مرا محکم بغل کن
زنده خواهم شد به آسانی
که گرمای تنت
در گردش خونم اَثر دارد!
#زهرا_بختیاری_نژاد
همهی شهر به دلدادگیام میخندند
که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست!
#فریدون_مشیری
وچه غریبانه سکوتش را فریاد میزد ،دختری که روزی نجوای هیاهویش گوش شهر غم زده را کَر کرده بود:)
از اون همه برنامهای که واسه تابستون امسال ریخته بودم:
فقد خوب خوابیدنو عملی کردم 😂
#حق_به_توان_بینهایت
براى رفتن نه خداحافظى میخواستم نه راه و نه چمدان؛
در سرم، درى باز بود، كه بستم و رفتم.
#جمال_ثريا
روحم را در زمستان جا گذاشتهام و کالبدی بیجان از من مانده که تنها منتظر سرمای بعدی است.
«آری خستهام
و به نرمی لبخند میزنم بر خستگی،
که فقط همين است؛
در تن آرزويی برای خواب،
در روح تمنايی برای نينديشيدن...»
"فرناندو پسوآ"