصر بدن بداند؟ من کاری به نسخه نویسی و کارآمدی نسخه های هر کدام از این طب ها ندارم. مساله ام جهان معنایی است که سلامت را معنی می کند.
وضعیت موجود طلبه های جهادی در طی کشیدن زیرپای پزشکان و پرستاران استعاره ای از رفتاری است که با اصل ایده سلامت انجام داده ایم.
5- ما اگر طرحی برای سلامت نداریم، آیا واقعا هیچ نقدی به نظریه «مراقبت» مدرن که در بیمارستان و قرنطینه بیمار کرونایی انجا می شود هم نداریم؟ شواهد میدانی نشان می دهد که ناامیدی و ترسی که اصل ایده «مراقبت در بیمارستان» در دل بیمارکرونایی ایجاد کرده است(فارغ از تغذیه بیمارستان، نحوه ضد عفونی کردن بیمارستان و...) به اندازه خود کرونا قربانی داشته است. ما حتی الان نمی دانیم که چه میزان از مرگ و میر کرونا، بخاطر ویروس است و چه مقدار بخاطر علم ناامید و خشنی که این روزها با زور و ترس بیماران را زندانی می کند
فوکو که به شبیه ترین بیماری به کرونا -یعنی ایدز- مرده است، تز دکتری اش مقایسه ایده مراقبت بیمار و تنبیه دیوانه در بیمارستان و تیمارستان مدرن با دنیاهای ماقبل آن است و می خواهد بگوید مدرنیته در اصل با بیمارستان هدف اصلی اش درمان نیست، بلکه چیزی شبیه زندانی کردن اوست.
طنز تلخ تاریخ این است که جمهوری اسلامی و حوزه علیمه و طلبه هایش یک ماه است همه تلاش خود را برای صرف «ایثار» طلبه ها و طبیان و پرستاران جان برکف و ایثار گر برای زندانی کردن بیمار ناامید و ترسیده کرونایی می کند و به گفته آقای دکتر حریرچی نیروی انتظامی هم رَحِم بیمار را با زور از بیمارستان اخراج می کند چرا که ایده بیمارستان چنین اقتضا می کند.
@teghtesadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کرونا و تغییر اذان
موذن کویتی به دلیل شیوع کرونا به جای حی علی الصلاه، بخاطر جلوگیری از شیوع کرونا میگه، الصلاه فی بیوتیکم
یک بار دیگر هم به بهانه ای دیگر اذان را تغییر دادند!
☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘
https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
ط اضطرار را تجربه کنیم با این توجه که ما و هم سن و سالانمان این تجربه را در زمان بمباران و موشک باران صدام لعنتی به نوعی دیگر از سر گذراندیم.
در مرحله اول مردم برای رسیدن به نقطه ثقل جدید و عوض کردن عادات نیازمند زمان بودند و هستند و البته ارائه خدمات نیز، نیازمند تعریف جدید. ناخالصیهای شرایط اضطرار(در داخل کشور) خود را خیلی زود نشان داد و البته خوبیها و خدمتها و جهادها و ایثارگریها و همدلیها خود را بسیار بسیار پر رنگتر و نورانیتر نشان دادند . یعنی به فضل خدا و به برکت همه ایثارها و ایثارگری ها که در رگ و ریشه این وطن جاری است،همچنان با جامعهای اخلاقی سر و کار داریم که خوبیها و همدلیها دارای ارزش متعالیاند و پست فطرتیها و منفعت طلبیها محکوم و مطرود.
پزشکان متعهد و کادر درمانی غیورمان، با فداکاری، از خودگذشتگی،دلسوزی و ایثارگری مثال زدنی، قیمت بالای خود را به رخ کشیدند و مرام و مروت را متجلی ساختند. کارگران و تولیدکنندگان برای نیاز مردم به لوازم بهداشتی و سلامتی تلاششان را مضاعف و چند شیفته کار کردند و عیار خالص خود را به نمایش گذاشتند. معلمان دلسوز همه همتشان را بکار گرفته تا دانش آموزان، تا حد ممکن از درسهای خود عقب نیفتند. دانشگاهها تجربه حضور در فضای مجازی و انجام وظایفشان را به همت اساتید و دانشجویان عملی کردند. متولیان و سیاستگذاران امر بهداشت و درمان با فعالیت 24 ساعته، تلاش کردند که کار را با نهایت توان، مدیریت و تدبیر نمایند. همه این اقشار به نسبت درگیریشان با موضوع از هرچه تا کنون بودند بالاتر و بالاتر رفته و ارزش والاتری یافتند و موجبات افتخار و غرور شدند و تعصب اسلامی و ایرانی شان را مثل سالهای نه چندان دور ایثارگری در میدان های رزم یادآور شدند. جالب اینکه این میدان ایثار هم تبدیل به میدانی رفاقتی-رقابتی شد که نااهلان جرات نزدیکی بدان را نداشتند همان طور که در میدان و مصاف جنگی هم اینگونه خود را افشا کرده بودند.
5-اما در آن سوی مرزها، در ماجرای انتشار اخبار و باصطلاح اطلاع رسانی در خصوص این ویروس، دم خروس به اندازهای بیرون زد که صدای همپالکیهای مواجب بگیر را هم در آورد. البته این دومین بار بود که این اتفاق میافتاد. بار اول در واقعه جانسوز شهادت سردار سرفرازمان حاج قاسم این رسوائی نمود پیدا کرد و عده ای هلهله کنان خود را رسوا و ذلیل کردند البته بعد که دیدند ایران هنوز شهادت طلب انقلابی است، زود دست و پایشان را جمع کردند و بجز معدودی زنجیر پاره کرده و طغیان گر، سایرین سکوت پیشه نمودند. با این همه، بعد از واقعه غم انگیز سقوط بوئینگ اوکراینی، مجدداً محمل و فرصتی پیدا کردند که باطن ذات خبیث خود را پشت پرده این رویداد مصیبت بار نشان دهند.
حالا اما در قضیه ویروس، پشت همه توجیهات خبری و اطلاع رسانی شبکههای معاند مثل بی بی سی، ایران اینترنشنال و من و تو، یک واقعیت مثل روز عیان شد (تا جائی که برخی شان به برخی دیگر تشر "شرم کن و حیا کن" زدند) و آن واقعیت اینکه: قیمت انسانیت مزدوران و مواجب بگیران، آنقدر نازل و بیارزش شده که حاضرند تن و پشت انسانها (جدای از اینکه هم وطن مادریشان هستند) را بلرزانند و آنها را با بمباران ملغمهای از خبرهای راست و دروغ و ایجاد جنگ روانی از درون خالی کنند و حتی تا سرحد مرگ و قتلشان پیش بروند و بعد هم ژست انسانهای متمدن بگیرند. . .
حالا خوب میفهمم؛
What’s your price?
یعنی چه. . .
حالا خوب میفهمم
"اگر دین ندارید، لا اقل آزاده باشید"
کجا را هدف گرفته است،
حالا خوب میفهمم
"اگر انصاف رفت، دیگر مسیری برای رشد و تعالی نمی ماند"
چه هشدار انسانی و جدی است. . . . .
هر قدر شیوع ویروس کرونا به ظاهر برای مردم ما تجربه ناخوشایندی بود (و همه از خدا عبور از این مرحله همراه با عافیت را میطلبیم) ولی از این جهت که گرگان در لباس گوسفند را بیشتر و بیشتر افشا نمود و درون کریه شان را آشکار کرد، جای شکر و سپاس دارد. هم گرگان داخلی که در یک فرصت، حریص و طماع بودنشان بیرون زد و هم آن بنگاههای باصطلاح خبری (و در واقع بی خبری) جیره خوار ترامپ و سعودی را که آشکارا ترس و دلهره را بزک میکنند و بعنوان "آگاهی" میفروشند،بدون اینکه بفهمند این انسانیت شان است که در معرض حراج و تاراج قرار داده اند و به نوعی تن فروشی مدرن رسیده و البته بدان عادت کرده اند تا جائی که کراهتش هم اذیت شان نمی کند ؛چقدر ذلیل و خوار نشان دادند و چقدر بی مرام و مروت و چقدر بی قدر و انصاف. . . .
اما روزهای روشن خیلی زود فرا میرسد و آفتاب سرزمینم، برف آدمهای خاکستری را آب میکند، آن گاه سیاهی درون شان، اول و بیش از همه خودشان را پریشان و پشیمان میکند (البته اگر ته مانده قیمت، مروت و انصافی باقی مانده باشد).
دکتر مصباحالهدی باقری
پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)
۱. سال اول دانشگاه بودم و اولین کلاس مکالمه زبان. استاد بعد از سلام و علیک ابتدائی به زبان انگلیسی سوالی را طرح کردند:
?What's your price
(قیمتتون چنده؟)
بیشتر بچهها با توجه به کلماتی که بلد بودند سعی کردند بهترین جواب را بدهند فلذا یکی از بچهها که گفت: infinitive: (بی نهایت)، بقیه هم از این جواب خوششان آمد و تکرار کردند. نوبت رسید به یکی از رفقایمان که متفاوت از بقیه جواب داد:
one million toman
(یک میلیون تومان)،
استاد پرسیدند:
Why? Have you married ?
(چرا؟ شماازدواج کردهاید؟)
جواب شنید:
Yes,
و استاد گفتند:
OK.
اوکی آخر نشان داد استاد فهمیده چرا این رفیقمان قیمتش رو اینقدر پائین آورده.
بعد از این مکالمه، استاد شروع کرد نکتهای را به همان زبان انگلیسی متذکر شدن و آن اینکه زندگی پر است از محدودیتها و اقتضائات،مواظب باشید تا حد ممکن،در برخورد با آنها قیمتتان تغییر نکند یا خیلی کم نشود.
بعد با مثالهاdی حرف خودشان را شرح دادند:
مثلاً میخواهید کاری پیدا کنید و محتاج کار هستید، طوری رفتار کنید و موضع بگیرید که پیدا کردن کار، عزت شما را کم نکند و به سالوسی و تملق نیفتید. میخواهید زن بگیرید، میخواهید ارتقا پیدا کنید، میخواهید جائی پذیرش شوید، میخواهید . . .
در همه این احوالات، مراقب باشید قیمتتان تغییر نکند و کم نشود یا لااقل زیاد تغییر نکند. مثلاً این دوستتان میخواهد ازدواج کند و برای ازدواج یک میلیون نیاز دارد(که در سالهای دهه ۷۰، مبلغ زیادی بود)، حالا برای رسیدن به این یک میلیون مراقب باشد که قیمت خودش را زیاد پائین نیاورد و خود را کوچک و صغیر و ذلیل نکند. بعد گفت: البته این کار آسان نیست. چون نیاز، آدمها را تغییر میدهد بعضی وقتها خیلی بیشتر از خود نیاز و ارزش آن. . .
2. کلاس اخلاق تمام شد. بچهها دور استاد حلقه زدند تا چیزی بپرسند و البته بیشتر چیزی بفهمند. در این میان، یکی از بچهها پرسید: حاج آقا! برای عاقبت بخیری، به چی نیاز داریم؟
همه فکر کردیم الان استاد فهرستی از کارهای پسندیده را میشمرند، امااستاد با همان سر همیشه پائین، جواب ساده و مجملی دادند: «به مروت نیاز دارین. . . »
بعد ادامه دادند: «جوانمردی رو تو خودتون تقویت کنید. هر چقدر با مرام و مروت باشین، سربزنگاه دستتون رو میگیرن و کمکتون میکنن. اصلاً بهتون راه و مسیر درست رو نشون میدن. بهتر بگم اصلاً شما رو به مقصد میرسونن. »
بعد یک گریزی به کربلا زدند و فرمودند: «جناب حر، عاقبت بخیر شد با اینکه سالها جای دیگهای بود و با کسای دیگهای. اما یه چیزی راهش رو جدا کرد و سربزنگاه بهترین تصمیم رو گرفت. اون چیزی نبود مگر مرام و مروت. . . .
اصلاً اینکه حضرت سید الشهدا س میفرمایند: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید، مترتب همین معناس. یعنی آدمای جوانمرد، فرقانشون(محک تمییز حق از باطل شون) کار میکنه و میتونن سره رو از ناسره به آنی تشخیص بدن.
آخر سر هم فرمودند:" البته جوانمرد شدن، مرد میخوادا. . . خیلی آسون نیست".
۳. سر کلاس بازاریابی بودم. استاد در خصوص مسئولیت اجتماعی(انجام کاری در جهت خدمت به مردم و منفعت عمومی جامعه) شرکتها صحبت میکردند: در دنیای امروز، حتی مفاهیم خوبی مثل مسئولیت اجتماعی در چنبره نگاه منفعتگرای بازاریابی اسیر شده. یعنی حتی شرکتهای امروزی مفاهیمی متعالی مثل مسئولیت اجتماعی رو بشدت تقلیل دادن و اغلب برای کسب منفعت بیشتر از طریق کسب اعتبار و ارتقای ارزش اجتماعی برند شرکت و محصول شون اونا رو تعریف و تعقیب میکنن. "
بعد ادامه دادند: "پس بدونیم که همه مفاهیم خوب هم میتونن ذیل هدف تحقق سود حداکثری شرکتها و سازمانها، تبدیل به یک ابزار بشن. اصلاً راحتتون کنم هر چیز که در این قاموس منفعت گرائی نگنجه در بازاریابی فاقد اعتبار میشه. پس شرکت میگه من میخوام سود بیشتری ببرم حالا یا از طریق تبلیغ و سایر ابزارهای پیشبردی یا از طریق ارائه خدمت به اجتماع.
بعد استاد گفتند "متأسفانه این دام اینقدر پهن و گسترده است که خیلی از مفاهیم اخلاقی و دینی رو یا در ماشین خودش تبدیل به یه معنای انحرافی میکنه یا اصلاً حذف و بی اعتبارش میکنه. "
استاد برای تبیین بیشتر به دو مفهوم انصاف و برکت اشاره کردند که "در ماشین معنائی غرب، اصلاً پذیرفته نیست مگر بعنوان ابزاری برای منفعت بیشتر".
نهایتاً سرشان را به نشانه تأسف عمیق تکان دادند و گفتند: "این طور نگاهها به مفاهیم ارزشی، کلاً سبب بیاعتمادی مردم به این مفاهیم میشه و آرام آرام چیزائی مثل انصاف و برکت از معنای زندگیشون و سفره روابط شون حذف میشه. اونوقت بدونین اگه انصاف نباشه، مطابق سلوک آدم حسابیای عالم، دیگه حرکت بر مسیر رشد و تعالی ممکن نیست. . . . "
4- بیست روزی میشود که عالیجناب کرونا زندگی به روال متعارفمان را مختل نموده است. در واقع، بایست زیست جدیدی برای زندگی در شرای
بنیاد راکفلر در سال 1948 با این تفکر که درک ارتباطات و تغییر گرایش ها برای سیستم آموزشی آمریکا و مدیران سازمان های بزرگ و برای کسانی که نگران عقاید سیاسی و رفتار مردم هستند؛ ضروری است؛ بودجه بزرگی را در اختیار هاولند می گذارد تا تحقیقات وسیعی در این زمینه انجام دهد که به صورت کلی پروژه های مربوط به کنترل اذهان عمومی و جهت دهی آن را در بر می گیرد.
کارل هاولند که از محققین دانشگاه ییل و از اعضاء کارگروه علوم اجتماعی در بنیاد راکفلر بوده است میگوید:
«مجبور نیستید برای ایجاد ترس درد و رنج ایجاد کنید. کورتکس قدامی مغز انسان عملکرد ذاتی برای فکر در مورد ترس را به عهده دارد. ما کاملا مجهز شده ایم تا بتوانیم تصور کنیم که چه چیزی ممکن است روی دهد و سپس احساسات مقدماتی را تجربه کنیم. این موضوع در تکامل ما موثر بوده است اما می تواند موجب مشکلاتی مانند ترس از اتفاقاتی که ممکن است هرگز روی ندهند شده و در نتیجه باعث ایجاد استرس در ما شود که می تواند منجر به پذیرش ترغیب از سوی دیگران شود»
☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘
https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
◀️ حوزه کدام علم؟
◀️ قسمت دوم...
⏪ حال سالهاست که خودم به قم مهاجرت کردهام تا سوالاتم را از اساتید فن بپرسم و در محضر آنها شاگردی کنم و بیاموزم.
⏪ سوالم از سطح درگیری این بزرگواران با مسئله است. آیا حوزه علمیه، بسیج و نیروهای انقلابی، نباید سطح درگیری جدیتری با مسئله داشته باشند. آیا در آن سطح از درگیری نمیتوانند دل مردم محروم را شاد کنند؟ اگر هدف تبلیغ دین در مواجهه مستقیم با مردم است، آیا معماری شهری و منطقهای، تفکر اقتصادی و فرهنگی را مواجهه مستقیمتر با مردم نمیدانند؟ آیا مجازیم که این مناطق پر اهمیت را به سازه نئولیبرال واگذار کنیم؟
آیا اثربخشی آنها در سطوح جدیتر، بیشتر نیست؟ آیا کارکرد علمی حوزۀ علمیه، در کارگری و نه حتی دخالت در نقشه و سیاست ساخت خلاصه میشود؟
⏪ در ماجرای اخیر نیز طلاب انقلابی و مخلص بزرگوار، گام مهمی در کمک به رفع آلام بیماران انجام دادند. در اینجا نیز همین مسئله ذهن من را درگیر کرده است. آیا سطح درگیری حوزه علمیه با بیماری فعلی در همین گام خلاصه میشود؟ آیا سیاستگذاری در طب، نحوه ارزیابی علمی مواجهه با بلایا، افکارسازی عمومی جهت مواجهه صحیح مردم با ابتلائات، رهبری معنوی و فکری جامعه، تنظیم روابط اجتماعی و اجتماعات معنوی و ... همگی را باید بدنۀ کارشناسی دانشگاهی از معارف لائیک دانشگاهی اخذ کند و حوزه علمیه در هیچکدام نقشی نداشته باشد؟
⏪ این جمله که این روزها از زبان برخی از بزرگواران حوزوی مشهور شده است که ما مطیع محض فلان مجموعه کارشناسی هستیم با کارکرد حوزۀ علمیه تناسب دارد؟
⏪ حوزه علمیه روز به روز از عرصههای مدیریت اجتماعی و فردی، علمی، فکری و سبک زندگی عقب نشسته است و در جایابی خود در عرصۀ مدیریت اجتماع، به حداقلهایی بسنده کرده است که کمترین سطح اثربخشی را دارند. اگر چه حرکتهای جهادی مرسوم در کوتاه مدت ممکن است تصور مردم را نسبت به حوزه و اخلاص و سادگی و صمیمیت طلاب تعدیل کند اما در دراز مدت، اجتماع را نسبت به اثربخشی حوزه در مناسبات زندگی اجتماعی بیتفاوت میکند.
⏪ لذاست که هرگز در پی انکار صحت عملکرد طلاب جهادی نیستم، اما این سوال جدی را دارم که حوزه در زندگی مردم دقیقا چهکاره است؟ در انقلاب اسلامی دقیقا چه کارکردی دارد؟ در ترسیم استراتژی حرکت اجتماعی چه نقشی دارد؟ و خود را در نظام تناسبات علمی عالم در کجا تصور میکند؟
⏪ آیا حوزه علمیه در تبعیت محض از مجموعههای دانشی که مقومات آنها از نظام لائیک علمی مدرن حاصل میشود، حجیت شرعی کافی را دارد؟ آیا حوزه علمیه که در قرنهای متمادی در طب، ریاضیات، نجوم، اقتصاد و سیاست ورود میکرده، ورودش در این ساحتها از جهت وجوب کفایی بوده است؟ وجوبی که دیگر امروز با وجود دانشگاهیان احساس نمیشود؟ آیا آنچه محصول ورود حوزه در این ساحتها بوده است، از حیث روششناختی و حجیت شرعی با آنچه امروز در دانشگاهها و در مراکز جهانی همچون WTO، WHO، WB، IMF و ... تولید میشود تفاوتی ندارد؟
⏪ نهایتا من نیز به عنوان یک مقلد، هر آنچه در مقام عمل از سوی علمای دین مطرح شود را به دیده اطاعت میپذیرم، اما به عنوان یک دانشگاهی که کمی طعم شیرین حوزه علمیه را چشیده ام، این سوالات را از اساتید خودم دارم.
بی ادبی من در ورود به این سطح از بحث را ببخشید. این دغدغهها را از این جهت مطرح کردم که خود نیز سالهاست توفیق شاگردی اساتید مکتب امام صادق علیهالسلام در حوزه علمیه را دارم و این را افتخار زندگی خود میدانم.
☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘
https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
◀️ حوزۀ کدام علم؟
◀️قسمت اول...
⏪مسئله مربوط به ماجرای اخیر نیست.
1⃣ سال ۱۳۸۳، در اولین اردوی جهادیام که در منطقه زیلایی استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد، میدیدم که اساتیدم و اساتید دیگر دانشگاهها و دانشجویان بسیجی با تخصصهای مختلف، گرد هم آمدهاند و خانه، مسجد، غسالخانه، دستشویی و ... میسازند. این سوال همان زمان در ذهنم بود که آیا اساتیدی با این سطح تخصص و دانشجویانی با رشتههای مختلف تحصیلی، آیا نمیتوانند کارکردی جدیتر در مناطق محروم و در جهت محرومیت زدایی داشته باشند؟
2⃣ این بود که اردوی جهادی بعدی را خودم برگزار کردم. دانشجویانی از رشتههای مختلف تحصیلی متناسب با نیاز منطقه را گرد هم آوردم و هر کدام از گروههای کشاورزی، دامپزشکی، راهسازی، بهداشت محیط، پزشکی و ... را تحت نظر یکی از اساتید همان رشته تحصیلی مسئول بررسی ضعفهای تخصصی منطقه کردم. آن اردو ۳۰ روز طول کشید، در گرمای ۵۰ درجه خوزستان. میدیدیم، مطالبه میکردیم، نهادها را به منطقه فرا میخواندیم و تلاش میکردیم با مطالعه آمایش منطقه، به سند توسعه عملیاتی برای آن منطقه برسیم. استاندار را به منطقه دعوت کردیم و ضمن مطالبه گری دانشجویی جدی، از او خواستیم که این سند را عملیاتی کند. سند را به رئیس جمهور وقت رساندیم و بارها پیگیر اجرای آن شدیم. با گذشت بیش از ۱۵ سال از آن زمان، همچنان دانشجویان دانشگاه ما، در همان منطقه و با همان شیوه مشغول به فعالیت هستند. محکم و استوار.
3⃣در زلزله سرپل ذهاب در سفری که برای بررسی استراتژیهای اقتصادی جهت برونرفت از بحران به مناطق زلزله زده سفر کرده بودم، طلاب و بسیجیانی را دیدم که مشغول به کارگری بودند. یعنی سالها پس از آن دغدغه، این عزیزان که در نیت، اخلاص، بزرگواری، تواضع و روحیه جهادی به گرد پای آنها هم نمیرسم، باز هم نازلترین فعالیت اجرایی ممکن را انجام میدادند و در سیاستگذاری، برنامهریزی، نظام توسعه منطقهای، شیوه معماری، توزیع بودجه و ... کار را کاملا به ساختار حکمرانی نئولیبرال واگذار کرده بودند و به گونهای رفتهبودند برای رفع محرومیت، اما از نگاهی هم شدهبودند کارگر نظام نئولیبرال...
4⃣ یا در سفری که به همراه چند نفر از اساتید اقتصاد، مدیریت مالی و آیندهپژوهی به منطقه سیلزده پل دختر و مناطق سیلزده خوزستان رفته بودم نیز این انگارهام تقویت شد. طلاب و بسیجیان، در مهمترین سطح عملیات، بیل به دست شده بودند برای خارج کردن پسماندهای سیل از خانهها.
⏪ به هیج وجه در صدد آن نیستم که اخلاص و بزرگمنشی این بزرگواران را نادیده بگیرم.
ادامه دارد...
☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘
https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
📍 سازمانهای استعماری
🔻 جان پرکینز در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی: یکی از اهداف صندوق بین المللی پول درهم شکستن دولتهای کشورهای در حال توسعه ای است که دنبال استقلال هستند.
🔻 جان پرکینز سالها برای سازمانهای آمریکایی به عنوان یک جاسوس اقتصادی کار می کرده تا خواسته های شرکتهای آمریکایی را از طریق وامهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برآورده کند.
🆔 @mashgh626