هِنآس؛
می گفت :
_یه تاریخ دقیق بده به من واسه حالِ بدم ،
بگو کی دست برمیدارن این خاطره های لعنتیت از زجر دادنِ من !
٬ به پرستوهای شهر بگویید :
٫ برای کوچ میان آدم ها نیایند !
اینجا کسی در سرمای سکوت در انتظار انها نیست ؛...
استیکرا و گیفای من یه جوریه که دستم نیم میل اونطرف تر بره بدبخت میشم. 😐😂
#حق_به_توان_بینهایت
باید رو پیشونیم بنویسم: «من دلنازکم، الکی ادای آدم قویا رو میارم لطفا با من مهربون باش.»
581.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنش را این گونه به اتمام رساند :
«چشم ها گویای همه چیز است»
خسرو شکیبایی: مردم منو میدیدن میگفتن مخش تکون خورده. ولی من به مامانم میگفتم من دلم تکون خورده نه مخم. مادرم میگفت گور بابا مخ؛ تو دلت قد صدتا مخ میارزه. به خدا گفت، به همین زمین قسم گفت...
اندیشه فولادوند: مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟
خسرو شکیبایی: مادرا که از آدم چیزی نمیپرسن همهچیو خودشون می دونن...