🤔😳زمانی خواهد رسید که ....
حضرت عسکری علیه السلام به اباهاشم جعفری فرمود:
يَا أَبَا هَاشِمٍ! سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى النَّاسِ وُجُوهُهُمْ ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِـرَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ مُظْلِمَةٌ مُتَكَدِّرَةٌ، السُّنَّةُ فِيهِمْ بِدْعَةٌ وَ الْبِدْعَةُ فِيهِمْ سُنَّةٌ، الْمُؤْمِنُ بَيْنَهُمْ مُحَقَّرٌ وَ الْفَاسِقُ بَيْنَهُمْ مُوَقَّرٌ، أُمَرَاؤُهُمْ جَاهِلُونَ جَائِرُونَ، وَ عُلَمَاؤُهُمْ فِي أَبْوَابِ الظَّلَمَةِ سَائِرُونَ، أَغْنِيَاؤُهُمْ يَسْرِقُونَ زَادَ الْفُقَرَاءِ، وَ أَصَاغِرُهُمْ يَتَقَدَّمُونَ عَلَى الْكُبَرَاءِ، وَ كُلُّ جَاهِلٍ عِنْدَهُمْ خَبِيرٌ، وَ كُلُّ مُحِيلٍ عِنْدَهُمْ فَقِيرٌ، لَا يُمَيِّزُونَ بَيْنَ الْمُخْلِصِ وَ الْمُرْتَابِ، لَا يَعْرِفُونَ الضَّأْنِ مِنَ الذِّئَابِ، عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التصوّف، وَ ايْمُ اللهِ إِنَّهُمْ مِنْ أَهْلِ الْعُدُولِ وَ التَّحَرُّفِ، يُبَالِغُونَ فِي حُبِّ مُخَالِفِينَا، وَ يُضِلُّونَ شِيعَتَنَا وَ مُوَالِيَنَا، إِنْ نَالُوا مَنْصَباً لَمْ يَشْبَعُوا عَنِ الرِّشَاءِ، وَ إِنْ خُذِلُوا عَبَدُوا اللهَ عَلَى الرِّيَاءِ، أَلَا إِنَّهُمْ قُطَّاعُ طَرِيقِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الدُّعَاةُ إِلَى نِحْلَةِ الْمُلْحِدِينَ، فَمَنْ أَدْرَكَهُمْ فَلْيَحْذَرْهُمْ وَ لْيَصُنْ دِينَهُ وَ إِيمَانَهُ. يَا أَبَا هَاشِمٍ! هَذَا مَا حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام. (حديقة الشيعة، ج 4، ص 785-786 به نقل از سیّد مرتضی رازی به نقل از شیخ مفید/ الانوارالنّعمانیّة، ج 2، ص 293-294)
اى اباهاشم! به زودی روزگاری بر مردم خواهد آمد که چهرههایی شاد و خندان، ولی دلهایی تیره و تاریک خواهند داشت. سنّت در میان ایشان، بدعت تلقّی میشود، و بدعت در میان ایشان، سنّت به شمار میآید. اهل ایمان نزد آنان حقیر، ولی فاسقان، ارزش و اعتبار خواهند داشت. فرمانروایانشان نابخرد و ستمپیشهاند، علمایشان به دربارِ ستمگران رفت و آمد دارند، و ثروتمندانشان زاد و توشه مستمندان را به سرقت میبرند. کوچکترها بر بزرگترهایشان پیشی میگیرند. از نظر آنها هر فرد نابخردی، شخصیتی آگاه به شمار میآید، و هر انسانِ هوشمندی، از دیدگاهشان آزمند و فقیر است. میان افراد با اخلاص و اهل تردید تمایزی قایل نمیشوند، و گوسفند را از گرگ تشخیص نمیدهند. علمای آنها بدترین خلق خدا روی زمین میباشند؛ زیرا به فلسفه و تصوّف تمایل نشان میدهند. به خدا قسم، آنها از دین برگشته و راه انحراف در پیش گرفتهاند. در دوستی مخالفان ما مبالغه میکنند، و شیعیان و دوستداران ما را گمراه میکنند. پس اگر به منصبى دست یابند، از رشوهخواری سير نمیشوند، و آن گاه که به خواری و ذلّت افتند، خدا را ریاکارانه عبادت میکنند. آگاه باش که ايشان راهزنانِ مسیر مؤمنان و دعوت كنندگان به كيش ملحدان میباشند؛ پس هركس آنان را درک کرد، باید از ايشان دوری کند، و دین و ایمان خویش را مصون نگاه دارد. اى اباهاشم! آن چه گفتم، از پدرم از پدرانش از حضرت صادق علیهم السلام نقل کردم.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
😇😳 شأن و مقام خلفای جور از دیدگاه حضرت صادق و حضرت عسکری علیهماالسلام
حضرت صادق علیه السلام در روایتی شریف، متذکر مقامات دنیوی همه خلفای جور از جمله خلفای اموی و عباسی می شوند و می فرمایند:
إنَّ لَنَا حَقّاً ، ابتَزَّهُ مِنَّا مَعَادِنُ الاُبَنِ. (رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج3، ص204)
ما حقّی داریم که معدن های اُبنه آن را به فریب از ما گرفته اند.
مرحوم سیّد نعمةالله جزائری در کتاب «رياض الأبرار» در ذیل این روایت می نویسد:
«این روایت در مورد همه خلفای جور عباسی ، اموی و غیر ایشان از مخالفین عمومیّت دارد. شیخ ما ، صاحب تفسیر نورالثّقلین ، کتابی در اثبات این حالت در همه خلفا و اولاد ایشان با دلائل و اسناد تاریخی نگاشته است که در واقع تفصیلِ آن چیزی است که به صورت خلاصه در این حدیث بیان شده است». (رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج3، ص204)
در دعای قنوت حضرت عسکری علیه السلام نیز همین مقامات دنیوی برای همه خلفای جور تبیین شده است:
وَ ابْتَزَّ أُمُورَنَا مَعَادِنُ الْأُبَن. (مهج الدعوات ، ص64)
معدن های اُبنه ، به نیرنگ امر امامت ما را تصاحب کردند.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🌑🗣 صلوات بر حضرت عسکری علیه السلام به نقل از خود آن بزرگوار
ابومحمّد عبدالله بن محمّد نقل می کند که حضرت عسکری علیه السلام در سال 255 هجری در سامرا این صلوات را به من تعلیم دادند.
پس بر حسن بن علیّ العسکری این گونه صلوات فرست:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِيِ، الصَّادِقِ الْوَفِيَّ، النُّورِ الْمُضِيءِ، خَازِنِ عِلْمِكَ، وَ الْمُذَكِّرِ بِتَوْحِيدِكَ، وَ وَلِيِّ أَمْرِكَ، وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ، الْهُدَاةِ الرَّاشِدِينَ، وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا. فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ وَ أَوْلَادِ رُسُلِكَ، يَا إِلَهَ الْعَالَمِين!» (مصباح المتهجد، ج1، ص405)
✅ شایسته است که به نیابت از مولایمان، حضرت صاحب الزّمان علیه السلام این صلوات را بر پدر گرامیش تقدیم کنیم.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🔅آیا می خواهید با حضرت عسکری علیه السلام محشور شوید؟
علىّ بن عاصم از حضرت جواد عليه السّلام و آن حضرت نيز به واسطه پدران بزرگوار خود علیهم السلام از حسين بن علی عليه السّلام نقل می کنند كه فرمود: روزى به خدمت جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله رسيدم. پس آن حضرت فرمود: ... خداوند تبارك و تعالى در صلب علیّ بن محمّد النّقی علیه السلام نطفه اى قرار می دهد و او را نزد خود حسن می نامد. وى را همچون نورى در شهرها قرار می دهد، در زمينش خليفه می گرداند و مايه عزّت امّت جدّش می کند و هادى و راهنماى شيعيانش نموده، نزد پروردگارش او را شفيع آنان خواهد کرد. خداوند او را مايه نقمت و عذاب مخالفين قرار داده، و براى دوستانش و كسانى كه او را امام خود بدانند، حجّت و برهان می گرداند.
پس پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: حسن بن علیّ علیه السلام این چنین دعا می کند:
«يَا عَزِيزَ الْعِزِّ فِي عِزِّهِ! يَا عَزِيزُ! أَعِزَّنِي بِعِزَّتِكَ، وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ، وَ أَبْعِدْ عَنِّي هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ، وَ ادْفَعْ عَنِّي بِدَفْعِكَ، وَ امْنَعْ مِنِّي بِمَنْعِكَ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ خِيَارِ خَلْقِكَ، يَا وَاحِدُ! يَا أَحَدُ! يَا فَرْدُ! يَا صَمَدُ!»
(در نقل کفعمی، این عبارت نیز در انتهای دعا آمده است: «یَا مَن لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ!»(مصباح کفعمی،ص305))
سپس رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:
مَنْ دَعَا بِهَذَا الدُّعَاءِ حَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَهُ، وَ نَجَّاهُ مِنَ النَّارِ وَ لَوْ وَجَبَتْ عَلَيْهِ.
هر كس خدا را با اين دعا بخواند، خداوند او را با حسن بن علی محشور مى نمايد و وی را از آتش نجات می دهد، هرچند آتش بر او واجب و لازم شده باشد. (کمال الدّین، ج1، ص267)
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🔅🙏 «نماز هدیّه» به حضرت عسکری علیه السلام به نیابت از مولایمان حضرت صاحب الزّمان علیه السلام
مرحوم سیّد بن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع» از یکی از معصومین علیهم السلام روایت می کند که فرمود:
کسی که ثواب نماز خود را برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله، و امیرالمؤمنین علیه السلام و اوصیاء بعد از او علیهم السلام قرار دهد، خداوند ثواب نماز او را بسیار بسیار می گرداند تا نفسش قطع شود. در آن حال(یعنی قبل از جان دادن) به او می گویند: ای فلانی! الطاف تو و هدیه تو به ما، هم اکنون برای تو مفید خواهد بود. امروز، روز جبران کردن و پاداش دادن به توست. دلت خوش و چشمت روشن باد برای آنچه خداوند برای تو آماده نموده است، و گوارایت باد آنچه به آن رسیدی.
راوی سؤال می کند: انسان چگونه می تواند، نمازش را هدیه نماید؟ حضرت می فرمایند: نیّت کند که ثواب نمازش را برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله قرار دهد، و اگر امکان داشت علاوه بر 50 رکعت نماز(یعنی نمازهای واجب و نافله آنها)، حتی اگر یک نماز دو رکعتی هم باشد، بخواند و هر روز به یکی از این بزرگواران هدیه نماید.
طریقه خواندن این نماز بدین گونه است:
دو رکعت نماز بخوان و هر دو رکعت را با یک یا سه یا هفت تکبیر شروع کن.
در همه رکوع ها و سجده ها، بعد از ذکر تسبیح، 3 بار بگو: «صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ»
و بعد از سلام نماز، جهت هدیه این نماز به حضرت عسکری علیه السلام چنین بگو:
«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ، وَ مِنْكَ السَّلَامُ، يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ! صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ، وَ أَبْلِغْهُمْ مِنِّي أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَ السَّلَامِ. اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى عَبْدِكَ وَ ابْنِ عَبْدِكَ، وَ وَلِيِّكَ وَ ابْنِ وَلِيِّكَ، سِبْطِ نَبِيِّكَ، الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ابْنِ الْمَرْضِيِّينَ علیهم السلام. اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُمَا مِنِّي، وَ اَبْلِغْهُ إِيَّاهُمَا، وَ اَثِبْنِي عَلَيْهِمَا اَفْضَلَ اَمَلِي وَ رَجَائِي فِيكَ وَ فِي نَبِيِّكَ وَ وَلِيِّكَ وَ ابْنِ وَلِيِّكَ، يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ! يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ! يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِين!»
(جمال الأسبوع، ص15-16و 20)
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
😮🙁😳ویژگی علمای سوء در بیانات حضرت عسکری علیه السلام
قالَ أَبُومُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام: قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ علیه السلام: فَإِذَا كَانَ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ مِنَ الْيَهُودِ لَا يَعْرِفُونَ الْكِتَابَ إِلَّا بِمَا يَسْمَعُونَهُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ لَا سَبِيلَ لَهُمْ إِلَى غَيْرِهِ، فَكَيْفَ ذَمَّهُمْ بِتَقْلِيدِهِمْ وَ الْقَبُولِ مِنْ عُلَمَائِهِمْ؟ وَ هَلْ عَوَامُّ الْيَهُودِ إِلَّا كَعَوَامِّنَا يُقَلِّدُونَ عُلَمَاءَهُمْ؟ فَإِنْ لَمْ يَجُزْ لِأُولَئِكَ الْقَبُولُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ لَمْ يَجُزْ لِهَؤُلَاءِ الْقَبُولُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ.
حضرت عسکری فرمود: مردی از حضرت صادق علیه السّلام پرسید: اگر این قوم از یهود که شما درباره آنها سخن فرمودید، راهی برای شناخت تورات و کتاب خدا جز از طریق آنچه از علمایشان به آنها رسیده است ندارند، پس چرا خدا آنها را سرزنش کرده است که شما از علمای خود تقلید می کنید و از علمای خود مطالب را قبول می کنید؟ مگر غیر از این بوده است که عوامّ یهود، مثل عوامّ ما از علمایشان تقلید کرده اند؟ اگر جایز نبوده است که عوام یهود از علمای خود قبول کنند، پس نباید برای عوامّ ما قبول کردن از علمای ما نیز مجاز باشد.
فَقَالَ الصّادِقُ علیه السلام: بَيْنَ عَوَامِّنَا وَ عُلَمَائِنَا وَ بَيْنَ عَوَامِّ الْيَهُودِ وَ عُلَمَائِهِمْ فَرْقٌ مِنْ جِهَةٍ وَ تَسْوِيَةٌ مِنْ جِهَةٍ.
حضرت صادق علیه السّلام در جواب آن مرد فرمود: بین عوام ما و علمای ما و بین عوام یهود و علمای یهود، از جهتی فرق است و از جهتی مشابهت.
أَمَّا مِنْ حَيْثُ اسْتَوَوْا: فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ ذَمَّ عَوَامَّنَا بِتَقْلِيدِهِمْ عُلَمَاءَهُمْ كَمَا ذَمَّ عَوَامَّهُمْ. وَ أَمَّا مِنْ حَيْثُ افْتَرَقُوا فَلَا.
امّا آن جهتی که عوامّ ما با عوامّ یهود شباهت دارند و هیچ فرقی ندارند، آن است که: خداوند، عوامّ ما را به واسطه تقلید از علمایشان همانطور سرزنش و مذمّت کرده است که عوامّ یهود را در تقلید از علمایشان مذمّت نموده است. امّا از آن جهتی که عوام ما و عوام یهود فرق دارند: عوام ما مورد مذمّت نیستند و عوام آنها مورد مذمّت هستند.
قَالَ: بَيِّنْ لِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ!
آن مرد به حضرت صادق علیه السلام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! این مسئله را برایم روشن فرما.
قَالَ الصّادقُ علیه السلام:
إِنَّ عَوَامَّ الْيَهُودِ كَانُوا قَدْ عَرَفُوا عُلَمَاءَهُمْ (1) بِالْكَذِبِ الصَّرِيحِ وَ بِأَكْلِ الْحَرَامِ وَ الرِّشَاءِ وَ بِتَغْيِيرِ الْأَحْكَامِ عَنْ وَاجِبِهَا بِالشَّفَاعَاتِ وَ الْعِنَايَاتِ وَ الْمُصَانَعَاتِ،
وَ عَرَفُوهُمْ (2) بِالتَّعَصُّبِ الشَّدِيدِ الَّذِي يُفَارِقُونَ بِهِ أَدْيَانَهُمْ، وَ أَنَّهُمْ إِذَا تَعَصَّبُوا أَزَالُوا حُقُوقَ مَنْ تَعَصَّبُوا عَلَيْهِ، وَ أَعْطَوْا مَا لَا يَسْتَحِقُّهُ مَنْ تَعَصَبُّوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِ غَيْرِهِمْ وَ ظَلَمُوهُمْ مِنْ أَجْلِهِمْ،
وَ عَرَفُوهُمْ (3) يُقَارِفُونَ الْمُحَرَّمَاتِ.
وَ اضْطُرُّوا بِمَعَارِفِ قُلُوبِهِمْ إِلَى أَنَّ مَنْ فَعَلَ مَا يَفْعَلُونَهُ فَهُوَ فَاسِقٌ لَا يَجُوزُ أَنْ يُصَدَّقَ عَلَى اللَّهِ وَ لَا عَلَى الْوَسَائِطِ بَيْنَ الْخَلْقِ وَ بَيْنَ اللَّهِ، فَلِذَلِكَ ذَمَّهُمْ لِمَا قَلَّدُوا مَنْ قَدْ عَرَفُوا وَ مَنْ قَدْ عَلِمُوا أَنَّهُ لَا يَجُوزُ قَبُولُ خَبَرِهِ وَ لَا تَصْدِيقُهُ فِي حِكَايَاتِهِ وَ لَا الْعَمَلُ بِمَا يُؤَدِّيهِ إِلَيْهِمْ عَمَّنْ لَمْ يُشَاهِدُوهُ ... .
حضرت صادق علیه السّلام فرمود:
عوام یهود می دانستند که علمایشان صراحتاً دروغ می گویند، می دانستند که علمایشان مال حرام می خورند، و رشوه می گیرند، و احکام را به خاطر شفاعت و همراهی با کسی، و از روی مصلحت ها و بعضی جهات، از حق و واقعش تغییر می دهند.
عوام یهود می دانستند که علمای ایشان وقتی علیه کسی تعصّب پیدا می کنند و با کسی بد می شوند، ریشه او را میکنند و نمی گذارند حقوق واجبه او به او برسد؛ و از اموال دیگران بر می دارند و به ناحق به کسی می دهند که نسبت به او تعصّب می ورزند و نظرِ مرحمت دارند، و به خاطر این عده، به کسانی که با آنها خوب نیستند، ظلم می کنند.
عوام یهود می دانستند که علمایشان مرتکب کارهای حرام می شوند.
عوام یهود به ادراک عقلانی که خداوند به آنها داده بود می فهمیدند که اگر کسی همان کاری را انجام دهد که علمای ایشان انجام داده اند، فاسق است و چنین شخصی را نباید تصدیق کرد و نباید او را واسطه بین خلق و خدا قرار داد، لذا خداوند، عوامّ یهود را به خاطر تقلید از علمایی مذمّت کرده است که از اعمال آن علما خبر داشتند و می دانستند که نباید خبر این علما را قبول کرد و سخنان و حکایاتشان را تصدیق نمود و نباید به آن اخباری عمل کرد که این علما از کسانی نقل می کنند که عوام، آنها را ندیده
اند. ...
وَ كَذَلِكَ عَوَامُّ أُمَّتِنَا إِذَا عَرَفُوا مِنْ فُقَهَائِهِمُ الْفِسْقَ الظَّاهِرَ وَ الْعَصَبِيَّةَ الشَّدِيدَةَ وَ التَّكَالُبَ عَلَى حُطَامِ الدُّنْيَا وَ حَرَامِهَا وَ إِهْلَاكِ مَنْ يَتَعَصَّبُونَ عَلَيْهِ وَ إِنْ كَانَ لِإِصْلَاحِ أَمْرِهِ مُسْتَحِقّاً- وَ التَّرَفْرُفِ بِالْبِرِّ وَ الْإِحْسَانِ عَلَى مَنْ تَعَصَّبُوا لَهُ - وَ إِنْ كَانَ لِلْإِذَلَالِ وَ الْإِهَانَةِ مُسْتَحِقّاً. فَمَنْ قَلَّدَ مِنْ عَوَامِّنَا مِثْلَ هَؤُلَاءِ الْفُقَهَاءِ فَهُمْ مِثْلُ الْيَهُودِ الَّذِينَ ذَمَّهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِالتَّقْلِيدِ لِفَسَقَةِ فُقَهَائِهِمْ.
عوام امّت ما نیز در این جهتی که بیان شد، شبیه عوام یهود هستند، یعنی وقتی از فقهایشان فسق ظاهری را ببینند و ببینند که فقهایشان (نسبت به بعضی) عصبیت شدیدی دارند، و بر مال دنیا و حرام آن چنگ می زنند و به از بین بردن کسانی که علیه آنها تعصّب دارند اقدام می کنند (هرچند که آدم خوبی باشد و سزاوار باشد که امرش اصلاح گردد)، و (این علما) دوست دارند که به کسی که نسبت به او تعصّب دارند احسان و نیکی کنند (هرچند آدمی باشد که مستحقّ ذلّت و اهانت است)، امّا عوام امّت ما باز هم از علمایشان تبعیت می کنند.
پس هرکس از عوامّ ما که از یکچنین فقهایی تقلید کند، مانند عوامّ یهود می باشند که خداوند متعال آنها را به دلیل تقلید از فاسقین فقهایشان مذمّت کرده است.
فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ، وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُمْ. فَأَمَّا مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ فَسَقَةِ فُقَهَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ.
امّا آن دسته از فقهایی که نفسشان را نگاه می دارند، دینشان را حفظ می کنند، مخالف هوای نفس می باشند، از امر مولایشان اطاعت می کنند، پس تقلید از ایشان بر عوام واجب است، و این امر برای بعضی از فقهای شیعه صادق است، نه برای همه ایشان. امّا آن فقهایی از شیعه که همچون فقهای عامّه، مرتکب اعمال زشت و فواحش می شوند، از آنها چیزی و کرامتی را نپذیرید.
وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ، لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَيُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ، وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ وُجُوهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ،
یک دسته از این فقها، کلام ما اهل بیت را با آنچه خودشان می پسندند، مخلوط می کنند. این انسان های فاسق کلام ما را می شنوند ولی آن را به خاطر جهلشان تحریف می کنند و به دلیل قلّت شناختشان، مطالب را بر غیر از وجه درست آن قرار می دهند.
وَ آخَرِينَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا لِيَجُرُّوا مِنْ عَرَضِ الدُّنْيَا مَا هُوَ زَادُهُمْ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ،
و یک دسته دیگر از ایشان، به قصد، به ما نسبت دروغ می دهند تا مال دنیا را که توشه آنها برای آتش جهنّم است، به سوی خود جلب کنند.
وَ مِنْهُمْ قَوْمٌ نُصَّابٌ لَا يَقْدِرُونَ عَلَى الْقَدَحِ فِينَا فَيَتَعَلَّمُونَ بَعْضَ عُلُومِنَا الصَّحِيحَةِ فَيَتَوَجَّهُونَ بِهِ عِنْدَ شِيعَتِنَا وَ يَنْتَقِصُونَ بِنَا عِنْدَ نُصَّابِنَا، ثُمَّ يُضِيفُونَ إِلَيْهِ أَضْعَافَهُ وَ أَضْعَافَ أَضْعَافِهِ مِنَ الْأَكَاذِيبِ عَلَيْنَا الَّتِي نَحْنُ بُرَآءُ مِنْهَا، فَيَقْبَلُهُ الْمُسْتَسْلِمُونَ مِنْ شِيعَتِنَا عَلَى أَنَّهُ مِنْ عُلُومِنَا، فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا وَ هُمْ أَضَرُّ عَلَى ضُعَفَاءِ شِيعَتِنَا مِنْ جَيْشِ يَزِيدَ عَلَيْهِ اللَّعْنَةُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام وَ أَصْحَابِهِ، فَإِنَّهُمْ يَسْلُبُونَهُمُ الْأَرْوَاحَ وَ الْأَمْوَالَ، وَ هَؤُلَاءِ عُلَمَاءُ السَّوْءِ النَّاصِبُونَ الْمُتَشَبِّهُونَ بِأَنَّهُمْ لَنَا مُوَالُونَ وَ لِأَعْدَائِنَا مُعَادُونَ، يُدْخِلُونَ الشَّكَّ وَ الشُّبْهَةَ عَلَى ضُعَفَاءِ شِيعَتِنَا فَيُضِلُّونَهُمْ وَ يَمْنَعُونَهُمْ عَنْ قَصْدِ الْحَقِّ الْمُصِيبِ.
یک دسته دیگر از این فقها، به واقع ناصبی هستند (و خود را میان ما جا کرده اند). و چون نمی توانند ما را قدح و سرزنش کنند، لذا بعضی از علوم صحیح ما را می آموزند تا نزد شیعیان ما کسب وجهه کنند. اینها نزد دشمنانِ ما از ما عیب جویی می کنند و به سخنان صحیح ما، دروغ های بسیاری را می افزایند، همان دروغ هایی که ما از آنها بری هستیم. پس آن شیعیان ما که تسلیم سخنان ما هستند، این دروغ ها را به عنوان علوم ما از این فقها قبول می کنند و لذا گمراه می شوند و گمراه می کنند.