خبرهای بیخودی
آنچه در اینجا خبرهای بیخودی خوانده میشود به مجموعه خبرهایی اشاره دارد که دانستن آنها روایتساز نیست.
فیالمثل امروز دکتر #عراقچی در شبکه فیلترشده #ایکس درحالیکه بیشتر مردم به اینترنت آزاد دسترسی ندارد و به زبان انگلیسی که بسیاری توانایی خواندن آن را ندارند مطلبی درباره #تنگه_هرمز نوشتهاند.
این دقیقاً چه نوع اطلاعرسانی است؟ آیا اگر این نوشته منتشر هم نمیشد تأثیری در داخل ایران داشت؟ البته الان که در شبکههای وزین داخلی! همچون مملکت #ایتا منتشر شده نتوانسته رسالت خود را در روایتسازی ایفا کند.
از این دست خبرها یک مثال دیگر هم میتوان زد.
دکتر سید محمود نبویان در همان شبکه فوقالذکر (ایکس) آن هم به زبان فارسی مطلبی نوشتهاند که نمیدانم چه ربطی به داخل دارد.
در ضمن ایشان خبر را در پیامرسان #ویراستی نیز بازنشر کردهاند که با خواندن نظرات میتوان میزان اقناع شدن اذهان عمومی را دید.
#ترامپ با تمام لمپنبازیهایی که دارد در خبرسازی خوب عمل میکند. شاید برخی بتوانند از این بیادب هم چیزی بیاموزند.
توصیه نه چندان کاربردی: حال که قرار است جنگ رسانهای را ببازیم، سکوت بهتر است تا این نوشتنها که صرفاً بازی با روان است تا هر چیز دیگر.
https://eitaa.com/handschrift
969.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام و درود و صلوات خداوند و جمیع انبیاء و ملائکه الهی بر روان پاک شهیدان وطن بهویژه شهید امیر سپهبد سیدعبدالرحیم موسوی رضوان الله تعالی علیه
خداوند ایشان را با مادرشان بیبی دو عالم سلاماللهعلیها محشور کند.
https://eitaa.com/handschrift
مقبره خاندان #دولت_آبادی در ابنبابویه
پشت بنر قبر قمرتاج و فخرتاج دولتآبادی دختران میرزاهادی دولتآبادی.
درباره ایمان میرزا هادی دولتآبادی سه نظر مطرح است:
الف) بنابر نظری میرزاهادی برای جانشینی یحیی صبح ازل انتخاب شده بود که با مرگ وی در سال ۱۳۲۶ ه.ق ـ چهار سال زودتر از مرگ یحیی صبح ازل ـ پسر وی یحیی دولت آبادی جانشین صبح ازل در ایران شد.
ب) نظر دیگر این است که میرزا هادی مسلمان بوده و ازلی بودن اتهامی است که برخی به او زدهاند.
ج) نظر دیگر این است که وی ازلی بوده و بعدا مسلمان شده است.
در هر صورت، ارتباط وی با فرقه #بابیت_ازلی را نمیتوان نادیده گرفت.)
در پایین مقبره (سمت راست بنر ) سهتن از شهدای وطن به خاک سپرده شدهاند.
دیگر اعضای خاندان دولتآبادی هم در اینجا مدفوناند که در مظان بابیت ازلی هستند.
[عکس از نگارنده؛ به تاریخ یکشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۳۰]
https://eitaa.com/handschrift
#نتانیاهو و همسرش در سال ۱۳۹۶ شمسی از #بیتالعدلاعظم مرکز جهانی #بهائیان دیدن کردند.
پ.ن: این تروریست بزرگ و قَوّاد شناختهشده و از بازیگران #جزیرهٔ_اپیستین که خود و مردمش ساکنان موقت سرزمینهای اشغالی هستند، به تشکیلاتی بدنام (#بهائیت) در #حیفای_اشغالی و در دامنهٔ کوه #کرمل این مکان را اجاره داده است.
انشاءالله همه این قوادان و بدنامان بهوسیله #حزبالله و #نیروهای_مقامت از بین خواهند رفت.
https://eitaa.com/handschrift
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه است و شب زیارتی آقا امام حسین علیه السلام
صلی الله علیك یا أبا عبدالله. صلی الله علیك وعلی جدك وعلی أبیك وعلی أمك وعلی أخیك
https://eitaa.com/handschrift
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیك یا علي بن موسی الرضا...
https://eitaa.com/handschrift
السلام عليك یا علي بن موسی الرضا
امام رضا علیهالسلام از پدرانشان نقل کردند که: مسلمانان به رسول خدا (ص) گفتند: «ای رسول خدا، کاش هر کس از مردم را که بر او توانایی پیدا میکنی مجبور به پذیرش اسلام کنی، تا تعداد ما زیاد شود و بر دشمنانمان نیرومند گردیم.»
پس رسول خدا (ص) فرمود: «من هرگز خدا را با بدعتی ملاقات نمیکنم که او چیزی درباره آن برایم نفرستاده باشد، و من از آنان که خود را به زحمت میاندازند (و کار را بر خود تکلف میکنند) نیستم.»
صدوق، التوحید (باب المشيئة والإرادة)، ج۱، ص۳۴۲، ح۱۱
میلاد با سعادت ولینعمت ایران، حضرت علی بن موسی الرضا علیهآلافالتحیةوالثناء مبارک
https://eitaa.com/handschrift
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیك یا علي بن موسی الرضا
نماهنگ زیبای: من امام رضاییام...
https://eitaa.com/handschrift
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه است و شب زیارتی آقا امام حسین علیه السلام
صلی الله علیك یا أبا عبدالله. صلی الله علیك وعلی جدك وعلی أبیك وعلی أمك وعلی أخیك
https://eitaa.com/handschrift
ملاحظهای درباره صلوات برای غیرمعصومان
در سالهای اخیر، در برخی فضاها هنگام ذکر نام امام خمینی یا آیتالله خامنهای (هم رهبر شهید سابقا و هم رهبر کنونی)، صلوات فرستاده میشود. بررسی این رفتار از منظر فقهی، مستلزم تفکیک دقیق میان «دعا»، «احترام عرفی» و «ذکر عبادیِ توقیفی» است.
در منابع قرآنی و روایی، صلوات بهعنوان ذکری با ماهیت عبادی خاص، بهصورت صریح درباره پیامبر اسلام(ص) تشریع شده و در سنت شیعی، صلوات بر اهلبیت معصوم(ع) نیز تثبیت گردیده است. در مقابل، هیچ نصّ معتبر فقهی یا روایی وجود ندارد که صلوات را به اشخاص غیرمعصوم، از جمله فقیهان یا رهبران دینی و سیاسی، تعمیم دهد.
از سوی دیگر، دعا و طلب رحمت برای مؤمنان ــ از جمله عالمان و شخصیتهای دینی ــ امری مشروع و پذیرفتهشده در فقه اسلامی است. تعابیری مانند «رحمةالله علیه» یا «خدا حفظش کند» در همین چارچوب معنا پیدا میکنند. با این حال، استفاده از «صلوات» بهمعنای اصطلاحی آن، فراتر از دعا، وارد حوزه عبادات میشود.
فقه شیعه بر قاعده «توقیفیت عبادات» تأکید دارد؛ به این معنا که تعیین مصادیق و کیفیت عبادات، نیازمند دلیل شرعی معتبر است. بر این اساس، اگر صلوات برای غیرمعصوم بهعنوان یک عمل دینیِ مستحب تلقی شود، فاقد پشتوانه فقهی روشن خواهد بود و محل تأمل جدی است.
بنابراین، مسئله اصلی نه نفی احترام به اشخاص، و نه داوری درباره جایگاه آنان است؛ بلکه سخن بر سر حفظ دقت مفهومی در کاربرد اذکار عبادی و پرهیز از خلط میان ساحت شریعت، عرف و سیاست است. رعایت این تفکیک، هم با سنت فقهی شیعه سازگارتر است و هم مانع از ابهام در مرزهای قداست دینی میشود.
https://eitaa.com/handschrift
اندر حکایت روز معلم
پشت در میایستد. چندمین سال است؟ شمارش را گم کرده. یک پوشهٔ ضخیم زیر بغلش هست؛ مدارک، مقالات، گواهیهای دورههای آموزشی که هیچوقت به کارش نیامدند. آنسوی در، کسی نشسته که پسرخالهاش پارسال معلم شد، بیآنکه حتی یک روز در صف انتظار ایستاده باشد. او اما هنوز پشت در است. هر سال به او گفتهاند «امسال نشد، سال بعد». و سال بعد یعنی هیچوقت.
درب که باز میشود، بوی عطر تندِ آشنایی میآید که از اتاق رئیس بیرون میزند. عطرِ رانت. عطرِ زد و بندی که سالهاست نفس آموزش را در اینجا بند آورده. معلمهایی که لیاقتشان از کوه بلندتر است، پشت در ماندهاند و معلمهایی که لیاقتشان به اندازهٔ یک کارت پایان خدمت جعلی است، پشت میز نشستهاند. او فکر میکند به روزی که بالاخره استخدام شد؛ با پارتی. حالا وجدانش هر روز سر کلاس، مثل یک دانشآموز تنبل، روی نیمکت آخر ولو میشود و زل میزند توی چشمش.
بعد میرسیم به دانشگاه. جایی که علم، دیگر علم نیست؛ کالاست. استادی که باید دغدغهٔ حقیقت داشته باشد، شده فروشندهٔ دورههای آموزشی فلان مؤسسهٔ خصوصی. مقاله مینویسد نه برای کشفِ مجهولی، که برای بالا بردنِ اچ-ایندکس. پایاننامهٔ دانشجویش را مثل بنگاهیها قیمت میگذارد: «این موضوع خوبه، بازار کار داره»، یعنی اسپانسر دارد، یعنی بودجهٔ فلان نهاد پشتش است، یعنی میتوان از آن پول درآورد. علم تجاری شده، مثل همه چیز دیگر در این ربع مسکون.
و دانشجو؟ نگاه کن به ردیف آخر کلاس. چشمی که به تخته نیست، به ساعت است. انگشتهایی که به جای قلم، صفحهٔ موبایل را لمس میکنند. برای چه درس بخوانند؟ مگر درس خواندن برای کسی آینده آورده؟ بیرون از این کلاس، خیابانها پر است از دکتر و مهندس بیکار. رانندهٔ تاکسیای که فوقلیسانس دارد، از پشت فرمان نگاه میکند به مسافرش که مدرکش را از فلان دانشگاه آزادِ شهرستان با پول پدرش خریده و حالا در فلان سازمان، مدیر شده. این است چشماندازِ درس خواندن.
و معلم، و استاد، میان این همه ویرانی چه میکند؟ دهانش را باز میکند، کلمهای نمیآید بیرون. چند سال پیش، برای تدریس عشق و ذوق داشت. حالا سر کلاس میرود، مثل کارمندی که میرود اداره. فقط برای حقوق. حقوقی که آن هم به موقع نمیرسد، حقوقی که کفافِ اجارهٔ خانه و هزینهٔ درمان مادرش را نمیدهد. او که قرار بود در این کشور «بسازد»، خودش دارد از درون فرومیریزد.
حالا سر کلاس ایستاده. بچهها یکییکی خوابشان میبرد. نه از بیادبی، از بیآیندهگی. خوابیدهاند چون بیدار ماندن برای چه؟ بیداری که فردایی را نوید نمیدهد. و معلم تخته را پاک میکند، غبار گچ مثل روحِ خستهٔ آموزش در هوا میپیچد. بعد آهسته، بیصدا، در خودش فرو میریزد، روی همان صندلی چوبی پشت میز، و به این فکر میکند که تمام زندگیاش صرفِ ساختنِ چیزی شده که دارد از بنیان فرو میریزد.
این است وضع معلم در این بخش از جهان. محکوم به ایستادن، در حالی که همه چیز در اطرافش فرو میریزد. محکوم به حرف زدن، در حالی که هیچکس گوش نمیدهد. محکوم به ساختن، در حالی که خرابی از چهار طرف هجوم آورده. و او میماند، با یک گچ، پشت یک میز، در کلاسی که پنجرههایش رو به دیوار باز میشود.
https://eitaa.com/handschrift