eitaa logo
دانلود
بولشت
هدایت شده از 𝕷𝖞𝖈𝖔𝖗𝖎𝖘
༶•┈୨♡୧┈•༶ Vogue | Nicklaus D'Martell and Edward Hawthorne ༶•┈୨♡୧┈•༶ Base: Dazai Osamu and Kunikida Doppo Time: 17:30h ༶•┈୨♡୧┈•༶ | | | | ༶•┈୨♡୧┈•༶
Haru🇮🇷
شاهکار قرن
مرسییی😭😭😭
درحال خرابکاری 🤡
هدایت شده از Rayner⁵
سلامت روان
༶•┈୨♡୧┈•༶ پسرم تاج سرم🤏🏻✨ ༶•┈୨♡୧┈•༶ | | | ༶•┈୨♡୧┈•༶
هدایت شده از  M.c's Dead memory
وحشتی که از تنهایی در آدمی بیدار می‌شود تمام منطق هایی که با آنها انسان هارا بررسی می‌کند به خوابی عمیق فرو می‌برد و اینگونه انسانی که در دریایی از وحشت تک ماندن که شاید بد هم نباشد دست و پا می‌زند چنگ به چیزی می‌زند چه کشتی دزد های دریایی باشد چه جنازه ای که روی آب روان است کوچیک ترین چیزی اورا از غرق شدن مصون نگه می‌دارد پس اهمیتی ندارد چه چیزی باشد مارگارت جوان در میان احساسات دوگانه خود احساس فشار میکرد و خود را در نیاز به چنگ زدن به کی میدید پسری که حتی اسم کامل اورا نیز نمی‌دانست ـ را... راستی .. اسم ..این کاملت چیه هیچ وقت بهم نگفتی کی یکه خورد و خنده ای کرد و با لبخند گفت اسم بلندی دارم...هه هه حتما خندد میگیره و مسخرم می‌کنی اما... این کوچیکم کریستوفره میتونی کریس یا هرچی دوست داری صدام کنی مارگارت لبخندی زد و گفت نه خنده دار که نیست اتفاقا اسم قشنگیه کریس کریس آشفته از شنیدن اسمش پشت سرش را خاراند اه راستی میخوای با نویسنده کتاب ویلسون ملاقاتی داشته باشی؟ همونی که قبلاً داشتی آلیس ، خانم کامبرج دوباره آن نگاه ، آن نگاهی که مارگارت درکش نمی‌کرد چگونه آن مرد اینگونه وحشتناک می‌توانست نگاه کند گویا تمام وجود مارگارت را نگاه میکرد افکارش را می‌خواند می‌دانست تصمیم بعدی او چیست آن چشم ها سرنوشت را می‌نوشتند هیچ چیزی نمی‌توانست از آنها سرپیچی کند
سوال دیگه هم داشتید بیایید بپرسید خوشحال میشم میایید پیام میدید
هدایت شده از 𝘕𝘪𝘭𝘰𝘶ˢ 𝘢𝘳𝘵 \ᵈᵃᶦˡʸ
ببینید نمیخوام چسناله کنم ولی آدم از یچیزایی خوشش نمیاد. و این کاملا منطقیه