هدایت شده از نجوای سَرو
شاید من بهتر از هرکسی بدانم که چرا انسان تنها موجودی است که میخندد، تنها اوست که آنقدر عمیق رنج میبرد که ناچار شده خنده را ابداع کند.
شهر خوابیدو
دروازه هارا بستندو
خوابیدیم
کجا؟
نه کلیدی که دری راباز کند
نه چراغی که روشنش کند
این سرزمین من است!