قیافه م این روزا یه جوریه؛ انگار یه خاکی تو سرم شده ولی نمیدونم چرا.
#حق_به_توان_بینهایت
دیدی اوژنی؟ منم فقط کنجکاو بودم که بدونم توی تنهایی
چطور زندگی میکنه.. ولی نمیدونم چیشد که درگیر سیاهی
چشمهاش شدم اما کنجکاویِ من فرق داشت.. ، پر از درد بود اوژنی.
یه جا نوشته بود:
من همش فقط تظاهر می کنم که اهمیت نمیدم؛در حقیقت همه چیز مربوط به اون بیش از حد برام مهمه.