eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشگاه حجاب
اعترافات یک زن از جهاد نکاح #قسمت_چهاردهم گفتم: دقت کنی ما توی انقلاب خودمون هم زیاد بودن کسایی ک
🗣اعترافات یک زن از جهاد نکاح در حین تحلیل و بررسی با فرزانه بودیم که آقای جلالی در اتاق رو زد آمد داخل گفت: خانما امروز جلسه ی مهمی دارم زودتر تعطیل می کنیم... فرزانه چنان برقی تو چشمهاش زد که یعنی جلالی قشنگ متوجه این شادی نامحسوس شد... وسایل مون رو جمع و جور کردیم آماده رفتن شدیم داشتیم از دفتر می رفتیم بیرون چند قدمی بیشتر نرفته بودیم که فرزانه با یه حالت خاصی محکم زد به شونه ی من... گفت: نگاه کن! نگاه کن! این دوتا پسره همونایی نبودن تو خونه ی خانم مائده برا جابجایی یخچال اومده بودن! گفتم: آره خودشون اینجا چکار می کنن؟؟ اومدن پیش جلالی!!! فرزانه گفت: ما تو دهن شیر بودیم و خودمون خبر نداشتیم... بگو چرا ما رو تعطیل کرد وگرنه دلش برا ما نسوخته.... حتما می خواست متوجه نشیم فرستادمون دنبال نخود سیاه.... عه! عه! ما چقدر ساده ایم دختر ...! گفتم فرزانه مجالی بده یه بند نرو تو تراژدی! شاید اصلا قضیه این نباشه شاید اومدن اینها مکمل مصاحبه ی ما باشه چمیدونم! شدیم مثل پلیس های جنایی! ولش کن به ما چه کی با کی میاد و می‌ره! ما کار خودمون رو انجام بدیم والا.... فرزانه با اخم گفت: خیر سرت خبر نگاری یعنی انگیزت متلاشیم کرد! ملت از هیچی کلی سوژه درست می کنن! اونوقت ما سوژه ها جلومون رژه میرن خانم میگه ولش کن مشغول کار خودت باش ! گفتم: خانم امجد الان به نظر شما دقیقا چکار کنیم سوژه ها رو از دست ندیم؟ خوب منم دوست دارم بدونم چه خبره! ولی دیدی که جلالی گفت کار تعطیل! فرزانه گفت: خوب به بهونه ی جا گذاشتن یه چیزی بر میگردیم داخل دفتر... اونوقت می فهمیم چه خبره و این دوتا آقاه قضیشون با جلالی چیه و اونجا چکار می کنن ! حس کنجکاویم باعث شد به حرف فرزانه گوش کنم و برگشتیم سمت دفتر... در اتاق آقای جلالی مثل همیشه باز بود روی میز که همیشه پر از کاغذ و کلی وسیله بود ایندفعه تمیز و مرتب برق میزد.... یکی از آقاها به صندلی تکیه داده بود و یکی دیگشون که اسلحه کلت به کمرش بسته بود با دقت داشت از پنجره به بیرون نگاه میکرد... با دیدنه اسلحه آروم آب دهنمون رو قورت دادیم! داشتیم مثلا می رفتیم سمت اتاق خودمون که آقای جلالی با یه سینی که سه تا لیوان چایی داخلش بود از آبدارخونه اومد بیرون با دیدن ما چنان شوکه شد که می خواست سینی از دستش بیفته! گفت: خانما شما اینجا چکار می کنید؟! مگه نگفتم امروز زودتر تعطیلین... نمی بینید مهمون دارم ... فرزانه مِن مِن کنان گفت: ببخشید یه وسیله جا گذاشتیم بر میداریم زود میریم... گفت: وسیله باشه برا بعد بفرمایید بیرون... بفرمایید... 📚 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عزّت امام خمینی.mp3
5.18M
🎙 🔷 تجلی توحید در امام خمینی رحمه الله علیه 🎵استاد حجه الا سلام امینی خواه 🏴@hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
14.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻چرا بعضی سیاسیون با ۱۵ خرداد دشمنی دارند؟ ⚠️ چرا غرب‌زده‌ها از این روز می‌ترسند؟ ✊🏼 شعار محوری این روز چه بود؟ 🏴 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
⭕️ به طور میانگین هر دو روز و نیم یک آلمانی توسط شوهر خود به می‌رسد... این همان جایگاه زن در غرب وحشی است که یه عمره میزنه تو سر دخترای این سرزمین... 👤 ارشک اشکانی 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹🔸🔹🔸🔹 کلام رهبری‌: نمی توانیم مساله عفاف وحجاب را در عدد مسائل مهم دیگر قرار بدهیم،این مساله بالاتر از آنهاست. 🔴 پویش حمایت از اجرای "دستورالعمل پوشاک بانوان و طرح جامع عفاف و حجاب" https://farsnews.ir/my/c/144851 🏴 @hejabuni|دانشگاه حجاب 🎓
دانشگاه حجاب
🔴به روز باشیم ❌ ضدانقلاب واقعا حالش خوب نیست. 😏 عبدالباقی مگر که بود که تمام ارکان نظام بسیج شوند ت
🔴به روز باشیم 📌متن شبهه خبرنگار خارجی از شاهنشاه پرسید: چرا به شما می گویند "شاه شاهان"؟ او پاسخ داد: چون هر ایرانی یک شاه است. الان چرا میگن رهبر مستضعفین؟ چون هر ایرانی یک مستضعف، یک فقیر، یک بدهکار، یک افسرده و یک جامانده از حقوق شهروندیه. 📌 پاسخ به شبهه👇 حرف که باد هواست... 🔹آیا واقعاً محمدرضا پهلوی مردم را شاه می دانست؟ 👈 در حالی که با کودتا به قدرت رسید نه انتخاب مردم؟ 👈 در حالی که خودش در کاخهای عظیم و مجلل زندگی می کرد و مردمش در حلبی آباد... 👈 در حالی که 50 درصد مردم بیسواد بودند و از خدمات آموزشی و بهداشتی محروم ... 👈 در حالی که با تصویب کاپیتولاسیون شرف ایرانی را زیر پای آمریکایی ها گذاشت... 👈 در حالی که پول نفت ملّت را به جیب خود و خواندانش می ریخت یا به کشورهای اروپایی وام می داد؟! 👈 در حالی که تمام امور مهم کشور را به دست مستشاران آمریکایی سپرده و ایرانیان را آدم حساب نمی کرد؟! 🔹 اگر رهبر جمهوری اسلامی را رهبر مستضعفین خواندند، بخاطر این بود که ملّت در زمان حکومت پهلوی به استضعاف کشیده شده بود. 👈 مستضعف به معنای ضعیف نیست بلکه به معنای انسان عزّتمندی است که به دست ظالمین و مستکبرین به ضعف کشیده شده. ✅ پس رهبر مستضعفین، یعنی رهبر کسانی که می خواهند علیه ظلم و استکبار قیام کنند نه رهبر بدبخت بیچاره ها... 🔹 عزّت و شرافت ایران و ایرانی، با واقعیت ها مشخص می شود نه با حرفها و الفاظ.... 👈 ایرانی امروز، جزو ده کشور سازنده واکسن کروناست. 👈 ایرانی امروز، تنها کسی است که جرأت دارد بر سر زورگوترین قدرت جهان موشک بریزد... 👈 ایرانی امروز، تنها کسی است که از ترس قدرت گرفتنش، ابرقدرتهای جهان، چندین سال است که به او التماس مذاکره می کنند... -------------------------- ☑️کانال جامع پاسخ به شبهات وشایعات در 🏴 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
🗣اعترافات یک زن از جهاد نکاح #قسمت_پانزدهم در حین تحلیل و بررسی با فرزانه بودیم که آقای جلالی در ا
🗣اعترافات یک زن از جهاد نکاح خیلی ضایع شدیم دست از پا درازتر اومدیم بیرون... ولی داشتیم از کنجکاوی می مُردیم... فرزانه گفت: وای اسلحه رو دیدی ! آقاهه یه جوری از پنجره نگاه میکرد انگار قراره انتحاری بزنن ! گفتم نکته جالبش می دونی چیه؟ جلالی همه رو بیرون کرده حتی آبدارچی رو هم دک کرده بود خودش داشت پذیرایی میکرد ! فرزانه احساس می کنم این سوژه خیلی خطرناکه! کاش از اول بی خیالش می شدیم ! فرزانه نگام کرد و گفت: توکه میخواستی بی خیال بشی! جلالی اسرار کرد... بعد با یه حس مرموزانه ایی ادامه داد ولی خدایش سوژه ی خاصیه! ترس و هیجان و ابهام ... گفتم: بله آخرش هم معلوم نیست چی میشه با این همه خاص بودن سوژه! فرزانه گفت : بالاخره که معلوم میشه چی به چیه! اصلا من فردا تا ته داستان این خانم مائده رو درنیارم پام رو از تو خونشون بیرون نمی ذارم! سری تکون دادم و گفتم: آره خداکنه فردا جمع و جور بشه تموم کنیم این مصاحبه پر از چالش رو.... فرزانه گفت: حالا که تعطیل شدیم بریم یه هویج بستنی بزنیم یه کم مغزمون خنک بشه؟ گفتم: اتفاقا فکر خوبیه بریم ، منم سرم داره سوت می‌کشه! چه روز سختی داشتیم اون از اول صبح و مصاحبه با اون همه دردسر و استرس... اینم ازظهرمون خدا تاشب بخیر کنه ... بستنی فروشی سر کوچه دفترمون بود نشستیم مشغول خوردن هویج بستنی شدیم اینقد فکرمون درگیر بود که هیچ ‌کدوممون حرف نمیزدیم .... بستنی خوردنمون تموم شد اومدیم بیرون فرزانه داشت می گفت: آخیش یه کم حالمون جا اومد هنوز حرفش تموم نشده بود چشمم افتاد به ماشین جلوی دفتر... گفتم: فرزانه فرزانه اونجا رو نگاه کن ... مثل دو تا انسان متحیر و جن زده جلوی دفتر رو داشتیم نگاه میکردیم... فرزانه گفت:چایی نخورده بلند شدن؟! برا همین نیم ساعت مجموعه رو تعطیل کرد؟! گفتم : چی داری دوباره تو با خودت میگی! پلاک ماشین رو نگاه کن! چه خبر اینجا.... 🏴@hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓