دل را چنان به مِهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم ..
#فروغ_فرخزاد
" آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟ "
ترسیده ای؟ از كه؟
از جهان؟ من جهانت.
از گرسنگی؟ من گندمت.
از بیابان؟ من بارانت.
از زمان؟ من كودكیت.
از سرنوشت؟
آه، من هم از سرنوشت میترسم ...🪐
به زودی میرم مجوز حمل سلاحم رو میگیرم و هرجا ببینم کسی موقع غذا خوردن دهنش صدا میده یه تیر تو شقیقش خالی میکنم🚶
#حق_به_توان_بینهایت
آفاق را گردیدهام، مهر بُتان ورزیدهام
بسیار خوبان دیدهام، امّا تو چیز دیگری
#امیر_خسرو_دهلوی
همیشه تو چشماش اشک بود میخندید تا اشکاش نریزه ی روز بهش گفتم:
وقتی میخندی چشات برق میزنه
اینطوری همیشه واسم میخندید:)
ببین دستام خالیه ،
دیگه جونی ندارم که بهت بدم ،
یه قلب داشتم قبل از اینکه بیای ....اونم باختم !
قلبمو که گرفتی ،
همچین که تکثیر شدی تو مغزم ،
همهی لحظه هامو پرکردی ،
شدی خواب شبم ،
شدی مخاطب نوشته هام ،
رد پات که جا موند وسط خاطره هام ،
یهو یاد رفتن افتادی؛
نمیدونم چی شد که حس کردی برات کافی نیستم ...
برات مهم نبود که دلم زیر پات له میشه ...
که غرورم خورد میشه ...
خیلی خودخواهی :)
اصلا به من یه لحظه فکردی قبل از رفتن ؟
نگفتی بعد تو چی میشه این معشوق اواره ؟
"کاش یه بار کوتاه میومدی تا من برات دنیارو بسازم !"
#ناگفته_ها
#برای_تو