eitaa logo
ܣܝ݆ߺَی‌ܢܚَܭ( ࡅ߳ܝ̇ߺܦ̇ܝ‌ܨ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ̈ߊ‌ܝ̇ߺܘ)
518 دنبال‌کننده
32 عکس
7 ویدیو
0 فایل
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی‌ست! رمان : هَپی سَک (happysac) ژانر : عاشقانه،مافیایی،رفاقتی به قلم : هستی در ابتدا همه چیز شادمانه آغاز میشود ولی این ، آغاز مسیری با بهای سنگین است ... بهایی بسیار سنگین! پارت هر شب ساعت 9 .
مشاهده در ایتا
دانلود
⊱ ────── { 𝕳𝖆𝖕𝖕𝖞𝖘𝖆𝖈 } ────── ⊰ PART ⊱ ──────────────────────── ⊰ متوجه خسته شدن جفتشون شدم بخاطر همین گفتم_که چی حالا مثلا ؟ آخرش و بگو. تکونی روی صندلی خورد و موهاش و کلافه چنگ زد . نگاه پر از تردیدش و داد به منی که با چشمای منتظرم بهش خیره شده بودم. سرش و با ناراحتی پایین انداخت_آدم فروش نبودم و نیستم فقط بخاطر به دست آوردن کسی که از خودمم بیشتر دوسش دارم این کارو میکنم. حالا هر سه تامون گوش شده بودیم ببینیم چی میخواد بگه . کمی روی میز خم شد و ولوم صداش و پایین اورد_نزدیک دو ماه دیگه یه پارتی بزرگ تو تهران داریم . با دقت به هر کدوممون نگاه میکرد _بزرگ ترین پارتی ایه که بین خر پولای استانبول و ایران و عراق میگیرن . آهسته تر و با دندونای چفت شده ادامه داد _تو این پارتی علاوه بر مواد به مشتریای خاصشون دختر میفروشن . یعنی اونجا ....به جای یه مهمونی ساده....محل تبادل مواد و دخترای بدبختیه که اینا قاچاقشون میکنن. هر سه تامون با دهنای باز نگاهش میکردیم. مگه از این حیوونا در واقعیت هست؟ با فکر کردن به حس اون دخترا همه مقاوتم شکست . با ضعف شدیدی چشمام و محکم روی هم فشردم و بازوی سارارو چنگ زدم که تازه متوجه حال خرابم شد و نگران برگشت سمتم . صدای ترسیدش و نزدیکم می‌شنیدم ولی نمیتونستم عکس العملی نشون بدم. منی که هیچ کارم اینجوری شدم اون بیچاره ها چه حالی میشن یعنی؟ سعی کردم به خودم مسلط بشم . بعد از چند ثانیه بازوش رو ول کردم و با نفس عمیقی زورکی چشم باز کردم و بی توجه به چشمای نگرانشون گفتم_خب؟ ادامش؟ هوفی کرد و شروع کرد به توضیح دادن نقشه ای که کشیده بود . ⊱ ─────── { ⛓️🌹 } ────── ⊰ 𝕙𝕒𝕤𝕥𝕚.𝕨𝕣𝕚𝕥𝕚𝕟𝕘 ⊱ ──────────────────────── ⊰
بچها ناشناس و شلوغ کنید ببینم نظرتون راجب ادامه رمان چیه به نظرتون چه اتفاقی میوفته؟ حتمااااا بگید برام منتظرممم
قابل توجهتون ناشناسمون سنجاقههه
ܣܝ݆ߺَی‌ܢܚَܭ( ࡅ߳ܝ̇ߺܦ̇ܝ‌ܨ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ̈ߊ‌ܝ̇ߺܘ)
آنلاین باش امشب میزارممم توام زر بزنی
اولن که باهام یجوری حرف نزن انگار منت میزاری لطف میکنی میزااارمممم نرینیی بابااا بعدشم زرو که تو میزنی من فقط صحبت میکنمم