🛑📸 توزیع روزانه 4 هزار غذای گرم توسط موکب قتیل العبرات به مناسبت دهه ولایت و فضلیت اطعام غدیر
🔹زمان: 14 لغایت 16 تیرماه
🔹ساعت 19 لغایت 23
🔹حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها - صحن پیامبراعظم
اخبار مهم را در قمآنلاین ببینید👇
http://eitaa.com/joinchat/3298492416Cc8880c401c
اولین و بزرگترین کانال خبری قم
#یاران_آسمانی 🌸🍃
در يكى از روزهاى سال 1362، زمانى حضرت آيت الله العظمى امام خامنه اى، رييس جمهور وقت، براى شركت در مراسمى از ساختمان رياست جمهورى، واقع در خيابان پاستور خارج مى شد، در مسير حركتش تا خودرو، متوجه سر و صدايى شد كه از همان نزديكى شنيده مى شد.
صدا از طرف محافظ ها بود كه چند تاى شان دور كسى حلقه زده بودند و چيزهايى مى گفتند، صداى جيغ مانندى هم دائم فرياد مى زد:
آقاى رييس جمهور!
آقاى خامنه اى! من بايد شما را ببينم.
رييس جمهور از پاسدارى كه نزديكش بود پورسيد:
چى شده؟ كيه اين بنده خدا؟
پاسدار گفت:
نمى دانم حاج آقا! موندم چطور تا اينجا تونسته بياد جلو.
پاسدار كه ظاهرا مسئول تيم محافظان بود، وقتى ديد رييس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد، سريع جلوى ايشان رفت و گفت:
حاج آقا شما وايسيد، من مى رم ببينم چه خبره.
بعد هم با اشاره به دو همراهش، آن ها را نزديك رييس جمهور مستقر كرد و خودش رفت طرف شلوغى، كمتر از يك دقيقه طول كشيد تا برگشت و گفت:
حاج آقا! يه بچه است، ميگه از اردبيل كوبيده اومده اينجا و با شما كار واجب داره، بچها ميگن با عز و التماس خودشو رسونده تا اينجا، گفته ميخوام قيافه آقاى خامنه اى رو ببينم، حالا ميگه ميخوام باهاش حرف هم بزنم.
رييس جمهور گفت:
بذار بياد حرفش رو بزنه، وقت هست.
لحظاتى بعد پسركى 12-13 ساله از ميان حلقه محافظان بيرون آمد و همراه با سر تيم محافظان، خودش را به رييس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش، خيس اشك بود. هنوز در ميان راه بود كه رييس جمهور دست چپش را دراز كرد و با صداى بلند گفت:
سلام بابا جان! خوش آمدى.
پسر با صدايى كه بغض و هيجان مى لرزيد، به لهجه ى غليظ آذرى گفت:
سلام آقا جان! حالتان خوب است؟
رييس جمهور دست سرد و خشكه زده ى پسرك را در دست گرفت و گفت:
سلام پسرم! حالت چطوره؟
پسر به جاى جواب دادن تنها سر تكان داد، رييس جمهور از مكث طولانى پسرك فهميد زبانش قفل شده، سر تيم محافظان گفت:
اينم آقاى خامنه اى! بگو ديگر حرفت را.
ناگهان رييس جمهور با زبان آذرى سليسى گفت:
شما اسمت چيه پسرم؟
پسر كه با شنيدن گويش مادرى اش انگار جان گرفته بود، با صداى هيجان و به تركى گفت:
آقا جان! من مرحمت هستم، از اردبيل اومدم تهران كه شما را ببينم.
حضرت آقا دست مرحمت را رها كرد و دست روى شانه او گذاشت و گفت:
افتخار دادى پسرم، صفا آوردى، چرا اينقدر زحمت كشيدى؟ بچه ى كجاى اردبيل هستى؟
مرحمت كه حالا كمى لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت:
انگوت كندى، آقا جان!
رييس جمهور پرسيد:
از چاى گرمى؟
مرحمت انگار هم ولايتى پيدا كرده باشد تندى گفت:
بله آقا جان! من پسر حضرتق لى هستم.
حضرت آقا گفتند:
خدا پدر و مادرت رو برات حفظ كنه.
مرحمت گفت:
آقا جان! من از اردبيل آمدم تا اينجا كه يك خواهشى از شما بكنم.
رييس جمهور عبايش را كه از شانه راستش سر خورده بود درست كرد و گفت:
بگو پسرم چه خواهشى؟
مرحمت گفت:
آقا خواهش مى كنم به آقايان روحانى و مداحان دستور بدهيد كه ديگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند!
حضرت آقا گفتند:
چرا پسرم؟
مرحمت به يك باره بغضش تركيد و سرش را پايين انداخت و با كلماتى بريده بريده گفت:
آقا جان! حضرت قاسم(ع) 13 ساله بود كه امام حسين(ع) به او اجازه داد برود ميدان و بجنگد، من هم 13 سالم است ولى فرمانده سپاه اردبيل اجازه نمى دهد به جبهه بروم، هر چه التماسش ميكنم، ميگويد 13 ساله ها را نمى فرسيم، اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس اين همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا مى خوانند؟
حالا ديگر شانه هاى مرحمت آشكارا مى لرزيد، رييس جمهور دلش لرزيد، دستش را دوباره روى شانه مرحمت گذاشت و گفت:
پسرم! شما مگر درس و مدرسه ندارى؟ در خواندن هم خودش يك جور جهاد است.
مرحمت هيچى نگفت، فقط گريه كرد و حالا هق هق ضعيفى هم از گلويش به گوش مى رسيد، رييس جمهور مرحمت را جلو كشيد و در آغوش گرفت و رو به سر تيم محافظانش كرد و گفت:
#ادامه_دارد
#یاران_آسمانی 🌸🍃
:
يك زحمتى بكش به آقاى... تماس بگير، بگو فلانى گفت اين آقا مرحمت رفيق ما است، هر كارى دارد راه بياندازد، هر كجا هم خودش خواست ببريدش، بعد هم يك ترتيبى هم بدهيد برايش ماشين بگيرند تا برگردد اردبيل، نتيجه را هم به من بگوييد.
حضرت آقا خم شد، صورت خيس از اشك مرحمت را بوسيد و فرمودند:
ما را دعا كن پسرم، درس و مدرسه را هم فراموش نكن، سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان و...
كمتر از سه روز بعد، فرمانده سپاه اردبيل، مرحمت را خوشحال و خندان ديد كه با حكمى پيشش آمد، حكم لازم الاجرا بود، مى توانست باز هم مرحمت را سر بدواند، ولى مطمئن بود كه مى رود و اين بار از خود امام خميني(ره) حكم مى آورد، گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالازاده رفت در ليست بسيجيان لشكر 31 عاشورا.
مرحمت به تاريخ هفدهم خرداد 1349 در يك كيلومترى تازكند "انگوت" در روستاى چاى گرمى، متولد شد. امام كه به ايران برگشت، مرحمت كلاس دوم دبستان بود، 13 ساله كه شد، ديگر طاقت نياورد و رفت ثبت نام كرد براى اعزام به جبهه، با هزار اصرار و پادرميانى اين آشنا و آن هم ولايتى، توانست تا خود اردبيل برود، اما آنجا فرمانده سپاه جلوى اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گريه زارى كرد فايده اى نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهاى مرحمت هم سفارش شده بود كه يك جورى برش گردونند سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت:
ببين بچه جان!
براى من مسئوليت دارد.
من اجازه ندارم 13 سالها را بفرستم جبهه. دست من نيست.
مرحمت گفت:
پس دست كى است؟
فرمانده گفت:
اگر از بالا دستور بدهند من حرفى ندارم.
همه اين ها ترفندى بود كه مرحمت دنبال ماجرا را نگيرد. يك بچه 13 ساله روستايى كه فارسى هم درست نمى توانست صحبت كند، دستش به كج مى رسيد؟ مجبور بود بى خيال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستورى از بالا برگشت.
مرحمت بالازاده تنها يك سال بعد، در عمليات بدر، به تاريخ 21 اسفند 1363 با فاصله بسيار كمى از شهادت فرمانده دلاور لشكر 31 عاشورا شهيد مهدى باكرى، بال در بال ملائك گشود و ميهمان سفره ى حضرت قاسم(ع) گرديد.
(براي شادى روح شهدا صلوات)
🔰 هادی شدی که پیرو حیدر شویم ما...
🌺 ولادت #امام_هادی (ع) مبارک باد!🎉
💠 #فرهنگی
💫همسفر فرشته ها💫
با ما همراه شو در:
🔻▫️🔺چهار سفر تابستانه
👌این سفر ویژه دخترانی است که کوله بارشان را برای شناخت خود بسته اند.
❇️سفر به سرزمین دختران آریایی (بررسی جایگاه زن در ایران باستان)
❇️سفر به دنیای جمال و جلال الهی( جایگاه و شان زنان در اسلام )
❇️ سفر به سرزمین سراب (بررسی پرونده زن در غرب از گذشته تاکنون)
❇️سفر به جاده بهشت (بررسی جایگاه زن در دوران معاصر، قبل و بعد از انقلاب)
♨️همراه با:
✅اردوی میان دوره یزددخت
✅ اردوی پایان دوره ایران دخت ✅کنکاشی در جریان زن زندگی آزادی
🌸مهلت ثبت نام: ۱۵تیر
🌺زمان شروع دوره : ۱۹ تیر
🌼ویژه دختران متوسطه اول و متوسطه دوم
🍀دوره تخصصی برای اولین بار و با ظرفیت محدود
🌻همراه با ارائه گواهی پایان دوره
📆دو روز در هفته صبح ها (دوشنبه و چهارشنبه)
🏠مکان: خیابان امام خمینی(ره) قبل از میدان امیرچقماق، روبروی بانک سپه کوچه مدنی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
💸:هزینه دوره ۳۰۰.۰۰۰تومان
🔖با ارایه ی گواهی معتبر پایان دوره🤩
🔰برای ثبت نام مشخصات (نام؛ پایه تحصیلی، شماره همراه، شماره ملی و نشانی ) خود را به آیدی زیر بفرستید
@Mossaafer
❎اطلاعات بیشتر:
+98 913 723 8770
effat.ir
@hamsafarefereshteha ایتا
هدایت شده از 'اِخبات'
《 دورهء رایگـان تربیـت مربـی و تربیـت
راهبـران اجتمــاعـی نــــــوجـــوان 》
🔰 با حضـور، اساتیـد برتـر ڪشوری
📄 همـراه با گواهـی پایان دوره👌🏻
♦️ ویــژه خواهــران ♦️
📚 اساتیـد و سرفصلهـای دوره:
• مبانی و مبادی تربیتی
(دکتر عرباسدی)
• تیپشناسی و روانشناسی نوجوان
(دکتر یداللهی)
• داراییها و سرمایههای درونی نوجوان
(دکتر عرباسدی)
• شیوههای ایدهپردازی
(دکتر رحمانی)
• مسئلهشناسی و روشهای حلمسئله
(دکتر افتخاری)
• اصول کار تشکیلاتی
(دکتر محمدی)
🏷 ثبتنام ویژه گروه سنی ۲۴ تا ۴۵ سال
🕰 زمـان: سهشنبه، ۲۰ تیرماه
از ساعت ۸ صبح الی ۱۹ عصر
📍مڪان: سالن همایش سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران
(بهارستان، خیابان شهید مصطفی خمینی، روبهروی بیمارستان طرفه)
🔘 جهت ثبتنام در این دوره خواهشمند
است، اطلاعات دقیق خود را در لینک زیر
ثبت بفرمایید.👇🏻
https://survey.porsline.ir/s/SQQw1WJs
لازم به ذکر است بعد از اتمام ظرفیت، لینک ثبتنام غیرفعال خواهد شد.
📁 #نوجوان_پیشرو
📁 #تربیت_مربی
📂#راهبران_اجتماعی_نوجوان
ــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷 نهضت تبلیغ تهران
ایتا | روبیکا | روبینو | بله | آپارات
@Nehzat_teh
خَیرٌ مِنْ الخیر فاعِلُهُ، و اَجْمَلُ من الجمیل قائِلُهُ، و اَرْجَحُ من العلم حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَرِّ جالِبُه، وَ اَهُوَلَ مِنَ الهَوْلِ راکِبُهُ؛
بهتر از نیکی، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۷۰)
#فرهنگی_طرح_ولایت
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 مهربانی عجیب امام هادی (علیه السلام) در کلام استاد فاطمی نیا
ولادت امام هادی علیهالسلام مبارک باد 💐
@BisimchiMedia