هیهآت ؛
سلام برآنها که خاکرا در آغوش گرفتهاند حال آنکه ما به آغوش آنان بسیار محتاجتریم (:
گریههم برغم ِاین فاصله مرهم نشود ..
هیهآت ؛
امروز ، بین روضه
روضهخوان گفت :
- امامحسنیها کجان ؟
داغم تازه شد! برگشتم به اون لحظهای که
با تلقین شونتو تکون میدادن ،
و با بغض میگفتن اسمع افهم ..
برگشتم به اون لحظه که گفتن
و امیرالمومنین علیابن ابیطالب امامی
والحسن ابنعلی مجتبی امامی (:
آره عزیزم ..
بعضی از امام حسنیها میون هیئت اشک میریزن و از غربت آقاشون میسوزن!
بعضیهم جسماً زیرخاکن (:
اما روحشون کنار ِخود اماممجتبی روزی خوره ،
سربه دامانش نهادن و چشمشون اشک باره
اونها شاید بیشتر از امثال ما
شامل لطف کریم اهلبیتن ..
من حسینیشده دست امام حسنم ،
حسنیام بنویسید به روی کفنم(: