میتوانم بدون درنگ کبریتی سوزان بیندازم روی کاغذ مچاله ی زندگی و به تمسخر روزگار عاصی کننده پایان دهم ...
میتوانم تمام انسان هایی راکه از امید و رویش دوباره ی گرما از تن هایمان دم میزنند با دستان سرد و پینه بسته ام به کام مرگ بکشانم و تن بی جانشان را هدیه ی مشتی خاک و غذای موریانه ها کنم ...
به قدری از فشار مشغله های بی پایان و درجا زدن های بی وقفه خسته و دل ازده ام که میتوانم جرعه جرعه زهر برای خواب ابدی ببلعم ...
جهل و ندانم کاری ادم های جامعه ی عروسکیِ عصر حاضرِ زندگیم نفسم را در تاریک و روشن روزها و میان سوسوی کم رنگ و غریبانه ی ستاره های درگیر غبار قطع و تنگ میکند ...
صادقانه بگویم دلم پرواز میخواهد،
دراین واپسین لحظات نیستی و رهایی را از این زنجیر های اصارت که به بالهای زخمی و شکسته ام بسته شده خواستارم ...
#ناگفته_ها
#برای_تو
هدایت شده از محصولات فرهنگی حاج قاسم
اون لحظهای ك چشمامو میبستم و دهنمو باز میکردمو
با تک تک حرفام یه چک میزدم درِ گوشِ قلبت!
و تو سکوت میکردی
میبخشیدی بی شک فردایِ اون
روز حتی یادت نمیومد یا جوری رفتار میکردی ک مهم نبوده،
اما میدونی چیه؟ من اینکار زشتمو بارها و بارها تکرار
میکردم،
و یه روز عمیقا با سکوتت ترکم کردی:) قلبمو
عشقمو
روحمو
حقم بود این دختر ارزشش بالاتر از این بود که منو تحمل کنه
میرم بیصدا بی خداحافظی و بی برگشت:) ولی کنج قلبم جات خالی میمونه
از طرف@porteghalemon🍊✨
برای@for_you_0
چیزهایی رو که با زبون نمی تونم بهت بگم رو میریزم توی چشمام و با اونا فریادشون می زنم
می تونی بشنوی؟!!
می تونی بشنوی که دارم داد می زنم که...
هر روز بیشتر از دیروز خوشگل میشی...
روزی نیست که دلم برای دیدن اون چشات که پر ستاره است تنگ نشه...
دلم لک می زنه برای اینکه سفت بغلت کنم...
و...
#آبیِ_تلخِ_من
من دلم تنگه برات
از الان تا وقتی که
باز تو بغل خودم
لم بدی و نفست
زیر گلومُ گرم کنه :)