هِنآس؛
جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است که ردیفش همه، «دلتنگ توام» می آید #محسن_نظری
گفتی:
زمان برای فراموش کردن من بهت کمک می کنه.چندماه که بگذره یادت میره همه چیزو.
-میدونی چیه؟
گذشت زمان باعث ازیاد بردن اون همه خاطره نشد،به جای اینکه کمرنگ بشی جای خالیت هر روز پرنگ تر شد ومن دلتنگ تر💔
هدایت شده از محصولات فرهنگی شهید حججی
اتفاق بود ؛ یک اتفاق ناگهانی بود
مثل بیتی که از یک غزل حافظ گریخته باشد . !
تقدیم به: تمام من برای تو
از : شعر های باران خورده
من عاشقانه دوستش داشتم و او عاقلانه طردم کرد ؛
منطق او، از حماقت من احمقانهتر بود...!
و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم میکند
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمیکرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم!
#احمد_شاملو
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمن
#کاظم_بهمنی
مرا در آغوش نگیر؛
آغوشت بوی بیگانه می دهد!
دیگر برایم امن نیست.
حالم را بهم میزند؛
مرا در اغوش نگیر!
#ناگفته_ها
#برای_تو