هِنآس؛
می گفت:
_وقتی حسودی میکنی
یا وقتایی که حرص میخوری چون زیادی به خودم رسیدم
یا موقعی که بی هوا خودتو پرت میکنی تو بغلم و بعدش زبونتو برای دخترایی که دارن نگاهمون میکنن درمیاری ،
دلم میخواد قاب عکست کنم و بزنمت سینه دیوار تا هیچ وقت یادم نره بودنتو :)
پرنده کوچک دلم در هوای بغض الود تاب نفس کشیدن ندارد ...
دلم گریه میخواهد ...
کجایی ای شانه ی ارامشم ؟
هِنآس؛
جمعه ها شرحِ دلم یک غزلِ کوتاه است که ردیفش همه دلتنگِ توام می آید!...
جمعه ها شرحِ دلم یک غزلِ کوتاه است
که ردیفش همه دلتنگِ توام می آید!...
دنیای عزیز، دارم میروم چون خسته شدهام. گمان کنم به اندازه کافی عمر کردهام. تو را با نگرانیهایت در این فاضلاب شیرین تنها میگذارم. خوش بگذرد.
-نامهی خودکشی جورج سندرز ، ۲۵ آوریل ۱۹۷۲
" معذرت میخوام که بد میشم گاهی "
" دست از سرم بردار! از من تکراری "
_ ضبطُ قطع کردم و دست بردم سمت کاغذ و قلم
میدونی لازمه برای این روزایی که به قول خودت بدتر از برج زهرمار شدم و با یه من عسلم از گلو پایین نمیرم یه چیزایی رو بهت بگم :
~| ببخشید اگه بجای خنده داری غر زدنامو تحمل میکنی ؛
ببخشید اگه کنار من سخت میگذره ؛
ببخشید اگه همهی دق و دلیه روزامو سر تو خالی میکنم ؛
میدونی تو انقدر برام عزیزی که نمیتونم ببینم کسی دورت بیاد |~
#لواشک_زردآلو