سپس به همان چیزی که بودم برگشتم:
«یک سکوت طولانی، اجتناب از گفتگو و میل به تنهایی.»
هِنآس؛
می گفت:
همه ی انسان ها آزادی رو دوست دارند...
ولی من اسارت بین حصار دست های تو رو دوست دارم!
گفت:
قسم می خورم تو مرگ منی!
_یعنی خیلی دوسم داری؟
لبخند محوی زد و گفت:
[آره خیلی دوست دارم!]
_نعناع
نمیدونم میتونم منظورمو برسونم یا نه؛ ولی من اصلا حد وسط ندارم یا یکیو انقد دوس دارم که رو کوچک ترین کارش حساسم یا اصلا زنده مرده طرف برام اهمیتی نداره.
#حق_به_توان_بینهایت