Hester's Garden
نمیدونم با چه امیدی دارم میرم بیرون وقتی انقد نامرتبم چادرم چروکه دیشب رفته تو آب پایینش روش بستنی
تازه روی روسریم هم بستنی ریخته بود ولی خب من از یه طرف دیگه پوشیدمش که بستنیاش معلوم نباشه🤣
حس غریبی و تنهایی کلا بده
ولی حس غریبی و تنهایی تو مکان آشنا صد برابر بدتره
Hester's Garden
وای تو آسانسور دو نفر خیلی عاشقانه باهم بودن در باز شد یک وضعیت معذبی 🤣
شبیه کیدراماها بود میدونین😂😭
این بنده خدا سر برنامه خواب من هلاک شد جدی اگه درستش نکنم فردا منو بلاک میکنه😭
چیکار کنم😭
تو پینترست یه سری عکسای گوگولی پیدا کردم و هر دفعه هم که میرم باز کشف میکنم ازشون خیلی کیوتن قلبم داره سوراخ میشه بذارید بفرستم براتون