«عانقیني
فهذا الليل طويل
و أضلُّعي متعبة.»
در آغوشم بگیر
که این شب طولانی است
و استخوانهایم خستهاند.
هدایت شده از 『نیکوتین』
آدم ها تا حدّ مرگ از خود خستهات مىكنند،
تركت نمىكنند!
اما مجبورت مىكنند تركشان كنى،
آنگاه تو مىشوى بندهى سر تا پا خطاكار...
بدبختی اینجاست که یه عده نمی خوان بفهمن احترامی که بهشون میذاری از شخصیت خودته نه از کمالات اونا.
اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام ؛
تلخم ، خرابم ، هیچم . .
اگر بدانی هیچوقت نمی روی "حتی به خواب"
صبح هر چقدر هم که زود بیدار بشم باز میبینم که افسردگی قبل از من پا شده، صورتش رو شسته ، موهاش رو شونه کرده و لیوان قهوه به دست منتظر منه ...