یا حسینم هیچ شیعه ای رو از روضه هات محروم نکن به حق فاطمه..
#حسینجانم
╰┈➤ @haram27 ❥
#پارت¹⁰
#داستاندختریکهتا۱۷سالگیمشهدنرفتهبود
بالاخره تمامِ گرهها باز شد. انگار خدا دید چقدر مشتاق است، خودش راه را هموار کرد. مدرسه هم با مرخصیاش موافقت کرد و او با دوستانش خداحافظی کرد.
آن روزها خانه حال و هوای عجیبی داشت. او تمامِ گوشه و کنارِ خانه را با شوقِ عجیبی آب و جارو کرد؛ انگار داشت دلش را برای مهمانیِ امام رضا (ع) آماده میکرد. پدر هم که حالا آرامتر شده بود، انگار فقط کمی بیقرارِ دوریِ آنها بود. همان روز، پدر آنها را بیرون برد، چرخی زدند و با اینکه حال و هوایِ جداییِ چند روزه در فضا بود، برایشان بستنی گرفت و سعی کرد فضایِ خانه را عوض کند.
با هم رفتند خرید؛ خریدهایِ ضروریِ سفر که انجام میشد، قلبِ دخترک تندتر میزد. وقتی بالاخره چمدانها بسته شد و گوشهی اتاق قرار گرفت، انگار تمامِ زندگیاش داخلِ همان چمدان بود.
آن شب، هرچقدر تلاش کرد، خواب به چشمانش نیامد. ساعتها به سقف خیره شد و دلش مدام در جادهها پرواز میکرد. ثانیهها به سختی میگذشتند و او فقط با خودش تکرار میکرد: «فردا همین موقع…». انگار آن شب، طولانیترین شبِ عمرش بود، اما به شوقِ صبحِ وصال، تحملش میکرد.
این داستان ادامه دارد ...
╰┈➤ @haram27 ❥
قربونت برم که هر جا میرم حواست بهم هست و تنهام نمیذاری🥲❤️🩹
#ضامنقلبم
╰┈➤ @haram27 ❥
بیهوده نگردید در این شهر ، به والله ؛
نزدیکترین راه به ارباب ، رقیــّـه است .
#رقیهبانو
╰┈➤ @haram27 ❥