قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…
آدمها بزرگ شدن بلد نیستن:/
آنها دوست دارن بازی های کودکانه را🌶
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است🌶
میشه بیای؟
این صبری که تو خودم میبینم برای من نیست:/
تحمل نبودنت و تو خودمنمیبینم ولی دارم صبر میکنم.دارمتحمل میکنم.
بیا.
معلومنیست تا کی بتونم با نبودنت روزامو شب کنم.شبامو روز🌶