مرا هر کس که بیرون میکشد از گوشهی خلوت
ستمکاریست که ز آغوشِ یارم میکِشد بیرون
- صائب تبریزی
بالاخره بعد دو سال دیدمش
بعد کلی حرف، چشاشو تنگ کرد و زیر لبش گفت: دو سال نبودم اندازه دویست سال خانوم شدیا
نگاهمو دزدیدم و لبخند زدم ولی خیلی دلم میخواست بگم: کسی نبود واسش بچگی کنم دیگه...
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
بار اول که دیدمت
چنان بی مقدمه زیبا بودی
که چند روز بعد
یادم افتاد
باید عاشقت میشدم..!
#آبیِ_تلخِ_من
موزیکدلEi haramat moazen zade.mp3
زمان:
حجم:
7M
ضامن چشمانِ آهو =)!
_آقای مِهربانی ها سلام ...
" آمدم تا بار دیگر تمام اندوختهی سال جدیدم را از شما هدیه بگیرم "
آمدم تا قَسمت دهم به چشمانِ آهوی بی پناه تا کمی بیشتر از پیش نگاهت را ارزانی زندگانیِ فانی ام کنی .
آمدم تا مانندِ وجودت نور را به قلبم ارمغان دهی و صفا و صمیمیت را در رگ و خونم جاری سازی .
این روز ها دست هایم خالیست !
این روزها با تمام دوندگی و یکی به دو کردنش دلم عجیب گرفته و بیقراری میکند .
بابا رضا این مروارید های سفیدِ غلتان روی گونه هایم ؛
همین اشک های روان تمام دارایی من است ...
ناله های بی صدایم را با آغوش امنِ خودت معامله میکنی ؟!
گفته بودند دوری و دوستی اما یک قدم فاصله از شما هوای نفس کشیدن را تنگ میکند !
آمدم تا با تمام غم هایم دلِشکسته ام را تقدیم شما کنم ؛
گفته بودند قلب های چاک چاک را مرهم می شوید !...
"#امضا: دخترِ کوچکِ بی پناه"
"#برای: وجودِ پُر برکتِ بابا رضا"
۱۴۰۳/۱/۱۰