eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت پنجاه و چهارم🎬: قاصدان اسقف ، یکی پس از دیگری به محضر پیامبر صلی الله علیه
شاهزاده ای در خدمت قسمت ‌پنجاه و پنجم🎬: همه منتظر رسیدن روز موعود بودند و فکر می کردند آیا چه خواهد شد؟ اصلا منظور خداوند از این نبرد عجیب چیست؟ اما فضه با اینکه سن کمی داشت و در اسلام هم تازه مسلمان محسوب میشد ، با جان و دل فهمید که چه خواهد شد ، او‌مطمئن بود بار دیگر ،عشق خداوند را به علی اعلی شاهد خواهد بود . او خوب می دانست که هر حکم خداوند هزاران راز و رمز پوشیده و آشکار دارد و در اینجا یکی از آشکارترین اهداف خداوند ، چیزی نیست مگر نشان دادن مقام مولا علی به جهانیان و اینبار پروردگار اراده کرده بود که این منزلت را نه تنها به چشم مسلمانان، بلکه بین مسیحیان نیز جار بزند و برملا کند. روز ۲۴ذی الحجه بود، همه در مکان تعیین شده گرد هم آمده بودند و منتظر رسیدن پیامبر بودند... و محمد بن عبدالله صلی الله علیه واله آمد و چه با شکوه آمد... جلال و جبروتش آنچنان بود که چشمان ملائک آسمان را به خود خیره نموده بود، مسیحیان که جای خود داشتند. شکوه آمدن پیامبر ،نه آن شکوه پوچ و ظاهری بود که مسیحیان فکر می کردند. آنها دیدند که پیامبر، حسین را در آغوش دارد ، دست حسن را در دست گرفته است یعنی بدانید که اینان فرزندان محمد، برگزیدهٔ خداوند است. دخترش فاطمه زهرا در یک طرف او قدم برمی داشت و به کل ملت این اشاره آشکار بود که مقصود از زنانمان در آیه مباهله، کسی جز حضرت صدیقه طاهره نمی باشد و در سمت دیگر پیامبر صلی الله علیه واله ، علی اعلی قدم بر می داشت و این علی را اگر با همان آیه مباهله می خواستیم تفسیر کنیم میشد«جانهایمان»...آری پیامبر با عظمتی آسمانی و بی نظیر قدم به میدان مباهله نهاده بود... و چه زیبا خداوند اهل بیت پیامبر را به رخ عالمیان کشید و چه زیباتر به همگان گفت که علی علیه السلام نیست مگر جان محمد و محمد همان علی ست... واین اشاره ظریف را عاشقانی که دل در گرو مهر محمد و آل او داده بودند به تمامی گرفتند و سر مست از این صحنه ملکوتی بودند. مسیحیان با دیدن این صحنه تکان دهنده یقین کردند که اگر این پنج وجود مقدس که خداوند آنها را برگزیده ، دست به دعا بردارند و آنها را نفرین کنند ، بی شک عذابی سخت بر آنان نازل می شود و کل جامعه مسیحیت کن فیکون می شود. پیامبر در آن روز بر فراز تپه ای قرار گرفت و حسن و حسین را به دوش گرفت و فاطمه و علی را در دوطرفش در آغوش کشید و به همگان اعلام کرد که اینان اهل بیت منند و فرمود آی دنیا از الان تا قیام قیامت بدانید که : علی.....جان من است..علی جان محمد مصطفی است و گواهش آیه ۶۱سوره آل عمران.... و کاش که دنیا طلبان ان زمان دل در گرو این پیر غدار نمی دادند و پس از پیامبر دست به دامان ولیّ بلا فصل او‌میزدند ، محمد رفته بود ،اما جانش را در بین امت به ودیعه گذارده بود ،تا امتش منحرف نشود...اما شیاطین دست به کار شدند تا امت محمد صلی الله علیه واله ،از مسیر اصلی اسلام منحرف گردد.... ادامه دارد... 🖍 به قلم :ط_حسینی ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت ‌پنجاه و پنجم🎬: همه منتظر رسیدن روز موعود بودند و فکر می کردند آیا چه خواهد
شاهزاده ای در خدمت قسمت پنجاه و ششم🎬: فضه مانند نهالی نورس در سایه سار دین اسلام و زیر تشعشع انوار پیامبر گرامی رشد می کرد و می بالید و هر روز در عمرش با واقعه ای بزرگ مواجه بود که اشاره تمام این وقایع رو به سوی مرد خانه ای بود که فضه در آنجا زندگی می کرد. حال فضه با تمام عمق وجود حس می کرد به راستی در خدمت شاهزاده های عالم قرار گرفته و چه سعادتی از این بهتر و چه زندگیی از این بابرکت تر ، او سعی دارد تمام وقایع را به خاطر بسپارد و می داند این خدمت ، این زندگی ، این سعادتی را که نصیبش شده باید به طریقی جبران نماید. پس خوب هوش و گوش می کند تا آنچه را که با چشم خود می بیند و با گوش خود میشنود به آیندگانی که نمی بینند ، برساند... سال نهم هجرت بود و یکسال از فتح مکه به دست مسلمانان می گذرد، خبرهایی می رسد که باقیمانده مشرکان به مکه آمد و شد دارند و به رسم جاهلیت به زیارت کعبه می پردازند. یکی از عادات زشت و ناپسند آنها آن است که در مراسم زیارت خانه خدا، گاهی کاملا برهنه و عریان به گرد خانهٔ خدا طواف می کنند. خداوند از اینکه کعبه، نخستین پایگاه توحید، هنوز از آلودگی وجود ناپاک مشرکان و کافران پاک نشده است ،ناخرسند و ناخشنود است. از این رو در سال نهم هجرت ، پیامی دیگر از جانب خداوند بر مردم رسید ، پیامی که اعلام برائت بود از مشرکین خداوند نخستین آیات سوره توبه در اعلان رسمی برائت از مشرکان و ممنوعیت ورود آنها به حریم مسجدالحرام را بر پیامبرش نازل فرمود و پیامبر از سوی خداوند دستوری می گیرد تا از ورود مشرکان به حریم پاک کعبه جلوگیری نماید و پس از پایان مهلتی چهارماهه، به خاطر پیمان شکنی ایشان، ریشهٔ شرک و کفر را بخشکاند. پیامبر آیات نازل شده را برای مردم بیان می کند ، او به دنبال قاصدی ست تا فی الفور به سمت مشرکان بفرستد و دستور خداوند را به آنان ابلاغ نماید. خیلی از یاران پیامبر اعلام آمادگی می کنند تا سعادت ابلاغ این آیات را از آن خود نمایند و پیامبر باید یکی از هزاران یار را انتخاب نماید ... ادامه دارد 🖍به قلم :ط_حسینی ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خار و میخك - قسمت ۱۵.mp3
9.86M
🎙| جوانانی که آینده را رقم می‌زنند 🔸هر شنبه شهرک‌نشینان صهیونیست خانۀ جدیدی را تصرف و اهل خانه را بیرون می‌کردند و خودشان در آنجا می‌نشستند. ۳ جوان تصمیم گرفتند با عملیاتی جلوی شهرک‌نشینان را بگیرند. 🖼قسمت پانزدهم کتاب خار و میخک، نوشتۀ شهید یحیی سنوار ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✅ کلیپ👆 سخنان امام خمینی رحمة الله علیه 🔸 اگر انسان دید، معصیت خدا میشود، باید جلوش رو بگیرد، نگذارد معصیت خدا بشود. ✴️ شما نباید بگید که من که خطیب نیستم، من که اهل منبر نیستم، من که اهل محراب نیستم! ✅شما اهل این هستید که در خانواده تون با اون پسرتون به اون دخترتون، با اون کسی که رفیق شماست میتونید که حرف بزنید، همین مقدار شما مکلفید. 🇮🇷🇵🇸🇮🇷🇵🇸 ✨ اَللَّٰھُمـَّـ ؏َـجِّڸْ لِوَلیِّٖــღــڪَ اَلْفَــــࢪَجْ ✨ 🤲
💌 ✨ میگفت: چادر یعنی پرچم دین رو حمل کردن و چه تعبیر قشنگی :) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اَلْلَّٰھُمـَّـ ؏َـجِّڸْ لِوَلیِّٖــღــڪَ اَلْفَــــࢪَجْ𝟑𝟏𝟑💖⃞🍃 ─═┅═༅𖣔🌸𖣔༅═┅┅─ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حرم امام مهربانی ها نائب الزیارة هستم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 152👇
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 152👇 سر قضیه خواستگار که مامانمم کوتاه بیا نیست. جفت پاش رو کرده توی یه لنگ کفش آهنی متعلق به زمان سلجوقیان در هم نمیاره! هر چی هم بگی آخه عزیز من کفش محصولی جفتیه. ۲ پا رو نباید توی یه لنگ بکنی، نمیشه که، سخته، تنگه، کو گوش شنوا... خونه ما مامان سالاریه! تنها راه نجاتم همین آزمونه. آزمونی که بیشتر از من، مامانم مثل یه مجنون منتظر نتیجشه! صبح تا شبم یه سره بهم انرژی میده! جملات انگیزشیش رو‌ هم که شاهد هستین دیگه! امیدی هست که از سر و کولم بالا میره! یک امید و انرژی بی نهایت، اهدایی هر روزه از طرف مامان گلم. فقط مونده دیگه آرزو کنه با سر برم تو در! حالا این همه اصرار واسه چی؟ که اون گور به گورای نگور بگور میخوان بیان خواستگاریم! خب نیان! به من چه که بابای طرف، دوست دوست بابامه! یکی دوتا هم نیستن ماشالله! روزی ۶ تا! مگه اینجا کاروانسراست آخه؟! حالا خوبه من موافق این مسخره بازیای سینگل مینگلی نیستم و با استدلال قائل به ازدواجم. ولی این حد از خواستگارم برام منطقی نیست. نمیگم نیان، بیان. قدمشون رو جفت تخم چشای نمیدونم کی. ولی لااقل از یه فیلتر قوی رد بشن تا هر ننه قمری با هر نیتی پاشو نذاره خونمون. مگه من بازیچه اونام که بازیم میدن! برق چشای طرف داره داد میزنه دنبال ثروتمونه. خب چرا باید بیاد؟! اون یکی تور پهن کرده تا از اعتبار و جایگاه بابا استفاده کنه! این الان مرد زندگیه؟! خلاصه یکی از یکی بدتر! بلانسبت آدم ها، ما که یه آدم ندیدیم! صداش میاد... آی اگه برنده بشششم... اون روز رو حتما توی تقویم ثبت جهانی میکنم: تاریخ تاسیس امپراطوری هانیه! حتماً هر سال جشن پادشاهی میگیرم! گوش همه رو کر میکنم. اونوقت یه حکومتی بکنم حکومتستون! حال هر چی خواستگار بیخودی هست رو میگیریم باید جزشون عمیقأ در بیاد! البته همه این آرزوها و شعارها به دوئل من و مامانم بستگی داره! رقابتی که واسم حکم مرگ و زندگی رو پیدا کرده. چون دیگه واقعا آرامشم گرفته شده و این خواستگارا شدیداً رو‌ مخمن! اون که فکرشم نمیکرد تا این مرحله برسم و این شرطه هم از دهنش پرید که من دو دوستی چسبیدم، شاید اگه احتمالش رو میداد ریسک نمیکرد. در هر صورت بخت باهام یار بود و حرفی که نباید رو زد. میدونم شانسم زیاد نیست ولی تا نفس هست مبارزه ادامه داره.. طبق قرارمون اگر رتبه برتر بشم خواستگار بی خواستگار مگر خواستگاری که اجازش توسط ملکه امپراطوریِ هانیه صادر بشه. اما اگرم توی ۳ نفر اول نباشم اونوقت عبرتی میشم برای تموم بیچاره تر از کوزت های تاریخ! به قول مامانم اگه برنده شدی شدی. نشدی دیگه دهنت رو میبندی و هر کی که خواستم راه میدم بیاد.. چون و چرا هم کنی از همین لوستر آویزونت میکنم. شوخی باهات ندارم هانیه! اینو توی مخت فرو کن! مادره دیگه! کاریش نمیشه کرد! گاهی محبتش هیجانی میشه اگر برنده بشم نونم توی روغنه ولی اگر برنده نشم اونوقت روغنم توی نونه! (زیاد به معنیش فکر نکنید. خواستم قافیش درست بشه! البته یه معنی فلسفی ای میده، خلاصش اینکه یعنی دهنم سرویسه 😁) اگر برنده بشم نگرانی وجود نداره چون حرف مامانمم از سند معتبرتره، حرفی بزنه واقعا تا ته تهش پاش میمونه. ولی اگه برنده نشم به معنای واقعی کلمه به فنا میرم چون وقتی حرفش حرفه فقط توی سود نیست، توی ضررم حرفه! یادمه یه کتاب روانشناسی میخوندم نوشته بود یکی از عوامل اعتبار آدما همین خوش قولی هست. اینکه حرفی زدی تا تهش باشی و تحت هیچ شرائطی زیرش نزنی. اگه یکی دو بار پای حرفت نمونی دیگه قول و قرارت ارزش و حرفت خریدار نداره.. به قول بابام آدم باس سرش بره قولش نره! ✍️ مجتبی مختاری 🆔 نظرات رمان 👈 @mokhtari355 ═ೋ❅📚❅ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872