كلمات را با دقت خرج كنيم ...کلمه میتواند ؛
تو را مشتاق کند مثل: "دوستت دارم"
تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"
تو را تلخ کند مثل: "خسته ام"
تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"
تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"
تو را سست کند مثل: "نمیتوانم"
تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"
تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"
کلمه میتواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم ،
از همین نقطه تغییر میکنم ،
از همین دم یک طرح نو میزنم ،
میتوانم ، میخواهم ، میشود
🕊🌱🕊🌱🌸🌱🕊🌱🕊
@Shamim_best_gift
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مطمئن باش
همون جورےکه اتفاقی
همه چےروازدست
میدیم
یه بارهم برحسب اتفاق
همه چےروبدست میاریم
امیدوارم همین الان
به دست بیاریدچیزایے
روکه ازدست دادید
@Shamim_best_gift
💠خصوصیات بارز اخلاقی
📚به نقل از همسر شهید
🌷همیشه به همسرش میگفت به من نگو خدا قوت...بهترین دعا اینه که بگی الهی شهید شی.
🌷هیچ وقت در آزمون دانشگاه تقلب نمیکرد، میگفت حقوقی که از سوادم میگیرم باید حلال باشه.
🌷همیشه عادت داشت قرآن با معنی مطالعه میکرد و عادت به تامل داشت.
🌷نماز اول وقت میخوند و اگه ما دیرتر میخوندیم، می گفت نماز اول وقت فوت نشه ها، حواسش جمع جمع بود...
🌷به بزرگتر خیلی احترام میگذاشت حتی اگه بنده خدا، طرف اشتباه می کرد.
🌷همیشه برای همه دعا میکرد خدا هدایتشون کنه.
🌷بهترین علاقه اش مطالعه کتاب و شعر گفتن بود.
متن های عارفانه زیادی از حمید عزیز به جا مونده.
🌷همیشه میگفت مدافع حرم خانم زینب باید مثل حضرت اباالفضل شهید شه که نحوه شهادتشون بی شباهت نبوده...
🌷دست و پای راست به حالت قطع و دست و پای چپ به حالت کاملا خورد شده و احشای داخلی متلاشی و بینی هم شکسته ...
🌷تمام لحظات شهادت ذکر لبش یا صاحب الزمان و یا حسین بوده.
🌷گفته انا لله و انا الیه راجعون که دوستاش گفتن نگو حمید جان زوده که گفته نه دیگه وقتشه ....
🌷وقتی مسواکشو انداخت بیرون همسرش مسواک رو بر می داره میگه بزار یادگاری بمونه ...حالا شده یادگاری....
🌷این شهید به امانت سپرده شد به خاک تا هنگام ظهور مولایش امام زمان عج رجعت کند.
شهید حمید سیاهکالی مرادی
🌹🌾🌹🌾💓🌾🌹🌾🌹
@Shamim_best_gift
بخشی از زندگینامه
شهید سید جاسم نوری
شهید مدافع حرم «سید جاسم نوری» در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۶ در حمیدیه چشم به جهان گشود. وی در روزهای نخست جنگ تحمیلی در دوران هشت سال دفاع مقدس حضور داشت که هوش و ذکاوتش سبب شد در سن ۱۳ سالگی به سمت فرمانده گردان امام علی (ع) منصوب شود.
سرانجام پس از حضور در عراق برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) و تشکیل لشکر حضرت عباس (ع) در تاریخ هفتم خرداد ۱۳۹۴ در نزدیکی شهر الرمادی استان الانبار عراق توسط تروریست تکفیری مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان در مدینه الطب بغداد به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
@shamim_best_gift
من محمدتقی را از همان دوران خردسالی و دوران مدرسه میشناختم و بعدها باهم در آرماتوربندی پیش هم کار میکردیم.
محمدتقی بسیار سخت کوش بود. با این کار سنگین ، پول تو جیبی مدرسهاش را در میآورد تا هزینهای از دوش خانواده کم کند. سر کار که بودیم در سختترین شرایط کاری در هوای سرد و گرم یا با خستگی زیاد هیچگاه نمازش فراموش نمیشد.
محمدتقی در برابر پدر و مادر بسیار متواضع و فروتن بود و با نهایت احترام با پدر و مادر برخورد میکرد. حتی در کارهای روزمرهی عادی حتی زمان تماس تلفنی با پدر یا مادرش اگر کسی نمیدانست، فکر میکرد با فرماندهاش یا یک فرد بسیار مهم کشوری یا لشکری صحبت میکند.
مــدافــــع حــــرم
شھیدمحمدتقےسالخـــورده
#Shamim_best_gift