-
مارتین تری، مردی است که با نبوغش همهچیز را به گند میکشد. او برادری دارد که قهرمانِ پوشالیِ مردم است و پسری دارد که او را مثل یک موش آزمایشگاهی برای عقاید عجیبش بزرگ میکند. درام اصلی، نبرد بیپایان این پدر و پسر است؛ رابطهای که بین پرستش و انزجار نوسان میکند. آنها در حال فرار از استرالیا به پاریس و از پاریس به تایلند، "در واقع دارند از «خودشان» فرار میکنند."
-
عشق در این کتاب، نه نجاتبخش است و نه آرامبخش. عشق یک «تصادفِ ترسناک» است بین آدمهایی که در تنهایی خودشان غرق شدهاند. زنهایی که در زندگی این دو مرد ظاهر میشوند، هر کدام جرقهای برای یک فاجعهی جدیدند. رمانتیکِ داستان در لحظاتی شکل میگیرد که دو آدم مطرود، در اوج بیپناهی، به هم پناه میبرند؛ اما میدانند که این پناهگاه هم قرار است روی سرشان خراب شود.
-
«جز از کل» روایتِ آدمهایی است که میخواهند از «معمولی بودن» فرار کنند، اما هر چه بیشتر تلاش میکنند، بیشتر در لجنزارِ سرنوشت فرو میروند. کتابی که به تو ثابت میکند: «ما فقط جزئی از یک کلِ بزرگ هستیم، اما همین جزءِ کوچک، برای ویران کردنِ یک زندگی کافیست.»
به تمام انسانهای غمگین اون بیرون که درگیر عشقهای مثلثی، یکطرفه، معشوقههای سادیست و تنهایی هستن پیشنهاد میکنم غرق بشن در:
ورزش، کتاب، بازی، فیلم، انیمه.