eitaa logo
انگیزشی | حس زیبای زندگی😊
1.6هزار دنبال‌کننده
51هزار عکس
5.7هزار ویدیو
96 فایل
🥰کانــال حـس زیـبــای زنــدگی محل بارگذاری بهترین مطالب مــعنـوی؛ ارزشـــی؛ انـگیزشی... با یــک حس خـــوب و عــالی بــا مـــا هــمــراه باشید🥰 🌟درسته برای پست ها خیلی زحـمت میکشیم ولی کپی حلالتون🦋 ارتباط مستقیم با مدیر کانال @Shahd_Behesht
مشاهده در ایتا
دانلود
چند در فکر سرا و غم منزل باشی؟ گذرد قافلۀ عمر و تو غافل باشی عزمِ بر هم زدن هر دو جهان گر داری هیچ تدبیر چنان نیست که یکدل باشی... صائب تبریزی @Shamim_best_gift
بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد در منزل تن مخسب و غافل منشین کز منزل عمر کاروان میگذرد مولانا @Shamim_best_gift
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
"تـکنیک «برد_برد» جهـت بهبـود روابـط زوجـین" 🌸 این تکنیک دو مرحله دارد. زمانی که از شما انتقاد می‌شود، ابتدا کاری کنید که همسرتان پیروز شود و سپس در ادامه شما پیروز شوید. یعنی «برد_برد»؛ برای درک بهتر تکنیک «برد_برد»، به مثال‌های زیر توجه کنید... 1⃣ زن (انتقاد): چرا میوه خراب خریدی؟ مرد: ببخشید تو راست میگی خوب نیستن، برای اومدن خونه عجله داشتم نتونستم برم از جای خوب بخرم. 👈 توضیح: مرد در مرحله اول خودش را مقصر نشان داد (برد زن) و در مرحله دوم در دفاع از خود استدلال آورد(برد مرد). یعنی: «برد_برد» 2⃣ مرد (انتقاد): چرا لباس رو سوزاندی؟ زن: ببخشید، بی‌دقتی کردم، خیلی باید مواظب می‌بودم. البته اتو هم خراب شده و باید تعمیر بشه و قرار شد که یک اتوی نو بخری یا اینکه تعمیر بشه که فراموش کردی. چندین بار تذکر داده بودم در این باره. 👈 توضیح‌: زن در مرحله اول مرد را برنده نشان داد، اما در مرحله دوم از خود دفاع کرد. یعنی: «برد_برد» 3⃣ مرد(انتقاد) :چرا اینقدر دیر آمدی؟ زن: ببخشید، خیلی دیر شد، همش ناراحت بودم و فکر تو بودم که دیر نشه. اما واقعا خیابان شلوغ بود و توی ترافیک گیر کردم و قبلش هم توی نانوایی زیاد معطل شدم 👈 توضیح: زن در مرحله اول مرد را برنده می‌کند و سپس خودش را برنده نشان می‌دهد. یعنی: «برد_برد» 🍁🌱🍁🌱🌸🌱🍁🌱🍁 @Shamim_best_gift
🌹"هفت عادت سازنده همسران مهرورز" 👈 حمايت 👈 تشويق 👈 احترام 👈 اعــتماد 👈 پذیــرش 👈 گوش سپردن 👈 گفتگوی هميشگی بر سر اختلافات @Shamim_best_gift
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸حدیث عشق ♥️ زن و شوهر؛ هر چه بیشتر به هم محبت کنند، زیادی نیست. آنجایی که محبت هرچه زیاد شود ایراد ندارد، محبت زن و شوهر است. خود محبت هم اعتماد می‌آورد... "مقام معظم رهبری" @Shamim_best_gift
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸داستان شب ریشه ضرب المثل/ دست بده ندارد روزی از روزها، در شهری مرد خسیسی زندگی می‌کرد که حواسش بود تا ذره‌ای از دارایی‌هایش کم نشود. این مرد از صبح تا شب مشغول حساب و کتاب اموالش بود تا جایی که از خیلی اتفاقات دنیای اطرافش غافل می‌ماند. بارها پیش آمده بود وقتی او داخل حجره‌اش سرگرم کارش است، دوستان و اهالی بازار که از جلوی حجره او می‌گذشتند به او سلام می‌کردند ولی او آنقدر مشغول کارش بود که اصلاً متوجه حضور آنها نمی‌شد. حتی گاهی پیش می‌آمد که مرد خسیس مسیر رفت و برگشت از حجره تا خانه را هم در حال حساب و کتاب طی می‌کرد. یکی از همین روزها که تاجر سخت مشغول کارش بود اصلاً متوجه نشد که تاجر کمی از مسیر اصلی خارج شده و همینطور که راه می‌رفت داخل چاهی افتاد، اما از خوش‌شانسی چاه هنوز کامل نشده بود و هنوز به آب نرسیده بود خیلی عمیق نبود. مرد خسیس که در داخل چاه گیر افتاده بود و نمی‌توانست خودش به تنهایی از چاه خارج شود، فریاد زد و از رهگذران کمک خواست. رهگذران وقتی به سر چاه می‌رفتند و می‌دیدند مرد خسیس در چاه گیر افتاده می‌گفتند: در چاه چی پیدا کردی؟‌ حتماً برای یافتن گنج به آنجا رفتی. هرچه مرد خسیس می‌گفت: نه به خدا من در این چاه گیر افتادم کمکم کنید تا از اینجا نجات پیدا کنم. مردم راهشان را می‌گرفتند و می‌رفتند. مرد خسیس دوباره داد می‌زد و کمک می‌خواست ولی هرکس می‌دید که او در چاه گیر افتاده بدون اینکه کمکی به او کند یا راهش را می‌گرفت و می‌رفت یا اینکه متلکی به او می‌گفت: به درک تو اگر دست و پایت هم بشکند، حقت هست. تو فقط مواظب اموالت باش. در نهایت مرد خسیس آنقدر در آن چاه از مردم کمک خواست و مردم آنقدر به او طعنه و کنایه زدند و راهشان را ادامه دادند و رفتند تا اینکه دل یک نفر به رحم آمد و گفت: خوب کار او بد، ولی ما نمی‌توانیم آنقدر به او کمک نکنیم تا اینکه در چاه بمیرد فرق ما با او که این کارهای زشت را انجام داده در چیست؟ اگر به او کمک نکنیم، کار ما هم خیلی بد است. مردم گفتند: خوب طنابی را در داخل چاه می‌اندازیم، تا او طناب را به کمرش ببندد بعد چند نفری با کشیدن طناب او را از چاه بیرون می‌آوریم. دیگری گفت: چند نفر لازم نیست! این مرد خسیس آنقدر غذا نخورده و پولهایش را جمع کرده که ذره‌ای گوشت در بدنش پیدا نمی‌شود. سبک است و یک نفری هم می‌شود طناب را کشید و او را از چاه بیرون آورد. فرد دیگری گفت: اصلاً این کارها لازم نیست این چاه عمقی ندارد. دستمان را دراز کنیم می‌توانیم دستش را بگیریم و از چاه بیرون بکشیمش. بقیه هم فکر این مرد را قبول کردند. از بینشان فردی را که قوی‌تر از همه بود به لب چاه فرستادند تا دست مرد خسیس را بگیرد و او را از چاه بیرون بکشد. مرد لب چاه خوابید، دستش را دراز کرد و گفت: حالا دستت را بده به من تا تو را بیرون بکشم. همه بیرون از چاه منتظر بودند تا مرد خسیس دست این مرد قوی هیکل را بگیرد و بیرون بیاید، ولی این اتفاق نیفتاد. مردم گمان کردند مرد خسیس صدای این مرد را نشنیده. از او خواستند این بار با صدای بلندتری او را صدا کند، ولی باز مرد خسیس دستش را بلند نکرد و دست او را نگرفت. یک نفر که از همسایه‌های مرد خسیس بود و او را خوب می‌شناخت جلو رفت و گفت: زحمت نکشید. این مرد دست بده ندارد او فقط دست بگیر دارد! مرد قوی هیکل گفت: یعنی چی؟ و فریاد زد اگر می‌خواهی از چاه بیرون بیاورمت دست مرا بگیر. مرد خسیس که چاره‌ای نداشت هر جوری بود دست مرد قوی هیکل را گرفت و از چاه بیرون آمد. 🍀🕊🍀🕊💐🕊🍀🕊🍀 @Shamim_best_gift
خدا را دوست بدارید حداقلش این است که یکی را دوست دارید که همیشه همراه شماست و روزی به او می رسید @Shamim_best_gift
روزها بی تو گذشت و غربتت تایید شد چون دعای فرج ما همه با تردید شد بارها نامه نوشتم که بیا اما حیفـــــ معصیت کردہ ام و غیبت تو تمدید شد 🌟شب بخیر امام زمانم🌟 @Shamim_best_gift
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا