هدایت شده از 『نیکوتین』
آدم ها تا حدّ مرگ از خود خستهات مىكنند،
تركت نمىكنند!
اما مجبورت مىكنند تركشان كنى،
آنگاه تو مىشوى بندهى سر تا پا خطاكار...
بدبختی اینجاست که یه عده نمی خوان بفهمن احترامی که بهشون میذاری از شخصیت خودته نه از کمالات اونا.
اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام ؛
تلخم ، خرابم ، هیچم . .
اگر بدانی هیچوقت نمی روی "حتی به خواب"
صبح هر چقدر هم که زود بیدار بشم باز میبینم که افسردگی قبل از من پا شده، صورتش رو شسته ، موهاش رو شونه کرده و لیوان قهوه به دست منتظر منه ...
± مثلِ مهراد هیدن ك گفت : ‹ زیباتر از منی از خودم میگذرم ›
یا مثلِ کوروش ك وسط بازی مافیا داد زد گفت : ‹ آقا زورم به
هلیا نمیرسه چیکار کنم ؟! › مثلِ خلسه ك گفت : نیلو تنها دلیلی
بود ك من مفهوم معجره رو فهمیدم ! یا مثل شادمهر ك واسه ی
ژینا آهنگ خوند و تو مصاحبش گفت : ‹ چند سال طول کشید
تا بتونم فراموشش کنم ؛ › دوسش دارم مثلِ آهنگ صبحت بخیر
معین و داستانِ غمیگنِ پشتش . . :)!