امام رضا جونم، میگن هر کی دلش برای کربلا تنگه میره مشهد ،الان دل من خیلی براتو تنگ شده من کجا باید برم؟
#ضامنقلبم
╰┈➤ @haram27 ❥
اگر میخواهی بگویی عاشق امام حسینی، اول از نمازت شروع کن! 🕊️
امام حسین (ع) در اوج تشنگی و جنگ، نماز را رها نکرد؛ چون نماز، اصلِ دین بود.
عزاداریِ بدون نماز، عزاداریِ ناقص است.
بیاییم با نماز خواندن، به اماممان ثابت کنیم که واقعاً عاشقیم. 🖤✨
#نماز
#تلنگر
#حسینجانم
╰┈➤ @haram27 ❥
#پارت¹²
#داستاندختریکهتا۱۷سالگیمشهدنرفتهبود
بعد از چند دقیقه، رسیدیم به حوزه علمیه. وقتی وارد شدیم، دیدم چند خانواده اونجا منتظر هستن. بین همه، بزرگترین خانواده متعلق به خانم موسوی لر بود؛ واقعاً مایه تحسین بود! چهار تا بچه قد و نیم قد داشت که همهشون سنشون کم بود. با خودم گفتم: «واقعاً به همتش باید احسنت گفت!» و همزمان با خودم فکر کردم که چقدر باید سخت باشه که بخوای از این همه بچه تو یک سفر مراقبت کنی، واقعاً دردسر زیادی داره!
کمی آونجا منتظر موندیم. من اونجا کسی رو نداشتم که باهاش صمیمی باشم، اما یک دوست خیلی خوب داشتم که قرار بود با ما همسفر بشه. وقتی اومد، با دیدنش از خوشحالی لبخند زدم و رفتم سمتش تا سلام کنم؛ خیلی خوشحال بودم که قراره تو این سفر کنار هم باشیم.
بالاخره اتوبوس رسید. همه با عجله به سمت چمدونها رفتیم تا اونها رو بار بزنیم و داخل اتوبوس ببریم. همون موقع بود که دیدم بابا اومده؛ با داداشام رفتیم جلو، بغلش کردیم و سعی کردیم با کمی دلداری، کمی از غصهی جدا شدن رو از دلش در بیاریم.
بابا میخواست یکمی از راهو باهامون بیاد ، اما من با لبخند گفتم: «نه بابا، برو به کارهات برس، ما خودمون میریم.»
بعد از اینکه از خاله خداحافظی کردیم و اون رو هم در آغوش گرفتیم، بالاخره سوار اتوبوس شدیم...
این داستان ادامه دارد...
╰┈➤ @haram27 ❥