از ناراحتی هایی که باعث معده درد، سردرد، یهو قاطی کردن و عصبی شدن، لرزیدن، یهو رفتن، سکوت عمیق طولانی و هرچیزی بجز اشک ریختن میشن، متنفرم.
بعضی زخمها هیچ وقت خوب نمیشن،من فکر میکنم، بعضی ضربهها برای روح انسان «درد آور» هستند ، بعد از مدتی دردشون تسکین پیدا میکنه و شاید دیگه اون درد رو به خاطر نیاری و حتی نتونی تصورش کنی. اما بعضی آسیبها، روح انسان رو «زخمی» میکنند. این زخمها اگر خوب هم بشن، جاشون تا آخر عمر میمونه. اگر هم ازشون خوب مراقبت نکنیم عفونت میکنن و تمام جنبههای وجود ما رو فرا میگیرن...
در نهایت براتون کسی رو آرزو میکنم که:
حامی باشه.
کسی که بتونید بدون ترس از قضاوت همه چیز رو براش تعریف کنید .
کسی که هیچوقت بهتون حس ناکافی بودن نده .
کسی که جوری نگاهتون کنه انگار قشنگترین موجود دنیایید .
کسی که روزای خوب و بد همیشه پیشتون باشه .
کسی که پناهگاه باشه ، کسی که وقتی دنیا آوار میشه رو سرتون بگید خداروشکر که دارمش.
کسی که اگه کار اشتباهی کنید ، اولین نفر به اون زنگ بزنید .
کسی که تو روزای بی پولی تون بگه پول من و تو نداره که .
کسی که هرچی بشه بگی بازم خداروشکر .. رو دارم .
کسی که بودنش بیارزه به نبودن همه شب بخیر
وقتی دو قلب که عمیقاً همدیگه رو دوست دارن از هم دور میافتن، انگار یه تیکه از وجودشون گم میشه. فاصله فقط جسمها رو جدا نمیکنه، روحشون رو هم به تکاپو میندازه. برای همین بحثها شروع میشه نه از سر خشم، بلکه از یه دلتنگی که کلمات نمیتونن بیانش کنن.
هر جمله تند، هر اشک پنهان، در اصل یه التماسه
یه زمزمه لرزون که میگه: تو همه دنیای منی، این دوری داره منو میشکنه. این دعواها نشونه عشق بینشونه
چون فقط وقتی چیزی اینقدر عزیزه، نبودنش اینطور آتیش به جون آدم میزنه.
#اَمن_آبی_آروم
اَمن ، آبی ، آروم
تو آدم امن منی 💙
_گر چشم دوختم به تماشای این و آن
میخواستم که از تو بیابم نشانهای
هرجا که خیره میشوم انگار عکس توست
ما را کشاندهای به چه تاریکخانهای