بعد مردن رابرت، پسرش به نیویورک رفت و به محافل اجتماعی راه پیدا کرد و آخرش رسید به اپستین
حالا با ابهام منشأ ثروت اپستین؛ جهش دهه۹۰؛ تصویر روشنتر از پیشینه مکسول؛ جایگاه ویژه در اسرائیل؛ دفن در کوه زیتون و ادعاهای همکاری اطلاعاتی؛ رفتوآمد با ایهود باراک و... با کنار هم چیدن این قطعات به روایت معناداری میرسیم اما...
هدف فقط پول نبود
دعوت در فضاهای بسته و میزبانی مدیریتشده، جابهجایی با جت شخصی، پرداخت نقدی، انتخاب مهمانان از لایه قدرت، و نگهداری آرشیو فیزیکی در عمارتها، نظم عملیاتی و....
همه با منطق کنترل و وامدار کردن بوده
خب پول هدف نبود
اما بانکها کجای این دریای پول بودن؟
بعد از بازداشت اپستین، قربانیان و دولت جزایر ویرجین از نهادهای مالی هم شکایت کردن که چرا باوجود قوانین ضدپولشویی، تراکنشهای مشکوک، برداشتهای کلان شبکه و هزینه پرواز و املاک؛ سالها چیزی دیده نشده
حجم نقلوانتقالها به روایتی تا یک میلیارد دلار هم رسیده بود و دسته کورها هم میتونستن ببیننش
شبکه اپستین فقط حلقههای اجتماعی نبود؛ زیرساخت مالی و نهادی هم داشت که «بدون سهلانگاری یا قصور نظارتی» و رشوهگیریِ برخی بازیگران بانکی قطعا دوام نمیآورد
«نیکلاس فوئنتِس» فعال جنجالی راستگرا نوشت بود: «عجیب نیست دقیقاً یک هفته قبل از حمله اسرائیل به ایران، ایلان ماسک گفت نام ترامپ در پروندههای اپستین است؟»
برنامه "گوئینگ آندرگِرَوند تیوی" هم بخشی از گفتوگوی «کِندیس اوونز» رو منتشر کرد که در آن، به نقل از «آری بنمِنَشه»(مقام اطلاعاتی اسرائیل)میگه: اپستین در مدار موساد تعریف میشد!
همه یک حرف میزدن:
«اپستین اهرم اسرائیل برای سواری گرفتن از سیاسیون بود»
یعنی این اپستین و اسرائیل دوست جونی بودن و به همکاری همدیگه، پای سیاستمدار های زیادی رو به این پرونده باز کردن