و همون موقع بود که معلوم شد مکسون(همونی که از کشتی افتاد) با موساد همکاری های وسیعی داشته
چون کتاب ها و اسنادش به طور کامل پخش شد
بعد مردن رابرت، پسرش به نیویورک رفت و به محافل اجتماعی راه پیدا کرد و آخرش رسید به اپستین
حالا با ابهام منشأ ثروت اپستین؛ جهش دهه۹۰؛ تصویر روشنتر از پیشینه مکسول؛ جایگاه ویژه در اسرائیل؛ دفن در کوه زیتون و ادعاهای همکاری اطلاعاتی؛ رفتوآمد با ایهود باراک و... با کنار هم چیدن این قطعات به روایت معناداری میرسیم اما...
هدف فقط پول نبود
دعوت در فضاهای بسته و میزبانی مدیریتشده، جابهجایی با جت شخصی، پرداخت نقدی، انتخاب مهمانان از لایه قدرت، و نگهداری آرشیو فیزیکی در عمارتها، نظم عملیاتی و....
همه با منطق کنترل و وامدار کردن بوده
خب پول هدف نبود
اما بانکها کجای این دریای پول بودن؟
بعد از بازداشت اپستین، قربانیان و دولت جزایر ویرجین از نهادهای مالی هم شکایت کردن که چرا باوجود قوانین ضدپولشویی، تراکنشهای مشکوک، برداشتهای کلان شبکه و هزینه پرواز و املاک؛ سالها چیزی دیده نشده
حجم نقلوانتقالها به روایتی تا یک میلیارد دلار هم رسیده بود و دسته کورها هم میتونستن ببیننش
شبکه اپستین فقط حلقههای اجتماعی نبود؛ زیرساخت مالی و نهادی هم داشت که «بدون سهلانگاری یا قصور نظارتی» و رشوهگیریِ برخی بازیگران بانکی قطعا دوام نمیآورد