هِنآس؛
یکی بیاد منو نجات بده .....!
فقط میتونم بگم کاش بعضی ادما نباشن تا گند بزنن به زندگی همه :/
دیگه دارم میرسم به تهش...
هر وقت میام ازت دست بکشم
تا دوباره اون چشمات رو می بینم وا میدم...
آخ اون چشمات چی داره؟!
من واقعا دیگه خسته شدم...
از این همه خواستن تو...
و اینکه تو حتی نمی دونی...
دلمو دزدید رفت...
حال دلمو دید رفت...
فقط ازم اسم کوچیکمو یه کلمه پرسید رفت...
تا دلمو بهش دادم...
از خواب و خوراک افتادم...
همه اینا تقصیر خودمه از بس که من ساده ام :)!
مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات
روی میزت راه می دهی؟
میشود وقتی مینویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
اگر خوابم برد
… موقع رفتن
جا نگذاری مرا روی میز!
از دلتنگیت میمیرم.
وقتی نیستی
میخواهم بدانم چی پوشیدهای
و هزار چیز دیگر
#عباس_معروفی