eitaa logo
بـهـتـࢪیـن زیـنـت《حـجـاب》
829 دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
4.4هزار ویدیو
180 فایل
شروط👈 @Sharayetcanal بیسیم چیمون👇 https://harfeto.timefriend.net/16622644184270 بیسیم چی📞 🌸خواهَࢪاا_خواهَࢪاا🌸 +مࢪڪز بگوشیم👂🏻 -حجاب!..🌱 حجابتونومُحڪَم‌بگیرید حتۍ،توۍفضاۍمجازۍ📱 اینجابچِه‌هابخاطِࢪِحفظِ‌چادُࢪِ ناموس‌شیعِه.. مۍزَنَن‌به‌خطِ دشمݩ
مشاهده در ایتا
دانلود
وَمَاالْحَيَاةُالدُّنْيَاإِلَّا‌مَتَاعُ‌الْغُرُورِ بله‌زندگی‌دنیافقط‌ وسیلۀ‌گول‌خوردن‌است…🌿 🦋
باسپاهے‌از‌شھیدان‌خواهد‌آمد . . . :)!
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
أمّاالقلوبُ‌المنکسرةالعباسُ‌کفیلها..؛ اماقلب‌های‌شکسته‌،عباس‌ضامن‌آن‌هاست :)♥️ --
سلام 1. خداروشکر که راضی هستین، به روی چشم🌸 2. به روی چشم🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️معرفی ۳ لیدر خفنِ اغتشاشات به سبک نتکلیپس (قسمت دوم) 🔹ضامن
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی ۴ لیدر خفن به سبک موشن گرافی و طنز ضامن (قسمت اول)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
22.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️هـشـدار!!! «برنامه های هدفمند دشمن جهت کـاهش نرخ باروری!» ⚠️رسانه های معاند با تغییر آرامِ ذائقه و سبک زندگی ایرانی اسلامی ، تلاش می کنند، در دل جوانان ایرانی ترس از و بوجود آورند!!! گوشه ای ازبرنامه ها وکلیدواژه ها را ببینید
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«پیش بینی بِرژینسْکی از چگونگی سقوط جمهوری اسلامی» 🔴 بِرژینسکی: از حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران پرهیز کنید چون زمان و تغییرات جمعیت مشکل را برای شما حل می‌کند.😱
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃💜🌸 💜🌸 خدارو شکر کلاس تموم شد.... واقعا دیگه حوصله ام سر رفته بود،سریع وسایلامو جمع کردم اومدم بیرون پله ها رو تند تند دویدم و رسیدم به محوطه، نفس مو با خیال راحت دادم بیرون، سمت سمیرا که رونیمکت پشت به من بود راه افتادم، آروم دستامو رو چشماش گذاشتم، سریع دستشو رو دستام گذاشت -خودِ نامردتی!😕 با خنده دستامو از روی چشماش برداشتم و کنارش رو نیمکت نشستم -حالا چرا نامرد؟!😄 در حالی که گوشیش رو تو کیفش می انداخت گفت: _نیم ساعته منو اینجا کاشتی اونوقت میگی چرا نامرد😐 -خب عزیزم چکار کنم استاد مگه میذاشت بیام بیرون هی گیر داده بود جلسه ی آخر و چه میدونم سوال و ...😅 پرید وسط حرفم -باشه باشه قبول، حالا پاشو بریم تا دیر نشده🙁 بلند شدیم راه افتادیم .. هنوز چند قدم برنداشته بودیم که گفت: _نظرم عوض شد😆 چادرمو یه کم جمع کردم و گفتم: _راجبه چی؟😟 -پسر خاله ی نردبونم!😜 زدم زیر خنده که گفت: _در مورد کادو برای بابام دیگه😃 در حالی که میخندیدم گفتم: _خیلی دیوونه ای سمیرا ..من نمیدونم اون پسرخاله ی بنده خدات آخه چه گناهی کرده اومده خاستگاری تو روشو برگردوند و گفت: _اییشش، ولش کن اونو ..فعلا تولد بابا رو بچسپ😇 سری تکون دادمو گفتم: _والا چه میدونم به نظرم همون پیراهنی که اون روز دیدیم خوب بود همونو بگیریم -آخه میدونی میترسم زیاد تو چشم نیاد .. مثلا قراره چشم فامیل رو دربیارما لبخندی زدم و گفتم: _امان از دست تو دختر!😊 .... 📚 🍃🌸🍃🌸🍃 💌نویسنده: بانو گل نرگــــس 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃💜🌸 💜🌸 نیم ساعتی طول کشید تا خرید کنیم و برگردیم خونه.... خونه ی سمیرا سر کوچه بود، بعد از خداحافظی باهاش راه افتادم سمت خونه ی خودمون، یادِ سمیرا و خوشحالیش برای تولد باباش افتادم، لبخند تلخی 😒رو لبم نشست، باز این بغض چندین ساله قصد داغون کردن منو داشت، در و آروم باز کردم و رفتم داخل حیاط، چشمامو بستم و با تمام وجود نفس کشیدم، 😇 یه نفس عمیق، دلم میخواست تمامِ اون عطر ملیح یــ🌸ــاس و به ریه هام بکشم ... از حیاط دل کندم و رفتم داخل -سلام مامان عزیــزم مامان که مشغول ظرف 🍽شستن بود با مهربونی نگام کرد و گفت: _سلام به روی ماهت گلم😊 با لبخند تکیه دادم به در آشپزخونه -خوبین مامان؟ -بله که خوبم، وقتی دختر گشنه و خسته ام رو میبینم خوبِ خوب میشم😄 با اخم ساختگی گفتم: انقدر قیافه ام داد میزنه گشنمه!😅 -از بس قیافت ضایع است! برگشتم سمت محمد، با خوشحالی گفتم: _سلام، چه خبر یه بار زودتر از من رسیدی خونه😄 _علیک سلام، اگه گفتی چرا 😎 پریدم بالا و گفتم: _خریدیش؟؟😍 سرشو تکون داد و گفت: _اره خریدمش بالاخره😇 مامان شیر آب و بست و اومد کنارمون - ولی من نگرانم😥 محمد با مهربونی نگاهی به مامانم کرد و گفت: _آخه نگران چی مامان جان، باور کن دیگه راحتیم، هرجاهم خاستین برین من خودم درخدمتم😎✋ لبخندی زدم و گفتم: _آره مامان خیلی خوبه که خودمون ماشین خریدیم دیگه نگران هیچی نیستیم😊 مامان فقط سرشو تکون داد.. نگرانی مامان رو میفهمیدم .. میدونستم با اومدن اسم ماشین خاطره ی تلخ تصادف دایی جلو چشماش میاد .... 📚 🍃🌸🍃🌸 💌نویسنده: بانو گل نرگس 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃