eitaa logo
🌷" ابراهیم هادی دیگر "🌷
215 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
705 ویدیو
24 فایل
🍃بسم رب شهدا والصدیقین🍃 +إمروز فضاے مجازے میواند ابزارے باشد براے زدݩ در دهان دشمن..[• إمام خامنهـ اے•]😊 ↶ فضیلٺ زندهـ نگهـ داشتن یاد و خاطرهـ ے شہدا ڪمتر از شهادٺ نیسٺ.+حضرٺ آقـا 🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
یڪ پنجره و من بےخبرم پرشور چناڹ هستے و من هر بار ڪه زدے آمد شاید ڪه تو و من بےخبرم 🕊❤️ 🌺 🆔@hekayate_deldadegi
🍃🌸🍃 قرار ِ هر پنجشنبه ی دلم؛ گوشه ای از شهر ، که آسمانش "تو" را در بر گرفته است . . . #پنجشنبه های دلتنگی @hekayate_deldadegi
🌷 پیام ابراهیم 🌷 🌹 تا بلندای عشق ، پَر بزنیم 🌹 معبری در دلِ خطر بزنیم 🌹هی نگو آسمان دَرَش بسته ست 🌹 برویم و دوباره در بزنیم @hekayate_deldadegi
بچه‌هابیاییدیه کاری کنید،که"امام زمان(عج)"برنامه‌هاشو روی ماپیاده کنه؛مااون مأموریتِ خاص آقاروانجام بدیم!این یه رابطه خصوصی با"امام زمان(عج)"میخواداین یه نصف شب گریه کردن‌های خاص میخواد حاج حسین یکتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☢ مگه رهبری رئیس صدا و سیما رو انتخاب نمیکنه؟ استاد رائفی پور 🆔 hekayate_deldadegi
🔰 #هادی_دلها 💠دین خودتان را حفظ کنید، چون اگر #امام_زمان (عج) بیاید احتمال دارد روبروی امام باشیم و با امام مخالفت کنیم. 🔴👈 #امام_زمان را #تنها نگذارید. 🌷 #شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری 🌾 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌾
🌷 پیام ابراهیم 🌷 🌹 کاش قلبت به تو امان بدهد 🌹 دل به آقای مهربان بدهد 🌹عاشقِ بی ریای مهدی باش 🌹 تا خودش راه را نشان بدهد .
💢 #فوری اب زنید راه را هین کہ نگار میرسد..🌷 مژده دهید باغ را بــــوے بهار مے‌رسد پیکر مطهر شهیدان #سید_جلال_حبیب_الله_پور و #سید_سجاد_خلیلی ساعتی پیش وارد کشور شدند
#خوش_امدین_به_وطن❤️ کجـــــایِ جهان بگـــــذارمت تا زیباتـــــر شود آن جـــــا ؟! #شهید_سید_سجاد_خلیلی 🌷 #شهید_سیدجلال_حبیب_الله_پور
🍃🌸 علمدار 🌸🍃 #قسمت_بیست و ششم
🌷" ابراهیم هادی دیگر "🌷
🍃🌸 علمدار 🌸🍃 #قسمت_بیست و ششم
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹 :پدر شهید به ما خبر دادند كه سيد در عمليات والفجر 10 مجروح شده. اما كسي از محل بستري شدنش خبر نداشت. هرچه گشتيم او را پيدا نكرديم. حتي به بنياد شهید هم سر زديم، اما خبري نبود. رفتم مسجد، يكي از دوستان سيد را آنجا ديدم. او به ما گفت، سيد را برده‌اند بيمارستان رشت. از همان جا تماس گرفتيم. گفتند: »چهار مجروح را به تهران منتقل كرده ايم و در بين آنها فاميلي شخصي هم علمداري است.« با خودم گفتم: »شايد اشتباه شده و منظور همان علمدار است.« به سمت تهران حركت كرديم. در فرودگاه مهرآباد تهران سؤال کردیم مجروحاني را كه از رشت آورده‌اند به كدام بيمارستان منتقل كرده اند؟ اما کسی نميدانست. از همان لحظه تا فردا ظهر با تمام بيمارستانها تماس گرفتيم. نزديك ظهر همسايه مان در ساري با ما تماس گرفت و گفت: »سيد در بيمارستان رشت است.« سيد خودش تماس نگرفته بود، بلكه دوست هم اتاقي او تلفن زده و خبر داده بود. ما هم از تهران به طرف رشت حركت كرديم. اذان مغرب بود كه رسيديم. بعدها از او پرسيدم كه چرا اطلاع ندادي؟ گفت: »ميترسيدم كه مادر ناراحت شود و نتواند تحمل كند. راضي نبودم كه شما من را در آن وضع ببينید.« مادر سيد گفت: »من از خدا خواستم كه آنقدر به من قوت قلب دهد كه اگر زماني شما را در وضع بدي ديدم، خودم را نبازم.« سيد با شنيدن این حرف بسيار خوشحال شد و گفت: »من هم دوست داشتم شما همين گونه باشيد.« فرداي آن روز سيد را به همراه چند نفر از مجروحان به بيمارستان بوعلي ساري منتقل كردند. سيد مدت بيست روز در بيمارستان بود. اما چه ماندني! آرام و قرار نداشت. مراسم سوم شهيد بهروز مستشرق از بيمارستان بدون آنكه به كسي بگويد به آرامگاه آمده بود. بعد از بیست روز با همان مجروحيت دوباره رفت به جبهه! باز هم مجروح شد. اما به ما چیزی نميگفت. خودش ميآمد و جلوي آيينه مي ايستاد و پانسمان زخمش را عوض ميكرد. يك بار پيراهنش خوني شده بود كه مادرش از اين طريق متوجه مجروحیت سید مجتبی شده بود. به هر حال تيري كه به پهلويش خورده بود باعث شد در بيمارستان طحال و بخشي از روده اش را بردارند. فراموش نميکنم. در آن موقع به دوست هم اتاقی خود گفته بود من بيشتر از سي سال عمر نميكنم. 👈صلوات 🍃کانال شهید ابراهیم هادی🍃 ✨@hekayate_deldadegi