به چشمهایم زل زد و گفت:
"با هم درستش میکنیم."
چه لذتی داشت این با هم!
حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمیشد، حتی اگر تمام سرمایهام بر باد میرفت،
حسی که به واژهی "با هم" داشتم را
با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمیکردم...
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، میتواند حس من را در آن لحظات درک کند...
#لیلیانهلمن
_کجا میخوای بری؟
اخه من دوستت دارم دیوونه؛
دنیامو ریختم به پات!
پسرک ناچارُ درمانده بود ...
دختر اشک هایش را زدود ...
صدای التماس قلب مجنونش را میشنید و میخواست برایش بجنگد!
+ولی منم یکیو همین جوری دوست دارم لامصب؛
گناهه من چیه اخه!
تو و آن حُسن دل آویز که تغییرش نیست
من و این عشق جنون خیز
که تدبیرش نیست
تو و آن زلف سراسیمه که سامانش نه
من و این خواب پراکنده
که تعبیرش نیست
دردی اندر دل ما هست که درمانش نه
آهی اندر لب ما هست
که تاثیرش نیست...
#فروغی_بسطامی
زمان:
حجم:
3.2M
اینطور نیست که حرفی برای گفتن
نداشته باشیم؛
در حقیقت حرفهای ناگفتهی زیادی داریم
اما چون هر آنچه که تا به امروز گفتهایم
بیفایده بوده،
دیگر سکوت کردهایم.
- علی لیدار؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
#آوایِ_دل