وقتی حصار غربت
من تنگ می شود
هر لحظه بین عقل
و دلم جنگ می شود....
از بس فرار کرده ام
از خویشِ خویشتن
گاهی دلم برای
خودم تنگ می شود...
امشب زیادی عجیبه :)
دلم تنگه ولی برای چی و کی ؟
نمیدونم...
گمونم باید از خودم کوچ کنم ...
میدونی حتی حوصله خودمم ندارم !
حالم خوب نیست ...
هِنآس؛
شد ، شد ؛ نشد قلبمو میزارم زیر پام قدم بلند شه :)
شد ، شد ؛
نشد قید کلبه جنگلی مونو میزنم :)
حضرت عشق آب و گِل مرا برای دلبری از شما افرید ...
هرچند جراحت قلب کوچکمان از دست شما رو به افزونی است اما
آرامِ جانِ دخترکِ قاجاریِ دل نازک ،
و دلیل نفس کشیدن این چشم عسلیِ مجنون که لابلای قصه های هزار و یک شب به انتظار وصال شما نشسته هستید هنوز ...!
#ناگفته_ها
#برای_تو
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من از قصد جوابت رو نمیدم...
تا صدام کنی بیشتر...