✨اینقصهبرایخوابیدننیست
#برای_بیدارشدنه
#قسمت_۱
سجاد عضو ثابت مسجد بود..
مسوول کانون فرهنگی مسجد جامع شهر...
وقت و بی وقت،
ماه رمضون و ماه محرم،
روز و شب ،
براش فرقی نداشت،
دربس درخدمت کانون بود....
شغلش معلمی بود..
خیلی پسر سر به زیر و اهل کاری بود...
شبای ماه رمضون توی مسجد بساط چای و شربت و سفره افطاریش به راه بود...
اخر شب ،بعد هییت،میموند با چند نفر دیگه ظرفا و استکان های هییت رو میشست...!
کلیدار مسجد بود...
خلاصه کنم،
از وقتی یادمه خودش همه کاره بود...
نه اهل منت گذاشتن و نه اهل زیر کار در رفتن بود...
فکر میکنم بین بقیه بچه ها اخلاص بیشتری داشت...
تا اینکه....
میگویند: "محبت كن، راه دورى نمیرود"
برعكس محبت همه جا میرود، از زمين تا آسمان، از دل به دل، حتى تا پيش خدا هم مى رود!'💕
همسفرتاخدا
✨اینقصهبرایخوابیدننیست #برای_بیدارشدنه #قسمت_۱ سجاد عضو ثابت مسجد بود.. مسوول کانون فرهنگی مس
#قسمت۲
تا اینکه...
بین بچه ها خبر پیچید سجاد ازدواج کرده!
خب طبیعی بود هم پسر خوبی بود هم دستش به دهنش میرسید
صلاح نبود معطل کنه...
از خبر ازدواجش خیلی خوشحال شدم...
اما وقتی فهمیدم با کی...
نمیدونم،شاید دلم میخواست اون موقع واقعا دوتا شاخ رو سرم سبز شه!!
با کسی که هیچیش به سجاد نمیخورد...هیچیش!
دختر بدی نبود...،
ولی بدرد سجاد نمیخورد!
حداقل چیزی که همیشه فکر میکردم این بود که کسی رو انتخاب کنه که پوشش مناسبی داشته باشه...
ولی این انتخاب سجاد مدت ها ذهن منو درگیر کرده بود!
اخه چرا؟!
ارزشش همینقدر بود؟!
خیلی دوست داشتم این حرفا رو به خودش بگم،
ولی خب زندگی شخصی بقیه به من مربوط نبود!
با این حال دعاش میکردم...
باخودم میگفتم خدارو چی دیدی ،شاید همین سجاد بتونه دختره رو بیاره تو حال و هوای خودش و بشه اونی که میخواد!
همسفرتاخدا
#قسمت۲ تا اینکه... بین بچه ها خبر پیچید سجاد ازدواج کرده! خب طبیعی بود هم پسر خوبی بود هم دستش به د
#قسمت۳
از بچه ها شنیده بودم مادرش هم راضی به این وصلت نبوده!
به هرحال انتخابی بود که سجاد انجام داده بود...
کم کم حضور سجاد توی مسجد کمرنگ شد...
شبا رو یکبار در میون میومد....
یا کارش رو به کسی دیگه میسپرد!
خب طبیعی بود..
یکم سرش شلوغ بود ولی من از چیز دیگه میترسیدم!
خدا کنه این نیومدن ها بخاطر مشغله جدیدش باشه...!
زمان گذشت و گذشت....
ماه رمضون شد...
از سجاد خبری نبود..
محرم اومد...هییت برپاشد...
ولی سجاد نبود...
میدونید چیه بچه ها؟
توی ازدواج گاهی ممکنه طرفِ بالاتر نزول کنه و بیاد پایین...
گاهی هم میتونه دست پایین تره رو بگیره و با خودش همقدم کنه....
دور و برم پره از ادمایی که اگه تو ازدواجشون دقت میکردن الان میتونستن خیلی موفق باشن...
همسفرتاخدا
#قسمت۳ از بچه ها شنیده بودم مادرش هم راضی به این وصلت نبوده! به هرحال انتخابی بود که سجاد انجام دا
به همین خاطر فکر میکنم #ازدواج با #عاقبت بخیری یه جورایی رابطه مستقیم داره...
زندگی تشکیل شد!
دختر وپسر رفتن زیر یه سقف...!
الان فرصت برا رشد و خودسازیه...
ولی..
ولی هنوز سر پوشش باهم بحث دارن!
تو قصه سجاد هم همینطور بود..
با اخلاقی که از سجاد سراغ داشتم ادمی بود که همیشه کوتاه میومد!
و این بود که مغلوب داستان شد!
پسری که میتونست با انتخابش زندگیشو یجور دیگه ترسیم کنه...
@heyatalyaseen_narimani_tanz_5891098639228473059.mp3
3.15M
دعای ما امشب!؟😉
#مجردا صدای آمین بلند تر☺️
#الهیآمین🍃🕊
#سیرهشهدا🌱
#همسرداری💕
قهر بودیم
گفت:عاشقمے
گفتم:نہ
گفت:لبت نہ گوید و پیداست میگوید دلت آرے
ڪہ اینسان دشمنے یعنے ڪہ خیلے دوستم داری...
زدم زیرخندہ دیگہ نتونستم نگم ڪہ وجودش چقد آرامش بخشه..❤️
🌹شهید عباس بابایے
همسفرتاخدا
#عشقیعنی...💕 هر روزی که میگذره برات دوست داشتنی تر میشه...❤️
عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی ❤️