eitaa logo
حریم حیا
339 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
839 ویدیو
12 فایل
گروه فرهنگی حریم حیا محلی برای بالنده شدن 🌻 و زمانی برای بزرگ شدن 🌱 شما ما را از مسجدسلیمان دنبال می‌کنید شهری با استعدادهای درخشان💎
مشاهده در ایتا
دانلود
21.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توجه توجه 💠 مهلت ثبت‌نام در هفتمین مسابقه کتاب‌خوانی تمدید شد 😍 😉 📲 برای کسب اطلاعات بیشتر: ۰۹۰۵۴۵۷۸۳۵۳ 🌿💚 | http://Eitaa.com/harimhayaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک- تولد یکی از بچه‌هاست، به دلش می‌افتد در زادروزش کنار کسی بنشیند که شمع‌دلش ذره‌ذره در فراق آب شده،، ذره‌ذره آب شده و دریا‌دریا نور بخشیده! @harimhayaa
دو- به‌جای کیک و ریسه و شمع، نخود و رشته و لوبیا بردند، گفتند می‌خواهیم آش بپزیم، آش‌رشته فقط کنار مادر می‌چسبد! [پرسیدیم چرا آش؟ گفتند: پختن آش طول می‌کشید، می‌خواستیم بیشتر کنار مادر بنشینیم،،،] @harimhayaa
سه- در اثنای صحبت چندبار دیدم صورت مادر می‌چرخد روی قاب عکس پسرش، لبخندی می‌زند و می‌گوید: دا! مطمئنُم کاووس داره نگاتون اِکُنه! [کاووس داره نگاتون اِکُنه!] @harimhayaa
حریم حیا
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 سرود زیبای سلام فرمانده این بار در مسجدسلیمان🤩 ⌛️زمان : دوشنبه 2خرداد ⏰ساعت : 18:30 مکان: در جوار شهدای گمنام نفتک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از عبدالکریم طهماسبی
به‌مناسبت ششمین سالگرد شهادت ⭕️ فراخوان مسابقه‌ی دلنوشته 👈 «کَـلاٰمــیٖ بــا مُــرَبــّیٖ اَدَبْ»👉 توضیــح در تصویــر👆👆👆 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 🎁 لطفاً اطلاع‌رسانی گسترده‌ی ویژهورود به صفحه‌ی ثبت دلنوشته ─‍‌┅🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃┅─ 🌐 | www.aref-e-mojahed.ir 🆔 | @arefanemojahed 📧 | info@aref-e-mojahed.ir ✅ نشرش با شما
برای ششمین بار مادر شدم و خدا یک دختر قشنگ قسمت و نصیبم کرد... 💠 برشی از کتابِ مسابقه به مناسبت زادروز شهیده "زینب کمایی" 🌿💚 | http://Eitaa.com/harimhayaa
•دخترِآسمان، تولدت مبارک•
[با همین چشم‌های‌خود دیدم، زیر باران بی‌امان بانو! درحرم قطره قطره می‌افتاد آسمان روی آسمان بانو! صورتم قطره‌قطره حس کرده‌ست چادرت خیس می‌شود اما به خدا گریه‌های من گاهی دست من نیست مهربان بانو!   گم شده خاطرات کودکی‌ام گریه‌گریه در ازدحام حرم باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو!   باز هم مثل کودکی هر سو می دوم در رواق تو در تو دفترم دشت و واژه‌ها آهو...گفتم آهو و ناگهان بانو... شاعری در قطار قم - مشهد چای می خوردو زیر لب می گفت: شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو!   شعر از دست واژه‌ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو!   این غزل گریه‌ها که می بینی آنِ شعر است، شعر آیینی زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان‌بانو! کوچه در کوچه قم دیار من است، شهر ایل من، تبار من است زادگاه من و مزار من است، مرگ یک روز بی گمان، بانو!] 💫