هیهآت ؛
سلام برآنها که خاکرا در آغوش گرفتهاند حال آنکه ما به آغوش آنان بسیار محتاجتریم (:
گُمان مبر که فراموش کردمت ، هیهآت ؛
ز پیش گرچه برفتی ، نرفتی از یادم..
بعداز تو ، من نمُردم ، اما زندههم نماندم..
کاش میتوانستم شرح دهم؛
چه حجمِ اندوهی
از سوگ ِتو بر دوش میکشم..
انگار که نیمی از وجودم
به خاموشی نشسته باشد !
انگار که نیمهجان
در مزار ِخویش خفته باشم..
هیهآت ؛
دربند ِجُنون../
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران کهچو شمع ؛
جز فنایخودم از دست تو تدبیر نبود..
@mbn_motlagh 454_12578571497966.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
ای که مهجوری عشّاق ؛
رواء میداری .