هِنآس؛
من دوست نداشتم ؟ *من تو گرما محکم بغلت کردم و گذاشتم اشکات بریزه رو پیرهن سفیدم .
من دوست نداشتم ؟
*من برات به دفتر شعر نوشتم .
عزیزم، اتفاقاً بزرگ میشی اصلا یادت نمیره، بزرگ میشی میبینی تروما شده، قایمش میکنی زیر فرش.
#حق_به_توان_بینهایت
هدایت شده از 🇵🇸𝕂𝕠𝕣𝕖𝕒𝕟 𝕝𝕚𝕓𝕣𝕒𝕣𝕪
آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا!
حالا که دل بریدم از بندت چرا!
دیر آمدی جانم ولی چه خوب که امدی
حالا که آسوده ام از خیالت آمدی
خیالی که شب و روز را یکی کرده بود
چه بگویمت، از کجا بگویم
دیگر نه من آنم که آمدی به دنبالش
نه تو آنی که من میخواستمش...
بزار بگم بهت ؛ تو برام مثل اون بوی خاک نم خورده ای ؛ مثل اخرین زنگ مدرسه . .
مثل نمره بیست توی ریاضی مثل بوی قرمه سبزی که میپیچه توی خونه . .
مثل اون انگیزه ای که از ذوقش خوابم نمیبره :)!💞
گفت از آدمی که قرار بود بشی چه خبر؟
گفتم مث من صبور نبود، یهشب رفت کوه و دیگه برنگشت.