شکستنِ دل ،
به شکستنِ استخوان دنده میماند ؛
از بیرون همه چیز رو به راه است
اما هر نفسی که میکشی
دردی ست که میکشی ...
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت
چیز دندان گیر مرغوبی نداری بیشتر؟؟
#سجاد_شهیدی
تمامِ خانه، پیچِ کوچهها، طولِ خیابان را
به یادت کوهها و دشتها را و بیابان را
برایِ دیدنِ چشمت، دلم تنگ است و دنیا تنگ
شبیهِ برّهای کوچک که گُم کردهست چوپان را
خدا با دیدنِ چشمانِ اشکآلودِ من امروز
برایِ حسِ همدردی فرستادهست باران را
نه آغوشی، نه حتی پاسخِ گرمِ سلامم...، آه
چگونه حس نباید کرد سرمایِ زمستان را؟
تو وقتی میرسی که فرصتِ لب بازکردن نیست
و در خود میکُشم من آرزوهایِ فراوان را
نگاهم میکنی؛ چون کوه، سَرسختم ولی چشمم
گواهی میدهد آرامشِ ماقبلِ توفان را
من از آدابِ مهمانداریات چیزی نمیدانم
ولی در شهرِ من رسم است، میبوسند مهمان را
میانِ بازوانت خلوتِ امنی فراهم کن
برایم فاش کن آن عشقِ پنهان در گریبان را
تو بینِ خوابهایم با پرستو کوچ خواهی کرد
و من از صبح تا شب، یکّه و تنها کلاغان را...!!
#فاطمه_سلیمانپور