How I feel when I say "God bless you"
Even though I don't really believe in it.
هدایت شده از ترمه
از شما کمی متنفر هستم، احساساتی را در من زنده میکنید که مدتها پیش، زمانی که قابیل نمیدانست جسد هابیل را کجا چال کند، کُشته بودمشان. خدا اگر وجود داشته باشد، شاهد است.
من چندین ماهه در حالت "نمیدونم" هستم.
نمیدونم ناهار چی بخورم ، نمیدونم بهش چی بگم ، نمیدونم چی سفارش بدم ، نمیدونم حسم نسبت بهش چیه ، نمیدونم مطمئنم که بخوام برگرده یا نه ، نمیدونم چم شده ، نمیدونم چه کتابی بخونم ، نمیدونم راجب چی یاد بگیرم ، نمیدونم چطوری تمومش کنم این افکارو ، نمیدونم چطوری احساساتمو درست بیان کنم ، نمیدونم چطوری به همه این احساسات پایان بدم. البته به هرحال احساس کردن بهتر از هیچ بودنه اما من واقعا دارم روبه هیچ بودن میرم شاید هم نه ، به هرحال نمیدونم.