تو صبح عالم افروزی و من شمع سحرگاهی
گریبان باز کن در من تا من جان برافشانم
#صائب_تبریزی
دیگه با این میزان اعصابی که برام مونده باید یه چهار لیتری گل گاو زبون درست کنم که وقتی بیرون میرم همراهم باشه بخورم🚶
#حق_به_توان_بینهایت
استاد #حسین_پناهی خیلۍ قشنگ میگن:
قصه اینجاست کھ باید بود، باید خواند؛
پشت این پنجࢪه ها، باز هم باید ماند و
نباید کھ گریست! باید زیست:)
˼ اَبدِ من ؛ یه روزی میام ُ انقد محکم بغلت میکنم ك فاصله خجالت زده شه و از بین بره ؛ میام و به اندازه یِ تمومِ دلتنگیامون قهوه یِ چشماتو نفس میکشم :)
هِنآس؛
دوستت دارم و این جمله ی کوتاه آیا این همه پرسش و تردید و معما دارد؟! "m"
سلامتی اون روزی که جفتمون دندون
مصنوعی هامونو بندازیم تو یه لیوان
"m"