همطاف
کتاب اِما از مجموعهٔ عاشقانه های کلاسیک تقدیم به شما
راست می گوید
زمان عمیق ترین زخم ها را مداوا میکند اِمای عزیز
اما انکار نمیکنم که جایشان می ماند
بعضی اوقات به این فکر میکنم که بیخود انقدر روی انرژی زنانه ام کار میکنم..
من قبلا ها با هیچ حرفی ناراحت نمیشدم
سر هیچی ناز نداشتم
ولی حالا دیگه اون سرسختی و سفتی کمتر شده
و دختر بودن لطافتی داره که خودمو متعجب میکنه که شاید بهم احساس خوبی نمیده انگار ضعیف شدم نمیدونم
همطاف
بعضی اوقات به این فکر میکنم که بیخود انقدر روی انرژی زنانه ام کار میکنم.. من قبلا ها با هیچ حرفی نار
با این حال ته دل مامان و بابام از این موضوع خوشحاله
وقتی میبینن خیلی لطیف تر شدم یا جدیدا گریه ام میگیره حسابی تعجب میکنن ولی تو دلشون قند آب میشه که دخترشون دختر تر شده :))
کنار اومدن با سوگ خیلی تلخه
هیجوقت جای خالی اون آدم توی قلبت پر نمیشه..تا ابد یک حفره خالی باقی میمونه
من تاحالا مرگ مامان بزرگ نازنینم و رفتن رهبر عزیزمو تجربه کردم ولی هنوزم روبرو شدن با این حقیقت ها واسم عجیبه