هدایت شده از وحید یامین پور
18.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کتاب
🔺️باز نشر به بهانه #نمایشگاه_کتاب
کتاب #رسول_مولتان که مدتی در بازار کمیاب شده بود حالا در نمایشگاه کتاب عرضه شده. به انتشارات #سوره_مهر سر بزنید.
#کتاب_باز
#کتاب_خوب
#کار_فرهنگی
#شهید_سید_محمد_علی_رحیمی
🆔️ @yaminpour
هدایت شده از وحید یامین پور
🔻مطالب جدید را می توانید در پیام رسان بله نیز دنبال کنید 👇
🆔️ http://ble.im/yaminpour
⚫ پایان ماجرای عجیب فاطمه!
🔹 چندی پیش که در همین صفحه کتاب خاطرات احمد احمد را برای مطالعه پیشنهاد کردم، پیغامی دریافت کردم از خانم مریم احمد، دختر احمد احمد ، در این پیغام آمده بود که در کتاب خاطرات پدرم درباره سرنوشت و شخصیت مادرم چیزی گفته نشده و من برای شما کتابی را خواهم آورد که پایان ماجرا را شرح داده است.
🔸غم انگیزترین بخش خاطرات احمد احمد، سرنوشت مبهم و تلخ فاطمه همسر اوست. زن و شوهری که عاشقانه زندگی خود را آغاز کرده اند و در اوج مبارزات دهه پنجاه خداوند به آنها دو دختر دوقلو عطا کرده است: مریم و زهرا؛
احمد و فاطمه در تله ی سازمان مجاهدین گرفتار می شوند و با دستور سازمان مبنی بر جداسازی ، فاطمه نوزده ساله را از احمد جدا می کنند. روایت روزهایی که خبر فعالیت های فاطمه را برای احمد و خبر کشته شدن احمد را برای فاطمه می برند بسیار کشنده و تلخ است.
🔸 فاطمه، «مریم» دو ساله را با خود می برد و مبارزه ی احمد برای بازپسگیری دخترش از چنگال سازمان آغاز می شود...
احمد موفق می شود با تهدید سازمان آنها را مجبور کند تا دخترش را به او برگردانند. فاطمه قبل از به شهادت رسیدن توسط سازمان، مریم را به یکی از آشنایان احمد می سپارد و نا پدید می شود.
🔹 تمام کسانی که کتاب خاطرات احمد احمد را خوانده اند حتماً بی صبرانه منتظر بوده اند تا لابلای صفحات از سرنوشت فاطمه چیزی بخوانند ولی در این کتاب چیزی جز یک خبر مبهم و کوتاه و شوکه کننده نمی یابند: فاطمه به خاطر مخالفت با سازمان توسط تقی شهرام کشته شده و معلوم نیست با جنازه او چه کرده اند!
مریم احمد، همان دختر دو ساله ی 41 سال پیش؛ امروز کتاب «تب و تاب» خاطرات دکتر محمدرضا فرتوک زاده را برای من آورد. محمدرضا برادر فاطمه است و از مبارزان دوران طاغوت...
🔺 کتاب «تب و تاب» را می توانید از انتشارات سازمان مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهیه کنید.
🆔️ @yaminpour
هدایت شده از وحید یامین پور
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#برجام
🔺️عراقچی در پاسخ به این سوال که با خارج شدن آمریکا از #برجام چه اتفاقی خواهد افتاد، گفت:
"در این صورت دیگر برجامی نخواهد بود؛ ...اگر ترامپ می دانست با خارج شدن از برجام هزینهای را متحمل نخواهد شد تا حالا این کار را کرده بود!"
🆔️ @yaminpour
هدایت شده از وحید یامین پور
🔻اولیور استون در بازگشت از ایران چه گفت؟
الیور استون کارگردان جنجالی آمریکا و برنده دو جایزه اسکار که اردیبهشت امسال برای شرکت در جشنواره بینالمللی فیلم فجر به تهران آمده بود، چند ساعت قبل از اعلام ترامپ در مورد خروجش از برجام در صفحه فیسبوکش چنین نوشت:
🔶️ من ۱۰ روز قبل برای سیوششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر در ایران بودم. جشنوارهای با منوی بیشاز ۳۰۰ فیلم از آسیای مرکزی، عراق، ایران، آلمان، روسیه و دیگر کشورها.
کشوری زیبا، فرهنگ و تاریخی ایرانی که دو هزارو ۵۰۰ سال قدمت دارد، مردمی خونگرم.
ایالاتمتحده، اسراییل و عربستان سعودی سه سنگینوزن خطرناک، تقریبا هر روز به دلایل خیالی شفاها به ایران حمله میکنند، درحالیکه انتظارات روح توافق بینالمللی ما در سال ۲۰۱۵ را برآورده نمیکنند.
روابط بانکی با غرب هنوز برای ایران بسیار دشوار است. پول وعده داده شده به آنها داده نشده و هنوز آنها از بازار سیاه سر درمیآورند. کالاهایی را از بسیاری از نقاط جهان در بازار بزرگ قدیمی دیدم.
از موزه وحشتناک شکنجههای ساواک به یاد دوران شاه و فنون سیآیای و آموزشهایی که از آنها استفاده میشد هم دیدن کردم.
همچنین موزه صلح، موزهای فروتن اما یادآور نبردهای شیمیایی مهم با ۶۰ هزار کشته و ۲۰۰ هزار سرباز مجروح جنگ با عراق بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ که در آن، صدام حسین و البته به کمک ما متحدانش، از سلاح کشتارجمعی گستردهای- گاز و خردل دیگر سلاحها- برای حمله به ایران استفاده کرد را دیدم. در مجموع حدود ۵۰۰ هزار تا ۶۰۰ هزار ایرانی در جنگ کشته شدند.
من همچنین با جانبازان این جنگ سلاح کشتار جمعی دیدار کردم. ما هنوز همچنان «پرچم دروغین» سلاح کشتار جمعی را در سوریه و عراق به اهتزاز در میآوریم. ما به سهم خود عاشق جنگ شیمیایی هستیم و این مریضی بزرگی است.
همانطور که در نشست خبریام گفتم، ایالاتمتحده، اسراییل و عربستان سعودی با نقشه فعلی خودشان به تقسیمکردن سوریه و خسارتزدن به ایران و حتی «نابودی خلاقانه» خاورمیانه ادامه خواهند داد. این فراتر از مریضی است و محصول طرح بازی نومحافظهکاری بهجامانده از دوره بوش است.
🆔️ @yaminpour
🌷هر پنج شنبه با یاد یک شهید🌷
.
.🌷فضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا ، کمتر از خود شهادت نیست🌷مقام معظم رهبری
.
چرا شهید جاویدی را اشلو نامیدند:
«مرتضی» با زبان عربی با عراقی ها حرف می زد و تکیه کلامش روی کلمه اشلو بود که مخفف همان «ای شی لونک » رنگ و روت چطوره بود .
او هر روز صبح به فاصله هفتاد ، هشتاد متری عراقی ها ، روی خاکریز می ایستاد و دست هایش را دور دهان حلقه می کرد وبرای عراقی ها سخنرانی می کرد :
اشلونک ... یا اخی ... صباح الخیر ! (یعنی رنگ وروت چطوره ... حال وروزت چطوره ...)
ظهر دوباره همان آش و همان کاسه ! مرتضی دست بردار نبود وروز روشن ، جلو چشم عراقی ها روی خاکریز می رفت و برای دشمن کلاس عقیدتی می گذاشت . گاهی هم از پشت بلندگو سوره واقعه را می خواند. اما جواب عراقی ها توپ و تفنگ بود.
این عمل مرتضی ترس و وحشت در دل نیروهای دشمن انداخت به صورتی که عراقی ها برای سرش جایزه گذاشتند . و او معروف شد به «اشلو» ...
نمیگذارم اُحُد دیگر تکرار شود
چهار روز از عملیات والفجر گذشته بود و پادگان عظیم حاج عمران و... توسط رزمندگان دلیر اسلام به تصرف درآمده بود و در این راستا گردان فجر از سه طرف در تپه بردزرد محاصرهی شدید نیروهای بعثی بود و تنها یک راه عقبنشینی وجود داشت که این گردان به مدت چهار روز با دهها شهید و زخمی و اسیر با دشمن زبون در جنگ بود و هراسی به خود راه نمیداد.
ساعتی از روز پنجم گذشته صدای بی سیم فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی، سرلشکر محسن رضائی و جمع دیگر از فرماندهان عملیاتی مبنی بر این که: برادر جاویدی، گردان شما در محاصرهی شدید دشمن میباشد. عقبنشینی کنید. این شهید بزرگوار پاسخ به آنان داد که: نمیگذارم اُحُد دیگر تکرار شود.
بوسه امام بر پیشانی تنها رزمنده
پس از پیروزی این عملیات اکثریت فرماندهان و رزمندگان نزد حضرت امام به تهران رفتند و سرلشکر رضایی موضوع را با حضرت امام در میان میگذارد. و حضرت امام بر پیشانی این شهید بوسه میزند.
شهید صیاد شیرازی می گوید در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می رسیم، فقط یک بار دیدم که امام رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید، و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی یا همان «اشلو» ی معروف.
شهید جاویدی پس از شهادت دوستانش در وصیت نامه ای می نویسد:
... نمی دانم چه کرده ام که شهید نمی شوم . شاید قلبم سیاه است. خدا رحمت کند حاج محمود ستوده را ، وقتی با هم صحبت می کردیم ، می گفتیم اگر جنگ تمام شود و ما زنده باشیم ، چه کار کنیم؟ واقعا نمی شود زندگی کرد و به صورت خانوادهای شهدا نگاه کرد... و این جاست که ما و جاماندگان از قافله نور باید بگوییم خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند ...
«شهید مرتضي جاويدي» سرانجام پس از مبارزات و مجاهدات خستگي ناپذير در هفتم بهمن ماه 1365 در عمليات کربلاي 5 پس از روزها تلاش و جهاد به آرزوي هميشگي خود رسيد.
کتاب تپه جاویدی و راز اشلو به نویسندگی اکبر صحرایی سرگذشت این شهید والا مقام می باشد.
🌷شهید مرتضی جاویدی🌷
شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا صلوات و فاتحه ای هدیه کنید.
@hamieh_enghelabi